The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Maryam Mohammad Zaheri

Photo: javidnaman.iranintl.com — https://javidnaman.iranintl.com/memorial/fe4b4b56-d86c-45e6-beba-6e5f82cde408

Maryam Mohammad Zaheri

مریم محمد ظاهری

27 years old · Tehran

venerdì 9 gennaio 2026

DNeeds verification

This record needs verification — it is not fake or doubtful, it just needs another source. Can you help?

#Maryam_Mohammad_Zaheri#مریم_محمد_ظاهری

Died during unrest in Tehran; referred to with martyrdom honorific 'Javid Nam'

Add information

Their story

What the sources recorded

  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام مریم محمد‌ظاهری

عکس‌ها و ویدیوهای زیادی از مریم محمدظاهری به‌جا مانده است؛ گاهی روبه‌روی دوربین نشسته و حرف می‌زند، گاهی از خودش سلفی می‌گیرد، با آهنگی زیر لب همراه می‌شود یا چند حرکت رقص‌گونه را جلوی دوربین اجرا می‌کند. در همه‌ی این تصاویر، مریم دختری سرزنده و خوش‌ذوق است که با دوربین راحت است؛ با موهایش بازی می‌کند و دست‌هایش را هنگام حرف زدن و حرکت دادن بدنش به کار می‌گیرد؛ دست‌هایی ظریف و آراسته، با ناخن‌های مرتب و رنگ‌شده. در یکی از ویدیوهایی که خودش از کارش ساخته، تصویر دیگری از همین دست‌ها دیده می‌شود. مریم در صحنه‌های مختلف مشغول کار در کارگاه است؛ با ابزار و دستگاه‌ها کار می‌کند و بخش‌هایی از مراحل ساخت را نشان می‌دهد. لابه‌لای همین تصاویر، دست‌هایش را هم مقابل دوربین می‌گیرد؛ روی پوستش جای سوختگی و تاول مانده و دور بعضی از ناخن‌های رنگ‌شده‌اش از کار سیاه شده است. این دو تصویر، هر دو مریم‌اند؛ دختری که به زیبایی و زندگی اهمیت می‌داد و در عین حال، برای کاری که دوست داشت وقت و انرژی می‌گذاشت و سختی‌هایش را هم به جان می‌خرید. مریم ۲۷ سال داشت، اصالتاً از لرهای تویسرکان در استان همدان بود و در تهران با پدر و مادر و خواهرش زندگی می‌کرد. مهندسی عمران خوانده بود، اما مسیر حرفه‌ای خودش را در طراحی و ساخت طلا و جواهر پیدا کرده بود. کارگاه خودش را داشت و از طراحی و قالب‌گیری تا ساخت قطعه‌ی نهایی را انجام می‌داد. طرح‌هایش اغلب ظریف، فانتزی و متفاوت بودند. مریم صفحه‌ای هم برای کارهایش داشت و ساخته‌هایش را آنجا معرفی می‌کرد و برای فروش می‌گذاشت. برای عکس گرفتن از بعضی از کارها، خودش انگشترها را به دست می‌کرد یا دستبندها را دور مچش می‌بست و مقابل دوربین می‌گرفت؛ همان دست‌هایی که هم ساخته‌هایش را به نمایش می‌گذاشتند و هم رد ساختن آن‌ها را با خود داشتند. در کنار کارگاه خودش، همراه و مشاور خواهرش هم بود که کارگاه ساخت محصولات دست‌ساز سرامیکی داشت. در صفحه‌اش گاهی از نگاهش به زندگی هم می‌گفت؛ از در لحظه زیستن و لذت بردن از جایی که در آن ایستاده‌ای. خودش هم همین‌طور بود؛ از همان لحظه‌های ساده‌ی زندگی لذت می‌برد و این سرزندگی را می‌شد در بسیاری از لحظه‌های به‌جامانده از او دید. ششم دی تولدش بود. چند روز پیش از آن موهایش را رنگ کرده و گفته بود می‌خواهد برای عید آماده باشد. شب تولد، روبه‌روی کیکی که برایش آماده کرده بودند نشست، به دوربین نگاه کرد، دستی میان موهای بلندش کشید و با حرکتی آن‌ها را در هوا رها کرد؛ انگار می‌خواست ظاهر تازه‌شان را هم به دوربین نشان بدهد. بعد شمع‌ها را برایش روشن کردند. مریم چشم‌هایش را بست، چند ثانیه مکث کرد، آرزویی کرد و شمع‌ها را فوت کرد. آرزویی که ناگفته ماند. با آغاز اعتراضات دی‌ماه، مریم از همان شب‌های نخست به خیابان رفت. زندگی و کار خودش را داشت و از نظر مالی هم مشکلی نداشت، اما برای مریم فقط این مهم نبود که خودش در چه شرایطی زندگی می‌کند. می‌گفت: «به خاطر مردم باید همراهی کنیم» و «باید کنار مردم بود.» غروب ۱۹ دی ۱۴۰۴، مریم به اعتراضات نظام‌آباد تهران پیوست. حوالی ساعت هشت‌ونیم شب، تجمع، تازه شکل گرفته بود که نیروهای سرکوب از سه جهت به معترضان حمله کردند و شلیک‌ها آغاز شد. برای دقایقی صدای تیر قطع نمی‌شد. در میان شلیک‌ها، مریم که در حال فرار بود به زمین افتاد و فقط گفت: «تیر خوردم.» ابتدا تصور می‌شد ساچمه به او اصابت کرده است، اما بعد مشخص شد که از پشت با دو گلوله‌ی جنگی نیز هدف قرار گرفته؛ گلوله‌هایی که به نواحی سر، گردن و شکم او آسیب زده بودند و بالاتنه‌اش نیز هدف ساچمه قرار گرفته بود. مردم، مریم را از میان شلیک‌ها به بیمارستان رساندند، اما شدت جراحات به حدی بود که تلاش‌ها برای نجاتش نتیجه نداد و او جان باخت. خانواده نمی‌دانستند پیکرش را به کجا منتقل کرده‌اند و پس از پیگیری‌های فراوان، سرانجام او را در کهریزک پیدا کردند. پیکر مریم با محدودیت و در فضایی امنیتی، خارج از تهران به خاک سپرده شد. مریم ازدواج نکرده بود و خانواده‌اش آرزو داشتند روزی او را در لباس عروسی ببینند. چهل روز بعد، دوستان، آشنایان و خانواده کنار مزارش جمع شدند. مزار مریم را پر از گل کردند، اشک ریختند و دست زدند، کِل کشیدند، گریه کردند و رقصیدند. جشنی که قرار بود روزی برای آغاز زندگی مشترک مریم برگزار شود، در بیست‌وهفت‌سالگی‌اش کنار مزار او برگزار شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: مهرشید · Written ۱۴۰۵/۰۶/۲۹ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Maryam Mohammad Zaheri
Photo: Narrata

Part of these events

What we know

Age
27
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Tehran
Born
domenica 27 dicembre 1998 ↗
Place of death
نظام‌آباد، تهران (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Maryam Mohammad Zaheri is buried. Help locate this grave

Help verify and complete this record

If you knew Maryam Mohammad Zaheri, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (2)
SourceName as writtenPlaceDate
iranvictims.com Maryam Mohammad Zaheri Tehran 2026-01-09
Narrata مریم محمد ظاهری — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (1)

1 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V3E0418C
Evidence tier
D Needs verification — no trusted source has been found for this name yet

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Maryam Mohammad Zaheri. Messages appear after moderation.

Write a message for Maryam Mohammad Zaheri…

Leave a few words in memory of Maryam Mohammad Zaheri. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.