Photo: Iran International
Seyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini
سید محمد (مهرشاد) حسینی
24 years old · Rasht, Gilan
venerdì 9 gennaio 2026
Shot directly in the chest. Died only three days before his 25th birthday and 40 days before his wedding ceremony
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام سیدمحمد حسینی
واژگان بزم به پا کردهاند؛ یکی در سورنا میدمد و یکی بر طبل میکوبد، سوی دیگر سنج و دمام قلب را میلرزاند. کِل میکشند، آواز سر میدهند و گروهی در این میان مست میچرخند. محمد را گاهی با کیک تولدش میبینم و گاهی دست در دست دخترکی شیرین. چرخ و چرخ و در انتهای این چرخش، دیماه ظهور میکند، با آن ردای سیاه که دامنش خونآلود است؛ شادی سقوط میکند، موج خون، سونامیوار بر سر ایرانزمین فرو میریزد و محمد بر خاک میافتد. دخترک فریاد میزند، مویه میکند و گیسوافشان کرده، سرگردان به دنبال یار غیورش میگردد. سید محمد حسینی، جوان برومند گیلک، ۲۴ ساله، اهل و ساکن رشتِ زیبا بود. پر از انرژی و شوق زندگی، با امید و عشق، آیندهاش را میساخت. در جمع دوستانش محبوب بود و او را به شجاعت و خوشقلبی میشناختند. دغدغه داشت، اما نه فقط برای خودش؛ آرامش، رفاه و آزادی را برای ایران و ایرانیان آرزو داشت. محمد تکیهگاه بود؛ عشق میورزید و عشق میگرفت. ابتدای دیماه، سرآغاز موج جدید ناآرامیها در ایران بود. مردمی خسته و به تنگ آمده از شرایط بد اقتصادی، اعتراضات و اعتصابات را شروع کردند. اینبار هم مثل همیشه اعتراضات مسالمتآمیز شروع شد، اما رژیم جمهوری اسلامی که در طول نزدیک به نیمقرن حکومت مستبدانه خود پذیرای هیچ اعتراضی نبود، باز هم دست به سرکوب مردم زد. شاهزاده رضا پهلوی همبستگی خود با مردم داخل ایران را طی بیانیهای اعلام کرد و از تمام ایرانیان، طی فراخوانی خواست که با حفظ آرامش در تاریخ ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به خیابانها بیایند و نارضایتی خود را از این رژیم دیکتاتور به دنیا نشان دهند. ۱۹ دی ۱۴۰۴ رسید. رشت زیبا در بهت و سوگ شب قبل، در التهاب بود. ۱۸ دیماه، بازار رشت در میان شعلههای خشمِ ظلم سوخته بود؛ معترضان که با دستهای خالی، به امید مصون ماندن از زبانههای آتش، از داخل بازار به سمت بیرون دویده بودند، توسط نیروهای امنیتی که بازار را محاصره کرده بودند، با تیربار و دوشکا، به آغوش مرگ فرستاده شدند. جنایت ۱۸ دی فریادی را خاموش نکرد و شب بعد مردم مصممتر به خیابان آمدند. صدای گلولهی جنگی یادآور روزهای سخت جنگ و اشغال خرمشهر بود، اما خبری از دشمن خارجی نبود؛ بلکه نیروهای امنیتی، بسیجی و سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی، مردم معترض در خیابانها را به وحشیانهترین حالت ممکن قتلعام کردند. محمد، سه روز مانده به سالگرد لحظهی چشم گشودنش به دنیا و اولین نگاه به اشک شوق مادرش، در شب ۱۹ دیماه، بار دیگر به جمع معترضین پیوست. خشت به خشت محدودهی محلهی یخسازی رشت شاهد شجاعت شیرمردان گیلک بود. سید محمد حسینی در همان محل مستقیماً هدف گلولهی جنگی وحوش نظام قرار گرفت. تیر به قفسهی سینهی او اصابت کرد و آشیان دخترکی را که در گوشهی دیگر آن شهر برای شروع زندگی جدیدش رؤیا میبافت، ویران کرد. سنگفرش خیابان شاهد افتادن محمد شد. محمد قبل از رسیدن به بیمارستان پرواز کرده بود؛ همان زمان که خواهرش در فکر جشن تولد او بود و مادر و پدرش در فکر ۴۰ روز دیگر و آماده کردن سور و سات آغاز زندگی جدید عصای دستشان. همان محمدی که کار خودش را داشت، اما پدر را در کار تنها نمیگذاشت و کمکش میکرد. در همان شب از طریق دوستان و یا کارکنان بیمارستان به خانوادهی او اطلاع دادند که محمد مجروح شده است، اما زمانی که به بیمارستان رسیدند، با سینهی شکافته و پیکر غرق در خون او مواجه شدند. این صحنه به کابوس هر شب خواهرکش تبدیل شد، که هنوز او را در خوابهایش با سینهای تیرخورده میبیند و محمد به او میگوید: «ناراحت نباش، من خوب شدهام»، اما خواهر تا زمانی که نفس میکشد این درد را نیز بر دوش میکشد. نیروهای امنیتی از تحویل دادن پیکر محمد اجتناب کردند و خانواده را تحت فشار قرار دادند که علت مرگ جوانشان را تغییر بدهند و به سکوت متعهد شوند. آنها حتی به خانواده اجازهی تعیین محل دفن فرزندشان را هم ندادند و بر همین اساس قرار بود او را در همان شب، تحت تدابیر امنیتی شدید و با حضور اندکی از افراد درجهیک خانوادهاش، در ساعت ۹ شب در «بقعهی آقا سید ابراهیم نوخاله» دفن کنند. بر طبق تعهد گرفتهشده از خانواده، آنها مجبور به سکوت و عدم اطلاعرسانی در باب زمان دفن پیکر او شدند. در تنهایی و باری سنگین که غم از دست رفتن جوانشان بر دوششان گذاشته بود، تدارک سکنی گزیدنش در منزل آخر را انجام دادند. باد سردی که در کوچههای محلهی یخسازی رشت میپیچید، شاهد غم و رنج آنها بود و خبر را خانه به خانه به گوش دوستان و یاران محمد رساند. بقعهی «آقا سید ابراهیم نوخاله» در آن شب باید ساکت و خاموش، تنها شاهد همآغوشی محمد و خاک میبود، اما باد وزید و خبر را در میان محله پخش کرد. برخلاف خواستهی نیروهای امنیتی و سکوت خانوادهی محمد، آن شب و آن ساعت سید ابراهیم نوخاله میزبان جمعیت زیادی شد که برای بدرقهی محمد بهصورت خودجوش حاضر شده بودند. حضور مردم در حدی بود که نیروهای امنیتی شوکه شدند و عملاً این بار آنها در مقابل مردم مجبور به سکوت و پذیرش شدند. ترس از جابهجایی پیکر او، خانواده و دوستان را بر آن داشت که شب وداع تا صبح در کنارش بمانند و حتی بعد از آن نیز از نگهبان بقعه خواستند که اجازه ندهد دست ناپاک نااهلان حتی خاک او را لمس کند. مراسم چهلم او مصادف شد با روزی که قرار بود آغاز فصل جدید زندگیاش باشد، روز جشن دامادیاش. ماشین را گلکاری کردند. خلعتیهای عروس و داماد را آماده کردند. گلهای سفیدِ آذینبندِ خانهی محمد و نوعروسش را مهیا کردند. گویی آن روز چهلم جوانشان نبود؛ آن روز، روز وصال محمد بود. همه راهی خانهی ابدی او شدند؛ مادرش مهمانان شیرمردش را گلباران کرد و اشک ریخت. زمزمه میکرد، اما زمزمه و نوای جگرسوز. فریاد خواهری که باید از سر شوق دیدن برادرش در لباس دامادی میبود، پر از درد فراق بود. دخترک نیز با بوسهای بر بال کبوتر، او را به سوی محمد فرستاد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: روژآوا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۰۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 24
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Rasht, Gilan
- Cause of death
- Gunshot wound
Burial details
- Cemetery
- باغ رضوان رشت
- Section
- 20
Names and spellings
- Name on this record
- سید محمد (مهرشاد) حسینیSeyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini
- Also written (Persian)
- سید محمد حسینیسید مهرشاد حسینی
- Also written (English)
- Seyed Mehrshad HosseiniSeyed Mohammad Hosseini
How the sources wrote the name
- Seyyed Mohammad (Mehrshad) HosseiniIran International, iranvictims.com
- Mehrshad Hosseiniiranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Seyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (5)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Seyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini | — | 2026-01-09 |
| Iran International | Seyyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini | Rasht | 2026-01-09 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] | Seyyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini · Mehrshad Hosseini | Rasht | 2026-01-09 |
| IranTrial | سیدمحمد (مهرشاد) حسینی | پل یخسازی رشت | ۱۹ دی ۱۴۰۴ |
| Narrata | سید محمد (مهرشاد) حسینی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (5)
5 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V38B85E3
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Seyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini. Messages appear after moderation.
Write a message for Seyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini…
Do you know Seyed Mohammad (Mehrshad) Hosseini? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos