عکس: https://witness.report/people/13c95547-0311-11f1-9fbd-560003f1f421/mehdi-pourhajibagher
جاویدنام مهدی پورحاجی باقر
Mehdi Pourhaji Bagher
این پرونده نیازمند تأیید است؛ یعنی جعلی یا مشکوک نیست، فقط یک منبع دیگر لازم دارد. میتوانید کمک کنید؟
داستان او
هنوز روایتی قابل استناد از چگونگی جانباختن مهدی پورحاجی باقر به دست ما نرسیده. اگر میدانید چه بر سرش آمد، برایمان بنویسید.
این نام در فهرست رسمی حکومت هم آمده است.
روایت او
جاویدنام مهدی پورحاجی باقر؛ دایی
مهدی آن شب همراه با خواهرزادهاش، آرش عسگری، در محدودهی تهرانسر، در غرب پایتخت، در اعتراضات حضور داشت. در جریان اعتراضات، مهدی هنگامی که داشت به دو نفر کمک میکرد، هدف تیراندازی قرار گرفت. گلوله به پهلوی او اصابت کرد و مهدی بر اثر این جراحت جان خود را از دست داد. آرش هم در آن لحظات کنار داییاش بود که گلولهی جنگی به سرش اصابت کرد و در دم جان باخت. مهدی و خواهرزادهاش همان شب، کنار یکدیگر کشته شدند. مهدی از اهالی شهریار و پدر دو فرزند بود و در کنار شغل و زندگی روزمرهاش، علاقهی ویژهای به ورزش داشت. بیلیارد از علاقهمندیهایش بود و در کاراته نیز به سبک شیتوریو و بخش کومیته علاقه داشت. در جملهای که از مهدی به یادگار مانده، شاید بتوان نگاه او به زندگی را اینگونه خلاصه کرد: «زندگی آسانتر نمیشود؛ این تو هستی که قویتر میشوی.» در میان اعضای خانواده، مهدی را با محبت «دایی» صدا میزدند؛ نامی صمیمانه که از نزدیکی و جایگاه او در میان خانواده حکایت داشت. در تصاویر و ویدئوهایی که از او به یادگار مانده است، مهدی را در حال رقصیدن و شادی میبینیم؛ مردی خوشمشرب و بانشاط که از لحظههای شاد زندگی لذت میبرد. دوستانش نیز از او بهعنوان انسانی بامعرفت و باارزش یاد کردهاند. همان دوستانی که شامگاه هجدهم دیماه در کنار مهدی و آرش بودند و آن شب با گذشت ماهها هنوز برایشان به پایان نرسیده است. یکی از آنان، شش ماه بعد، اینگونه نوشت: «شش ماه پیش خیلیهامون زدیم بیرون و خیلیهامون برنگشتیم. تو هم از همونایی بودی که برنگشت و منِ گردنشکسته برگشتم. شش ماه پیش همین وقتها بود؛ اومدیم پارک، جمع شدیم که بریم. ما برگشتیم، ولی هنوز تو اون شب موندیم. شش ماه، شش سال و هرچقدر دیگه هم بگذره، حتی اگه ایرانمون آزاد بشه، من و ما دیگه آدمای سابق نمیشیم و از اون شب درنمیایم. شماها زندهاید؛ این من و آدمای شبیه منیم که مردیم و تا آخر عمرمون تو هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ گیر کردیم.» جزئیات زیادی از مراسم خاکسپاری مهدی و آرش در دست نیست. با این حال، نام هر دوی آنها بر روی یک سنگ مزار نقش بسته است و طبق گزارشهای رسیده، هر دو در امامزاده اسماعیل شهریار به خاک سپرده شدند. حضور نیروهای امنیتی در مراسم خاکسپاری آندو باعث شد امکان حضور شمار زیادی از مردم فراهم نباشد و مراسم با محدودیت برگزار شود. از مراسم چهلم مهدی و آرش، تصویری هم از خواهر مهدی به جامانده است؛ زنی که در یک شب هم برادرش را از دست داد و هم فرزندش را، اما با قامتی استوار در میان حاضران شکلات پخش میکند؛ با داغ دو عزیز بر دلش و جای خالی آنها در کنارش.
منبع: نراتا · نویسنده: آناهیتا · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
آنچه میدانیم
- نام پدر
- محمد ↗
هنوز ثبت نشده: علت مرگ، تاریخ جانباختن، محل، سن. به تکمیل این پرونده کمک کنید
به تأیید و کامل کردن این رکورد کمک کنید
اگر مهدی پورحاجی باقر را میشناختید یا چیزی برای افزودن دارید، هر جزئیاتی کمک میکند. هرچه بفرستید پیش از انتشار بررسی میشود.
این فرد از خانوادهٔ من است · فرستادن مدرک · درخواست حریم خصوصی یا حذف
منابع و مدارک
هر فهرست نامها و جاها را به شیوهٔ خودش نوشته است. ما آنها را همانطور که نوشته شدهاند نشان میدهیم.
منابع این نام (۲)
| منبع | نام، همانطور که نوشته شده | محل | تاریخ |
|---|---|---|---|
| فهرست رسمی دولت | مهدی پورحاجی باقر | — | — |
| Narrata | مهدی پورحاجی باقر | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
پستها و ویدیوها (۱)
۱ پست پیدا شده. هر لینک شما را به منبع اصلی خودش میبرد.
اطلاعات رکورد
- شمارهٔ رکورد
- VF225ABA
- سطح شواهد
- D هنوز منبع معتبری برای این نام پیدا نشده
افزودهشده در ۲۳ مهر ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۲ آبان ۱۴۰۵
پیامهای یادبود
چند کلمه به یاد مهدی پورحاجی باقر بنویسید. پیامها پس از بررسی نمایش داده میشوند.
برای مهدی پورحاجی باقر پیامی بنویسید…
مهدی پورحاجی باقر را میشناسید؟ اطلاعات یا عکس اضافه کنید
یک نام، یک عکس یا حتی یک جزئیات کوچک میتواند به کامل شدن این رکورد کمک کند.
افزودن اطلاعات یا عکس