الصورة: https://witness.report/people/13c95547-0311-11f1-9fbd-560003f1f421/mehdi-pourhajibagher
Mehdi Pourhaji Bagher
مهدی پورحاجی باقر
٤٨ سنوات
هذا السجل يحتاج تحققًا — ليس مزيفًا أو مشكوكًا، يحتاج مصدرًا آخر فقط.
قصتهم
لم تُسجَّل بعد أي رواية عن كيفية مقتل Mehdi Pourhaji Bagher. إن كنت تعرف ما حدث، فأخبرنا.
هذا الاسم وارد أيضًا في قائمة الحكومة الإيرانية نفسها.
روايتهم
جاویدنام مهدی پورحاجی باقر؛ دایی
مهدی آن شب همراه با خواهرزادهاش، آرش عسگری، در محدودهی تهرانسر، در غرب پایتخت، در اعتراضات حضور داشت. در جریان اعتراضات، مهدی هنگامی که داشت به دو نفر کمک میکرد، هدف تیراندازی قرار گرفت. گلوله به پهلوی او اصابت کرد و مهدی بر اثر این جراحت جان خود را از دست داد. آرش هم در آن لحظات کنار داییاش بود که گلولهی جنگی به سرش اصابت کرد و در دم جان باخت. مهدی و خواهرزادهاش همان شب، کنار یکدیگر کشته شدند. مهدی از اهالی شهریار و پدر دو فرزند بود و در کنار شغل و زندگی روزمرهاش، علاقهی ویژهای به ورزش داشت. بیلیارد از علاقهمندیهایش بود و در کاراته نیز به سبک شیتوریو و بخش کومیته علاقه داشت. در جملهای که از مهدی به یادگار مانده، شاید بتوان نگاه او به زندگی را اینگونه خلاصه کرد: «زندگی آسانتر نمیشود؛ این تو هستی که قویتر میشوی.» در میان اعضای خانواده، مهدی را با محبت «دایی» صدا میزدند؛ نامی صمیمانه که از نزدیکی و جایگاه او در میان خانواده حکایت داشت. در تصاویر و ویدئوهایی که از او به یادگار مانده است، مهدی را در حال رقصیدن و شادی میبینیم؛ مردی خوشمشرب و بانشاط که از لحظههای شاد زندگی لذت میبرد. دوستانش نیز از او بهعنوان انسانی بامعرفت و باارزش یاد کردهاند. همان دوستانی که شامگاه هجدهم دیماه در کنار مهدی و آرش بودند و آن شب با گذشت ماهها هنوز برایشان به پایان نرسیده است. یکی از آنان، شش ماه بعد، اینگونه نوشت: «شش ماه پیش خیلیهامون زدیم بیرون و خیلیهامون برنگشتیم. تو هم از همونایی بودی که برنگشت و منِ گردنشکسته برگشتم. شش ماه پیش همین وقتها بود؛ اومدیم پارک، جمع شدیم که بریم. ما برگشتیم، ولی هنوز تو اون شب موندیم. شش ماه، شش سال و هرچقدر دیگه هم بگذره، حتی اگه ایرانمون آزاد بشه، من و ما دیگه آدمای سابق نمیشیم و از اون شب درنمیایم. شماها زندهاید؛ این من و آدمای شبیه منیم که مردیم و تا آخر عمرمون تو هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ گیر کردیم.» جزئیات زیادی از مراسم خاکسپاری مهدی و آرش در دست نیست. با این حال، نام هر دوی آنها بر روی یک سنگ مزار نقش بسته است و طبق گزارشهای رسیده، هر دو در امامزاده اسماعیل شهریار به خاک سپرده شدند. حضور نیروهای امنیتی در مراسم خاکسپاری آندو باعث شد امکان حضور شمار زیادی از مردم فراهم نباشد و مراسم با محدودیت برگزار شود. از مراسم چهلم مهدی و آرش، تصویری هم از خواهر مهدی به جامانده است؛ زنی که در یک شب هم برادرش را از دست داد و هم فرزندش را، اما با قامتی استوار در میان حاضران شکلات پخش میکند؛ با داغ دو عزیز بر دلش و جای خالی آنها در کنارش.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
ما نعرفه
لم يُسجَّل بعد: سبب الوفاة, تاريخ المقتل, المكان. ساعد في إكمال هذا السجل
تفاصيل الدفن
- المقبرة
- امامزاده اسماعیل شهریار
ساعد في التحقق من هذا السجل وإكماله
إذا كنت تعرف Mehdi Pourhaji Bagher، أو لديك شيء تضيفه، كل تفصيل يساعد.
المصادر والأدلة
لكل قائمة طريقتها في كتابة الأسماء والأماكن. نعرضها كما وردت.
كيف سجّلت المصادر هذا الاسم (٢)
| المصدر | الاسم كما ورد | المكان | التاريخ |
|---|---|---|---|
| Office of the President of Iran | مهدی پورحاجی باقر | — | — |
| Narrata | مهدی پورحاجی باقر | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
منشورات ومقاطع فيديو (١)
عُثر على ١ منشورًا. يُفتح كل رابط في موقعه الأصلي.
معلومات السجل
- رقم السجل
- VF225ABA
- درجة الدليل
- D لم يُعثر بعد على مصدر موثوق لهذا الاسم
Added ١٥ أكتوبر ٢٠٢٦ · updated ٢٩ أكتوبر ٢٠٢٦
رسائل تذكارية
اكتب بضع كلمات في ذكرى Mehdi Pourhaji Bagher. تظهر الرسائل بعد المراجعة.
Write a message for Mehdi Pourhaji Bagher…
هل تعرف Mehdi Pourhaji Bagher؟ أضف معلومات أو صورًا
اسم أو صورة أو تفصيل واحد يمكن أن يساعد في إكمال هذا السجل.
أضف معلومات أو صورًا