الصورة: Narrata
Siavash Esmaeili
سیاوش اسماعیلی
٢٨ سنوات · Qarchak، طهران
الخميس ٨ يناير ٢٠٢٦
هذا السجل يحتاج تحققًا — ليس مزيفًا أو مشكوكًا، يحتاج مصدرًا آخر فقط.
قصتهم
لم تُسجَّل بعد أي رواية عن كيفية مقتل Siavash Esmaeili. إن كنت تعرف ما حدث، فأخبرنا.
روايتهم
جاویدنام سیاوش اسماعیلی؛ قرار بود پدر «کوروش» باشد
هجدهم دی، سیاوش اسماعیلی، مثل بیشتر روزهای زندگیاش، از باشگاه به خانه برگشت. ساعت حدود هفت شب بود. پس از صرف شام، دقایقی با خانواده گفتوگو کرد و خندید. حدود ساعت ۹:۳۰ از خانه خارج شد تا به تظاهرات بپیوندد. کسی نمیدانست آن گفتوگوی کوتاه، آخرین گفتوگویشان خواهد بود. خانواده بیش از هر چیز دوستش داشتند. سیاوش تنها بیستوهشت سال داشت؛ جوانی خوشبرخورد، ورزشکار، بدنساز و قهرمان کشتی کشور که برای گذران زندگی رانندهٔ اسنپ بود. بیشتر روزهایش میان کار، خانه و باشگاه میگذشت. برای آینده برنامه داشت. میخواست تا عید خودروی تازهای بخرد، به خواستگاری برود، زندگی مشترکش را آغاز کند و اگر روزی صاحب پسری شد، نامش را «کوروش» بگذارد؛ کوروش اسماعیلی. رؤیایی ساده که بارها با لبخند از آن حرف زده بود. آن شب، میدان کلانتری قرچک شلوغ بود. مردم دستخالی بودند و شعار میدادند. اما همهچیز در چند لحظه تغییر کرد؛ صدای تیراندازی، دود گاز اشکآور و جمعیتی که هر کس دیگری را صدا میزد تا گم نشود. «سیاوش... سیاوش... تیر جنگیه...» در میان دود و هیاهو، دیگر هیچ صدایی به او نمیرسید. حدود ساعت دهونیم شب، گلولهای به گردن سیاوش اصابت کرد. شاهدان میگویند تیر از سمت ساختمانی بلند، در نزدیکی ساختمان سنتنیال، شلیک شده بود. وقتی به او رسیدند، غرق خون روی زمین افتاده بود. او را با شتاب به بیمارستان ستاری رساندند، اما پزشکان گفتند ریههایش از خون پر شده و قلبش از تپش ایستاده است. گلوله از سمت چپ گردن، نزدیک چانه، وارد شده، شاهرگ را در پایین گوش دریده و در همان ناحیه باقی مانده بود. فردای آن روز، نوزدهم دی، خانواده برای تحویل گرفتن پیکر سیاوش راهی بیمارستان شدند. در گواهی فوت، علت مرگ را «جسم سخت پرتابشونده» نوشته بودند؛ عبارتی که فاصلهای عمیق با آنچه بر پیکر او گذشته بود، داشت. اجازه ندادند پیکرش در جای دیگری به خاک سپرده شود. تنها مقصد، بهشت فاطمهٔ قرچک بود. صبح بیستودوم دی، در سکوت و زیر نگاه خانواده و دوستانش، خاک بر آرزوهایی ریخته شد که هنوز فرصت زندگی پیدا نکرده بودند. سیاوش دیگر هیچگاه پشت فرمان خودرویی که برای خریدنش برنامهریزی کرده بود ننشست. هرگز به خواستگاری نرفت. هرگز پسری نداشت تا نامش را کوروش بگذارد. اما آن نام، در ذهن کسانی که آرزوهای ناتمامش را شنیده بودند، همچنان زنده مانده است؛ یادآور جوانی که آینده را با همهٔ جزئیاتش تصور کرده بود، اما فرصت رسیدن به آن را پیدا نکرد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۴/۲۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
صور وفيديوهات
ما نعرفه
- العمر
- ٢٨
- تاريخ المقتل
- الخميس ٨ يناير ٢٠٢٦
- المكان
- Qarchak، طهران
لم يُسجَّل بعد: سبب الوفاة. ساعد في إكمال هذا السجل
تفاصيل الدفن
- المقبرة
- بهشت فاطمه قرچک
ساعد في التحقق من هذا السجل وإكماله
إذا كنت تعرف Siavash Esmaeili، أو لديك شيء تضيفه، كل تفصيل يساعد.
المصادر والأدلة
لكل قائمة طريقتها في كتابة الأسماء والأماكن. نعرضها كما وردت.
كيف سجّلت المصادر هذا الاسم (١)
| المصدر | الاسم كما ورد | المكان | التاريخ |
|---|---|---|---|
| Narrata | سیاوش اسماعیلی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
منشورات ومقاطع فيديو (٠)
لم يُسجَّل بعد أي منشور أو مقطع فيديو لهذا الاسم.
معلومات السجل
- رقم السجل
- V534D617
- درجة الدليل
- D لم يُعثر بعد على مصدر موثوق لهذا الاسم
Added ٢٥ أكتوبر ٢٠٢٦ · updated ٢٩ أكتوبر ٢٠٢٦
رسائل تذكارية
اكتب بضع كلمات في ذكرى Siavash Esmaeili. تظهر الرسائل بعد المراجعة.
Write a message for Siavash Esmaeili…
هل تعرف Siavash Esmaeili؟ أضف معلومات أو صورًا
اسم أو صورة أو تفصيل واحد يمكن أن يساعد في إكمال هذا السجل.
أضف معلومات أو صورًا