Ghasem Vakili
قاسم وکیلی
40 years old · Qazvin
giovedì 8 gennaio 2026
Shot directly in the head by Islamic Republic forces during crackdown on protests
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
- IranTrial: کشتهشده
Their narrative
جاویدنام قاسم وکیلی؛ قهرمانِ آفرود ایران
او خودش را اینگونه معرفی میکرد؛ ساده، صمیمی و بیهیچ اشارهای به آن همه جام و مدالی که پشت سرش بود. قاسم وکیلی، متولد ۱۳ بهمن ۱۳۶۴، از الموت قزوین، قهرمان آفرود ایران و دارنده مدالهای ملی و جهانی بود. مردی که در دنیای آفرود با شماره ۱۰۱ مسابقه میداد و دوستانش او را «۱۰۱ ایران» صدا میکردند. با وجود سالها قهرمانی و داشتن مدالهای جهانی، هنوز خودش را کوچک دیگران میدانست. قاسم وکیلی فقط مردی نبود که پشت فرمان بنشیند و از مسیرهای دشوار عبور کند. مکانیکی حرفهای بود و خودرو را از صدای موتور، لرزش بدنه و کوچکترین نشانههایش میشناخت. دستهایی که فرمان را در سختترین مسیرها محکم نگه میداشتند، ساعتها زیر کاپوت ماشین کار میکردند تا موتوری خاموش دوباره روشن شود و خودرویی از حرکتافتاده، به جاده بازگردد. در مسابقه، از دل سنگ، گل و شیبهایی میگذشت که برای بسیاری پایان مسیر بود. مانع را میشناخت، راه عبور را پیدا میکرد و تا رسیدن به مقصد دست از تلاش نمیکشید. در زندگی هم همینگونه بود. فرازونشیبها گاهی او را درگیر میکردند، اما توان متوقف کردنش را نداشتند. هربار دوباره برخاست، مسیرش را پیدا کرد و ادامه داد. دوستانش او را مردی پیشرو، پرشور، مهربان، مسئولیتپذیر و انساندوست توصیف میکنند؛ کسی که عاشق زندگی و انسانیت بود. کمک کردن برای قاسم به یک حادثه یا یک شهر محدود نمیشد. هرجا کسی به او نیاز داشت، خودش را میرساند. اگر فریادی برای کمک میشنید، از کنار آن نمیگذشت و منتظر نمیماند دیگری پیشقدم شود؛ خودش قدم جلو میگذاشت تا فریادرس باشد. زلزله کرمانشاه تنها یکی از همان روزها بود. سال ۱۳۹۶، وقتی خانههای بسیاری ویران شد و هزاران نفر در سوگ و بیپناهی ماندند، قاسم نیز راهی کرمانشاه شد و در کمکرسانی به مردم نقشی جدی داشت. آنجا نه مسابقهای در کار بود، نه سکوی قهرمانی و نه مدالی که بر گردنش بیندازند. مردمی به کمک نیاز داشتند و همین برای بهراهافتادن او کافی بود. هجدهم دیماه، خیابانهای قزوین پر از مردمی بود که برای آزادی شعار میدادند. قاسم اینبار هم نتوانست در خانه بماند. مردی که هرجا راهی بسته میدید، برای باز کردنش قدم جلو میگذاشت، اینبار به خیابان رفت تا سهم خود را در باز شدن راه آزادی مردم ایران ادا کند. در میان شلوغی خیابان، مأموران چندبار به سوی او شلیک کردند. گلولهها به دست و شکمش اصابت کردند و او را به بیمارستان پاستور قزوین رساندند. پزشکان شکم و کلیهاش را جراحی کردند و پس از پایان عمل، به خانواده گفتند جراحی موفقیتآمیز بوده و روند بهبودش آغاز شده است. کمی بعد، قاسم به هوش آمد. برادر کوچکترش اجازه پیدا کرد برای مدتی کوتاه به ملاقات او برود. دو برادر یکدیگر را دیدند و با هم حرف زدند؛ بیآنکه بدانند آن چند دقیقه، آخرین دیدار و آخرین گفتوگویشان خواهد بود. پس از آن، دیگر به هیچکس اجازه ملاقات داده نشد. خانواده پشت درهای بیمارستان ماندند؛ با این امید که قاسم از خطر گذشته، به هوش آمده و بهزودی به خانه بازخواهد گشت. اما همان شب، نیروهای امنیتی به بیمارستان یورش بردند، بالای سر مردی رفتند که از گلولهها و جراحی، جان سالم به در برده بود و با شلیک تیر خلاص به سرش، او را کشتند. قاسم در خیابان هنوز زنده مانده بود. پزشکان او را جراحی کرده و زندگی را به بدن زخمیاش بازگردانده بودند. اما کسانی که حتی زنده ماندنش را تاب نیاوردند، بیمارستان را به آخرین صحنه زندگی او تبدیل کردند. جنایت به گرفتن جانش ختم نشد. نیروهای امنیتی از تحویل پیکر او به خانواده امتناع کردند و بابت هر گلولهای که به بدنش شلیک شده بود، سیصد میلیون تومان مطالبه کردند. خانوادهای که تا ساعاتی پیش، چشمانتظار بهبود و بازگشت او بود، حالا باید برای تحویل بدن بیجانش پشت همان درها میماند. قاسم سیونه سال زندگی کرده بود؛ سیونه سالی که در آن ساخت، جنگید، کمک کرد، مسابقه داد، قهرمان شد، مدالهای جهانی گرفت و پدرِ پسری شد که تنها هشت سال داشت. پسری که قرار بود سالهای زیادی دست در دست پدرش بزرگ شود، اما حالا باید نبودن او را در سنی میفهمید که هنوز برای چنین داغی بسیار کوچک بود. برای یادبود قاسم، کیکی با تصویر او آماده کردند. پسر هشتسالهاش کنار کیک ایستاد و شمعها را یکییکی دور تصویر پدر چید. بالای کیک، لباس آفرود قاسم را در قابی شیشهای گذاشته بودند؛ لباسی که روزی بر تنش بود و حالا بیحرکت مانده بود، درست مثل خودرویی که دیگر صاحبش برای روشن کردن آن بازنمیگشت. در مراسم چهلم، خودروی آفرودش را با گل پوشاندند و جامها، مدالها و افتخاراتش را روی آن چیدند. همان ماشینی که روزی با صدای موتور و حضور قاسم جان میگرفت، حالا در میان گلها ایستاده بود و هرچه روی آن دیده میشد، از زندگی مردی میگفت که دیگر پشت فرمانش نبود. پدربزرگ قاسم در میان جمع، به رقص درآمد. دستهایش را به سوی آسمان بالا برد و همانطور که با موسیقی حرکت میکرد، اشک از چشمانش جاری بود. رقصش نه از سر شادی، که شیوهای برای گرامی داشتن نوهای بود که با افتخار زندگی کرده و برای آزادی رفته بود؛ رقصی که در آن، اندوه و سربلندی کنار یکدیگر ایستاده بودند. پدر و مادر قاسم، همسرش و پسر هشتسالهاش نیز کنار هم ایستادند. تصویر بزرگ او را که چهار سویش با گل آراسته شده بود، بالا گرفتند، بوسیدند و با احترام از او یاد کردند. هرکدام به شکلی میکوشیدند مردی را که از میانشان رفته بود، برای لحظهای دوباره در میان خود نگه دارند؛ پدری با اشک، مادری با عکس پسرش، همسری با جای خالی همراهش و کودکی که هنوز چشم به چهره پدر دوخته بود. در همان مراسم، پدرش مقابل خودروی گلپوش قاسم روی خاک افتاد و سجده کرد. شاید صدای همان موتور را بارها از دور شنیده و با خیال آسوده منتظر بازگشت پسرش مانده بود. اما اینبار خودرو برگشته بود و قاسم نه. آن سجده، تمام اندوه پدری بود که دیگر توان ایستادن در برابر جای خالی فرزندش را نداشت. قاسم، خود را کوچک دیگران میدانست اما بزرگ بود. بزرگیاش تنها در قهرمانی، جامها و مدالهای جهانی خلاصه نمیشد؛ در قلبی بود که هرجا فریادی شنید، به سویش رفت تا فریادرس باشد. در زلزله کرمانشاه کنار مردم ایستاد و هجدهم دی، برای آزادی مردمش به خیابان رفت. او زیبا زندگی کرد و برای هدفی زیبا جان داد. نامش نهتنها در تاریخ آفرود ایران باقی خواهد ماند، بلکه در کنار نام دیگر قهرمانان و جاویدنامان وطن خواهد درخشید؛ قهرمانی که راه کمک به انسانها را از راه آزادی جدا نمیدانست. تا زمانی که در این سرزمین فریادی برای دادخواهی بلند است و قلبی برای فریادرسی میتپد، نام قاسم وکیلی از یاد نخواهد رفت.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 40
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Qazvin
- Cause of death
- Gunshot wound
- Father’s name
- غلامحسن (in Persian) ↗
- Born
- domenica 2 febbraio 1986 ↗
- Occupation
- قهرمان مسابقات آفرود (in Persian) ↗
We do not know yet where Ghasem Vakili is buried. Help locate this grave
Do you know this person?
If you knew Ghasem Vakili, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (6)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Ghasem Vakili | — | 2026-01-08 |
| Hengaw [2] | Ghasem Vakili | Qazvin | 2026-01-08 |
| Iran International | Ghasem Vakili | Qazvin | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] | Ghasem Vakili | Qazvin | 2026-01-08 |
| IranTrial | قاسم وکیلی | قزوین | ۱۸ دی ۱۴۰۴ |
| Narrata | قاسم وکیلی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (11)
11 posts found. Each link opens on its own site.
- @iranprotestscom Post · X Not yet reviewed
- @longlosthills Post · X Not yet reviewed
- @jinzianazadi Post · X Not yet reviewed
- @banafshehviola Post · X Not yet reviewed
- @manotonews Post · X Not yet reviewed
- @manotonews Post · X Not yet reviewed
- @IranNewsAgency0 Post · X Not yet reviewed
- RememberTheirNames Post · Telegram Not yet reviewed
- JavidnamaneVatan Post · Telegram Not yet reviewed
- @hekasrehcrisis Post · X Not yet reviewed
- @hadeeselahi Post · X Not yet reviewed
Record information
- Record number
- V4135F5F
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Ghasem Vakili. Messages appear after moderation.
Write a message for Ghasem Vakili…
Do you know Ghasem Vakili? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos