照片: Narrata
他们的故事
关于Ashkan Erarshoushtari遇害经过的叙述尚未记录。 如果您知道发生了什么,请告诉我们。
这个姓名也出现在伊朗政府自己的名单上。
他们的故事
جاویدنام اشکان عرارشوشتری؛ او که گفت نمیتونم بیشرف باشم
اشکان عرارشوشتری، متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰، فرزند دوم خانواده بود. یک برادر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر داشت. زادگاهش خوزستان بود، اما سالها در شهرک اندیشه کرج زندگی میکرد. او دانشآموخته مقطع کارشناسی بود و در یک شرکت تولید دارو مشغول به کار بود. اشکان در هجدهسالگی مادرش را از دست داد؛ فقدانی که مسیر زندگیاش را تغییر داد. از آن پس، سنگ صبور و تکیهگاه پدر سالخوردهاش شد و با تمام توان از او مراقبت میکرد. او انسانی پرانرژی، خوشبرخورد و سرشار از شور زندگی بود. همیشه برنامهریز سفرها و دورهمیهای خانوادگی و دوستانه بود و هر جا حضور داشت، خنده و صمیمیت را با خود میآورد. برای اطرافیانش ارزش بسیاری قائل بود و هرگز نمیخواست کسی از او دلگیر شود. گاهی آنقدر به دیگران فکر میکرد که خودش را فراموش میکرد. پیش از اعتراضات دیماه، از تصمیمش برای حضور در خیابان سخن گفته بود. همانند مجیدرضا، از اطرافیانش خواسته بود اگر روزی برایش اتفاقی افتاد، به جای عزاداری، زندگی را جشن بگیرند. در آخرین روزهای زندگیاش چنین وصیت کرد: «فقط لطفاً، لطفاً، لطفاً... اگر اتفاقی افتاد، دارم میگم، به خانوادهام هم گفتم، به همه گفتم؛ مشکی نپوشید، قرآن نخونید، صدام کنید، کِل بزنید.» و زمانی که یکی از نزدیکانش از او خواست در اعتراضات شرکت نکند، تنها یک جمله گفت: «نمیتوانم بیشرف باشم» سرانجام شامگاه ۱۸ دی، اشکان در اعتراضات فاز یک اندیشه حضور یافت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه کمر به قتل رسید. پس از ناپدید شدنش، خانواده روزها در جستوجوی او بودند. از کلانتری و زندان گرفته تا پلیس امنیت و بسیج را زیر پا گذاشتند، اما هیچ نشانی از او پیدا نکردند. در ابتدا تصور میکردند بازداشت شده است، اما چهار روز بعد، در ۲۲ دی، پیکر او را در کهریزک یافتند. مراسم خاکسپاریاش نیز در ۲۴ دی برگزار شد. خانواده هنگام تحویل پیکر، آثار خون خشکشده را بر بینی و دهان او مشاهده کردند. اشکان سرشار از امید، آرزو و برنامه برای آینده بود. یکی از آرزوهایش خرید یک پژو ۲۰۷ مشکی بود. رانندگی را با تمام وجود دوست داشت و از سرعت لذت میبرد. رویای سفر به کشورهای مختلف را در سر میپروراند و همیشه از برزیل به عنوان یکی از مقصدهای محبوبش یاد میکرد؛ کشوری که به باور او طبیعتی زیبا و شگفتانگیز داشت. او به بازیگری و تئاتر علاقه فراوانی داشت و در کنار آن، خانواده برایش مهمترین سرمایه زندگی بود. عاشق طبیعت و سفر بود و تقریباً هر آخر هفته، برنامهای برای طبیعتگردی در اطراف تهران و کرج با خانواده تدارک میدید. در میان تمام وابستگیهایش، علاقهاش به دختر خواهرش جایگاه ویژهای داشت. هر زمان کنار او بود، تمام وقتش را صرف بازی و همصحبتی با او میکرد. همیشه میگفت: «او پرنسس داییاش است؛ قلب داییاش است» و با شوق از آیندهای حرف میزد که قرار بود روزی او را به دانشگاه برساند و برای دیدنش برود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: سپهر · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۸ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
照片与视频
我们所知
尚未记录:死因, 遇害日期, 地点。 帮助完成此记录
帮助验证并完成此记录
如果您认识Ashkan Erarshoushtari或有要添加的内容,每个细节都有帮助。
来源与证据
每份名单对姓名和地名的拼写各不相同。我们按原文照录。
各来源如何记录这个姓名 (2)
| 来源 | 原文姓名 | 地点 | 日期 |
|---|---|---|---|
| Office of the President of Iran | اشکان عرارشوشتری | — | — |
| Narrata | اشکان عرارشوشتری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
记录信息
- 记录编号
- VCBA7BDD
- 证据等级
- D 尚未找到该姓名的可信来源
Added 2026年10月15日 · updated 2026年10月29日
纪念消息
为Ashkan Erarshoushtari留下几句纪念的话。消息经审查后显示。