Mehrdad Fallahi Nashroudkoli
مهرداد فلاحی نشرودکلی
٤٨ سنوات
هذا السجل يحتاج تحققًا — ليس مزيفًا أو مشكوكًا، يحتاج مصدرًا آخر فقط.
قصتهم
لم تُسجَّل بعد أي رواية عن كيفية مقتل Mehrdad Fallahi Nashroudkoli. إن كنت تعرف ما حدث، فأخبرنا.
هذا الاسم وارد أيضًا في قائمة الحكومة الإيرانية نفسها.
روايتهم
جاویدنام مهرداد فلاحی نشرودکلی
آخرین سفارشی که از کارگاه بیرون رفت، احتمالاً مثل دهها سفارش دیگر قرار بود گوشه خانهای جا بگیرد؛ با همان چوبی که با دستهای مهرداد فلاحی نشرودکلی جان گرفته بود. سالها با چوب زندگی کرده بود؛ برش میزد، میتراشید، سنباده میکشید و از دل تختههای خام، میز و صندلی و کمد میساخت. مردی ۴۸ ساله از رشت که روزهایش میان کار، خانواده و رؤیای آینده دو فرزندش میگذشت. نزدیکانش از او به عنوان مردی شریف، خوشنام و زحمتکش یاد میکنند. زندگیاش تجملی نبود؛ حاصل سالها کار بود و دلخوشیاش خانهای که با صدای فرزندانش جان میگرفت. با این همه، دغدغهاش از دیوارهای خانه فراتر میرفت. بارها گفته بود: «آزادی چیزیست که باید برایش ایستاد.» باور داشت تغییر، از تصمیم هر انسان آغاز میشود؛ از همان سهم کوچکی که اگر کسی از آن شانه خالی نکند، آینده شکل دیگری پیدا خواهد کرد. هجدهم دی ۱۴۰۴، خیابانهای رشت بار دیگر پر از مردمی شد که خواستهشان را فریاد میزدند. مهرداد نیز میان همان جمعیت بود. در حوالی سبزهمیدان، گلولههای جنگی جای پاسخ را گرفتند. یکی از همان گلولهها به قلب او نشست و زندگی مردی را پایان داد که صبح آن روز، مانند همیشه، از خانه بیرون رفته بود. مرگ مهرداد پایان رنج خانوادهاش نبود. هنوز فرصت وداع پیدا نکرده بودند که فشارهای امنیتی آغاز شد. از خانواده خواستند او را «بسیجی» معرفی کنند؛ روایتی که حقیقت زندگی و مرگش را وارونه میکرد. خانواده این خواسته را نپذیرفتند. چند روز بعد، پیکرش را با تعهد و تهدید تحویل گرفتند و شبانه، در آرامستان باغ رضوان رشت، به خاک سپردند؛ بیآنکه اجازه داشته باشند سوگواری را آنگونه که میخواستند برگزار کنند. چهل روز بعد، دخترش چند سطر نوشت؛ سطرهایی که بیش از هر روایت دیگری از جای خالی پدر سخن میگفت: «تو نخستین ستاره آسمانم بودی که در سیاهترین شبها درخشیدی... مردان نور نمیمیرند، در قامت فرزندانشان دوباره طلوع میکنند.» مهرداد از میان خانوادهاش رفت، اما جملهای که همیشه تکرار میکرد، برای آنان باقی ماند؛ «آزادی چیزیست که باید برایش ایستاد.» شاید امروز این جمله، بیش از هر زمان دیگری، صدای خود او باشد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۵/۰۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
ما نعرفه
- العمر
- ٤٨
- اسم الأب
- محمد (بالفارسية) ↗
لم يُسجَّل بعد: سبب الوفاة, تاريخ المقتل, المكان. ساعد في إكمال هذا السجل
تفاصيل الدفن
- المقبرة
- باغ رضوان رشت
ساعد في التحقق من هذا السجل وإكماله
إذا كنت تعرف Mehrdad Fallahi Nashroudkoli، أو لديك شيء تضيفه، كل تفصيل يساعد.
المصادر والأدلة
لكل قائمة طريقتها في كتابة الأسماء والأماكن. نعرضها كما وردت.
كيف سجّلت المصادر هذا الاسم (٢)
| المصدر | الاسم كما ورد | المكان | التاريخ |
|---|---|---|---|
| Office of the President of Iran | مهرداد فلاحی نشرودکلی | — | — |
| Narrata | مهرداد فلاحی نشرودکلی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
منشورات ومقاطع فيديو (١)
عُثر على ١ منشورًا. يُفتح كل رابط في موقعه الأصلي.
معلومات السجل
- رقم السجل
- VC3C5965
- درجة الدليل
- D لم يُعثر بعد على مصدر موثوق لهذا الاسم
Added ١٥ أكتوبر ٢٠٢٦ · updated ٢٩ أكتوبر ٢٠٢٦
رسائل تذكارية
اكتب بضع كلمات في ذكرى Mehrdad Fallahi Nashroudkoli. تظهر الرسائل بعد المراجعة.
Write a message for Mehrdad Fallahi Nashroudkoli…
هل تعرف Mehrdad Fallahi Nashroudkoli؟ أضف معلومات أو صورًا
اسم أو صورة أو تفصيل واحد يمكن أن يساعد في إكمال هذا السجل.
أضف معلومات أو صورًا