The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Mohammad Sharifi

محمد شریفی

34 years old · Mashhad, Razavi Khorasan

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 2099)

#Mohammad_Sharifi#محمد_شریفی

Shot with war bullet by suppressors in his side at Fatemiyeh Mashhad (Imamiyeh police station). He was a bodybuilding trainer and family counselor with a master's degree from Ferdowsi University, a top university student.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام محمد شریفی

محمد شریفی، جوانی ۳۴ ساله از مشهد، مربی بدنسازی و مشاور خانواده و دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد بود. در سال‌های تحصیل، از دانشجویان ممتاز به شمار می‌رفت و برای آینده‌اش نقشه داشت؛ آینده‌ای که قرار بود در خانه‌ای که برای زندگی مشترک آماده کرده بود، شکل بگیرد. نزدیکانش از او با صفت‌هایی ساده اما پرمعنا یاد می‌کنند: مهربان، خانواده‌دوست و دل‌بسته به زندگی. به گفته‌ی خانواده، «دایی‌ خیلی خیلی مهربانی» بود؛ حیوانات را دوست داشت و به جهان اطرافش با کنجکاوی و علاقه نگاه می‌کرد. برای او زندگی هنوز چیزی تمام‌شده نبود؛ چیزی بود که باید ساخته می‌شد. خانه را آماده کرده بود و قرار بود در شهریور ۱۴۰۵، همراه همسرش، فصل تازه‌ای از زندگی را آغاز کند. برای فردایی برنامه داشت که هنوز از راه نرسیده بود؛ برای خانه‌ای که هنوز در آن زندگی نکرده بود، برای روزهایی که هنوز نیامده بودند. اما دی‌ماه ۱۴۰۴، آن آینده را از او گرفت. شامگاه ۱۸ دی، محمد طبق معمول در باشگاه بود. قرار بود حوالی ساعت هشت شب به خانه برگردد. حدود ساعت نه یا نه‌ونیم به خانه رسید، شام خورد و مدتی در کنار خانواده ماند. بعد دوباره از خانه بیرون رفت. هیچ‌کس نمی‌دانست آن رفتن، آخرین خروج محمد از خانه است. آن شب، محدوده‌ی فاطمیه‌ی مشهد، حوالی پاسگاه امامیه، درگیر اعتراضات و خشونت خیابانی بود. محمد در میان آن آشوب، با صحنه‌ای روبه‌رو شد که نمی‌شد بی‌تفاوت از کنارش گذشت: فردی مجروح بود و او بی‌درنگ به کمکش شتافت و در همین حین، از ناحیه‌ی پهلو، هدف گلوله قرار گرفت. هیچ‌یک از اعضای خانواده در آن لحظه کنارش نبودند. آن‌ها تا صبح نمی‌دانستند چه بر سر او آمده است. پیکر محمد پس از مجروح‌شدن به بیمارستان منتقل شده بود و در آنجا به‌عنوان فردی ناشناس ثبت شده بود. روی کاور پیکر، عنوان «ناشناس ۷» دیده می‌شد و نام «ناظران» نیز درج شده بود؛ نامی که خانواده آن را با بیمارستان ناظران مشهد مرتبط می‌دانند. صبح روز بعد، خبر به آنان رسید؛ خبری که آغاز سرگردانی بود. گفته شد برای پیدا کردن پیکر محمد به بهشت رضوان مراجعه کنند. آنها راهی شدند؛ جایی که در آن روزها، شمار زیادی از پیکرهای جان‌باختگان در آن نگهداری می‌شد. در میان آن همه کیسه‌های سیاه و پیکر، خانواده به دنبال چهره‌ای می‌گشتند که نمی‌توانستند مرگش را باور کنند. بعدها روایت کردند که آن‌قدر آشفته و پریشان بودند که حتی نتوانستند از آن لحظات تصویری ثبت کنند. انگار حافظه در برابر آنچه می‌دیدند، تاب نمی‌آورد. پس از جست‌وجوی بسیار، سرانجام محمد را داخل یک آمبولانس پیدا کردند؛ آمبولانسی که تازه او را به بهشت رضوان منتقل کرده بود. اما آرامشی در کار نبود. خانواده که از جابه‌جایی دوباره‌ی پیکر هراس داشتند، آمبولانس را تا بهشت رضا همراهی کردند. مشخصات محمد ثبت شد و به آنها گفته شد برای تحویل گرفتن پیکر و انجام مراسم خاکسپاری، روز بعد مراجعه کنند. روز شنبه ۲۰ دی، خانواده و دیگر اعضای فامیل دوباره به بهشت رضا رفتند. اما محمد آنجا نبود. به آنان گفته شد همه‌ی پیکرها به پزشکی قانونی منتقل شده‌اند. برادر بزرگ محمد روز یکشنبه برای پیگیری به پزشکی قانونی رفت؛ پاسخی که دریافت کرد، اما چیز دیگری بود: گفته شد هیچ پیکری به آنجا منتقل نشده است. دوباره همان سرگردانی آغاز شد؛ بیمارستان، بهشت رضا، پزشکی قانونی و پرس‌وجو از این‌سو و آن‌سو. در میانه‌ی این آشفتگی، یکی از آشنایان دور خانواده که در بهشت رضا حضور داشت، برای پیدا کردن محمد به آنها کمک کرد. او برادر بزرگ محمد را با عنوان پزشک وارد محوطه‌ای در انتهای بهشت رضا کرد؛ سوله‌ای که بنا بر روایت خانواده، محل نگهداری شمار زیادی از پیکرهای جان‌باختگان بود. سوله نه تهویه‌ی مناسبی داشت و نه وسیله‌ی سرمایشی. پیکرها در فضای بسته روی هم انباشته شده بودند؛ آن‌چنان که به گفته‌ی برادر بزرگ محمد، حتی راه رفتن میان آنها دشوار بود. بوی خون و اجساد در فضا پیچیده بود و آنچه پیش چشم او قرار داشت، بیشتر به انبار کردن مرگ می‌مانست تا نگهداری پیکر انسان‌ها. او میان آن ازدحام، یک‌به‌یک می‌گشت. تا محمد را پیدا کرد. اما محمد دیگر آن مردی نبود که خانواده چند روز پیش از خانه بدرقه‌اش کرده بودند. پیکر بر اثر ماندن در گرما دچار تغییر شده بود؛ صورتش ورم کرده و سیاه شده بود. با این همه، برای خانواده همان چهره‌ی آشنا بود؛ همان انسانی که تا چند روز پیش در خانه می‌نشست، شام می‌خورد، از باشگاه برمی‌گشت و درباره‌ی آینده حرف می‌زد. این‌بار اما خانواده او را نه پشت در خانه، که در انتهای سوله‌ای در بهشت رضا پیدا کردند. دو روز بعد، دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴، محمد شریفی به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری در بهشت رضا برگزار شد. در مراسم، امکان مشاهده‌ی چهره‌ی محمد برای خانواده فراهم نشد و مراسم تحت نظارت برگزار شد. هنگام تحویل وسایل شخصی نیز به خانواده اعلام شد چیزی به آنها تحویل داده نخواهد شد و تنها پیکر را تحویل خواهند گرفت. پس از همه‌ی این روزهای جست‌وجو، انکار، سرگردانی و انتظار، تنها چیزی که از محمد به خانواده رسید، پیکری بود که چهار روز پیش، هنگام بیرون رفتن از خانه، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد آخرین‌بار باشد که او را می‌بینند. بعدتر خانواده از فشارهایی برای معرفی محمد به‌عنوان «شهید» از سوی بنیاد شهید سخن گفتند؛ فشاری که آنان نپذیرفتند. برای برگزاری مراسم نیز خانواده از فشار و محدودیت در امان نماندند. شاید شرایطشان در مقایسه با بسیاری دیگر اندکی متفاوت بود، اما همین‌جا هم سایه‌ی فشار و سخت‌گیری بر سرشان سنگینی می‌کرد. برای مراسم چهلم، از پدربزرگشان خواسته شد توضیح دهد چرا قصد برگزاری مراسم دارند و به او گفته شد که تنها می‌توانند مراسم را در مسجد برگزار کنند. با وجود همه‌ی این محدودیت‌ها، خانواده برای برگزاری همان مراسم ساده نیز بارها تحت فشار و آزار قرار گرفتند. محمد اما برای خانواده، پیش از هر عنوانی، همان محمد بود. شهریور از راه رسید؛ اما صاحب آن خانه دیگر برنگشت.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۳/۲۸ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Part of these events

What we know

Age
34
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Mashhad, Razavi Khorasan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
قوام الدین (in Persian) ↗
Born
lunedì 2 dicembre 1991 ↗
Place of death
فاطمیه،قاسم آباد، مشهد (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
بهشت رضا — قطعه ۶۷، ردیف ۲۳، شماره ۷۰
Section
67
Row
23

Do you know this person?

If you knew Mohammad Sharifi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mohammad Sharifi — 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] Mohammad Sharifi Mashhad 2026-01-19
IranTrial محمد شریفی اصفهان ۱۸ دی ۱۴۰۴
Narrata محمد شریفی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V38563B2
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mohammad Sharifi. Messages appear after moderation.

Write a message for Mohammad Sharifi…

Leave a few words in memory of Mohammad Sharifi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.