الصورة: Narrata
Ashkan Erarshoushtari
اشکان عرارشوشتری
٣٤ سنوات
هذا السجل يحتاج تحققًا — ليس مزيفًا أو مشكوكًا، يحتاج مصدرًا آخر فقط.
قصتهم
لم تُسجَّل بعد أي رواية عن كيفية مقتل Ashkan Erarshoushtari. إن كنت تعرف ما حدث، فأخبرنا.
هذا الاسم وارد أيضًا في قائمة الحكومة الإيرانية نفسها.
روايتهم
جاویدنام اشکان عرارشوشتری؛ او که گفت نمیتونم بیشرف باشم
اشکان عرارشوشتری، متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰، فرزند دوم خانواده بود. یک برادر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر داشت. زادگاهش خوزستان بود، اما سالها در شهرک اندیشه کرج زندگی میکرد. او دانشآموخته مقطع کارشناسی بود و در یک شرکت تولید دارو مشغول به کار بود. اشکان در هجدهسالگی مادرش را از دست داد؛ فقدانی که مسیر زندگیاش را تغییر داد. از آن پس، سنگ صبور و تکیهگاه پدر سالخوردهاش شد و با تمام توان از او مراقبت میکرد. او انسانی پرانرژی، خوشبرخورد و سرشار از شور زندگی بود. همیشه برنامهریز سفرها و دورهمیهای خانوادگی و دوستانه بود و هر جا حضور داشت، خنده و صمیمیت را با خود میآورد. برای اطرافیانش ارزش بسیاری قائل بود و هرگز نمیخواست کسی از او دلگیر شود. گاهی آنقدر به دیگران فکر میکرد که خودش را فراموش میکرد. پیش از اعتراضات دیماه، از تصمیمش برای حضور در خیابان سخن گفته بود. همانند مجیدرضا، از اطرافیانش خواسته بود اگر روزی برایش اتفاقی افتاد، به جای عزاداری، زندگی را جشن بگیرند. در آخرین روزهای زندگیاش چنین وصیت کرد: «فقط لطفاً، لطفاً، لطفاً... اگر اتفاقی افتاد، دارم میگم، به خانوادهام هم گفتم، به همه گفتم؛ مشکی نپوشید، قرآن نخونید، صدام کنید، کِل بزنید.» و زمانی که یکی از نزدیکانش از او خواست در اعتراضات شرکت نکند، تنها یک جمله گفت: «نمیتوانم بیشرف باشم» سرانجام شامگاه ۱۸ دی، اشکان در اعتراضات فاز یک اندیشه حضور یافت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه کمر به قتل رسید. پس از ناپدید شدنش، خانواده روزها در جستوجوی او بودند. از کلانتری و زندان گرفته تا پلیس امنیت و بسیج را زیر پا گذاشتند، اما هیچ نشانی از او پیدا نکردند. در ابتدا تصور میکردند بازداشت شده است، اما چهار روز بعد، در ۲۲ دی، پیکر او را در کهریزک یافتند. مراسم خاکسپاریاش نیز در ۲۴ دی برگزار شد. خانواده هنگام تحویل پیکر، آثار خون خشکشده را بر بینی و دهان او مشاهده کردند. اشکان سرشار از امید، آرزو و برنامه برای آینده بود. یکی از آرزوهایش خرید یک پژو ۲۰۷ مشکی بود. رانندگی را با تمام وجود دوست داشت و از سرعت لذت میبرد. رویای سفر به کشورهای مختلف را در سر میپروراند و همیشه از برزیل به عنوان یکی از مقصدهای محبوبش یاد میکرد؛ کشوری که به باور او طبیعتی زیبا و شگفتانگیز داشت. او به بازیگری و تئاتر علاقه فراوانی داشت و در کنار آن، خانواده برایش مهمترین سرمایه زندگی بود. عاشق طبیعت و سفر بود و تقریباً هر آخر هفته، برنامهای برای طبیعتگردی در اطراف تهران و کرج با خانواده تدارک میدید. در میان تمام وابستگیهایش، علاقهاش به دختر خواهرش جایگاه ویژهای داشت. هر زمان کنار او بود، تمام وقتش را صرف بازی و همصحبتی با او میکرد. همیشه میگفت: «او پرنسس داییاش است؛ قلب داییاش است» و با شوق از آیندهای حرف میزد که قرار بود روزی او را به دانشگاه برساند و برای دیدنش برود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: سپهر · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۸ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
صور وفيديوهات
ما نعرفه
- العمر
- ٣٤
- اسم الأب
- عبداللهادی (بالفارسية) ↗
- Born
- الثلاثاء ٧ مايو ١٩٩١ ↗
- Interests
- سفر، طبیعت (بالفارسية) ↗
لم يُسجَّل بعد: سبب الوفاة, تاريخ المقتل, المكان. ساعد في إكمال هذا السجل
ساعد في التحقق من هذا السجل وإكماله
إذا كنت تعرف Ashkan Erarshoushtari، أو لديك شيء تضيفه، كل تفصيل يساعد.
المصادر والأدلة
لكل قائمة طريقتها في كتابة الأسماء والأماكن. نعرضها كما وردت.
كيف سجّلت المصادر هذا الاسم (٢)
| المصدر | الاسم كما ورد | المكان | التاريخ |
|---|---|---|---|
| Office of the President of Iran | اشکان عرارشوشتری | — | — |
| Narrata | اشکان عرارشوشتری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
منشورات ومقاطع فيديو (١)
عُثر على ١ منشورًا. يُفتح كل رابط في موقعه الأصلي.
معلومات السجل
- رقم السجل
- VCBA7BDD
- درجة الدليل
- D لم يُعثر بعد على مصدر موثوق لهذا الاسم
Added ١٥ أكتوبر ٢٠٢٦ · updated ٢٩ أكتوبر ٢٠٢٦
رسائل تذكارية
اكتب بضع كلمات في ذكرى Ashkan Erarshoushtari. تظهر الرسائل بعد المراجعة.
Write a message for Ashkan Erarshoushtari…
هل تعرف Ashkan Erarshoushtari؟ أضف معلومات أو صورًا
اسم أو صورة أو تفصيل واحد يمكن أن يساعد في إكمال هذا السجل.
أضف معلومات أو صورًا