The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Shahab Dolati

Photo: IranTrial

Shahab Dolati

شهاب دولتی

29 years old · Bandar Anzali, Gilan

venerdì 9 gennaio 2026

BOne trusted list

#Shahab_Dolati#شهاب_دولتی
Add information

Their story

Hairdresser who participated in protests on January 9, 2026 in Bandar Anzali but never returned home. His body was returned to his family 34 days later showing severe signs of torture. The official date of death was given as December 29, 2025, though he left home to join protests on January 9, 2026. His body showed extensive injuries and severe beatings throughout, with part of his skull crushed. There was bruising on his face and around his eyes, abnormal condition and bruising of his hands indicating they were broken, and tears visible in his stomach area. His mother was threatened by security and judicial officials to either accept the body or have him buried as an unidentified person.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام شهاب دولتی؛ یک تار موی مادرم رو با دنیا عوض نمی‌کنم

دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان‌ها به پایان نرسید؛ در سلول‌های بازداشت ادامه پیدا کرد؛ در انفرادی‌ها، بر بدن‌هایی که زیر شکنجه جان دادند، بر پیکرهایی که با نشانه‌های سرکوب به خانواده‌هایشان بازگردانده شدند و در خانه‌هایی که هنوز چشم‌انتظار مانده‌اند. یکی از آن خانه‌ها، سال‌ها با تلاش یک مادر و امیدهای پسرش سرپا مانده بود. شهاب دولتی، متولد ۵ اسفند ۱۳۷۵، اهل بندرانزلی بود؛ شهری که بوی دریا و باران از آن جدا نمی‌شود. همان‌جا بزرگ شد، همان‌جا آرایشگری آموخت و زندگی‌اش را در همان کوچه‌ها و خیابان‌هایی ساخت که سال‌ها خانه‌اش بودند. او بدون حضور پدر بزرگ شد و از همان کودکی، زندگی را کنار مادری شناخت که به‌تنهایی بار بزرگ کردن او را بر دوش کشید. شاید همین سال‌ها بود که باعث شد بیشتر از خودش، به آینده فکر کند. دوست داشت ازدواج کند، صاحب فرزند شود، پژو ۲۰۶ سوار شود و خانه‌ای بخرد؛ خانه‌ای که یک طبقه‌اش برای خودش باشد و طبقهٔ دیگر برای مادرش. با لبخند به او می‌گفت: «قد و نیم‌قد برایت نوه می‌آورم تا دیگر فرصت نکنی بگویی تنها هستی.» اما وقتی در برابر وعدهٔ خانه، ماشین و حمایت مالی، از او خواسته شد از مادرش فاصله بگیرد، پاسخش کوتاه بود: «همان کسی که می‌گویید، مرا با نان حلال بزرگ کرده؛ بدون منت. حالا که بزرگ شده‌ام باید دستش را بگیرم. یک تار موی مادرم را با دنیا عوض نمی‌کنم.» این جمله فقط پاسخی به یک پیشنهاد نبود، تصویری روشن از شخصیت او بود؛ جوانی که وفاداری را با آسایش و قدردانی را با معامله عوض نکرد و ارزش زندگی را در کنار کسی می‌دید که تمام عمر، بی‌هیچ پشتوانه‌ای پایش ایستاده بود. همین نگاه، انتخاب‌های شهاب را هم شکل می‌داد. او برای زندگی‌اش آرزوهای بسیاری داشت، اما برای او زندگی تنها در ساختن خانه و رسیدن به خواسته‌های شخصی خلاصه نمی‌شد؛ زندگی، حقِ داشتنِ صدا بود؛ حق نترسیدن، حق ایستادن و حق ساختن آینده‌ای که کسی آن را از او و دیگران نگیرد. وقتی ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ فرا رسید، از زندگی دست نکشید؛ بلکه برای زندگی صدا بلند کرد. آگاهانه از خانه بیرون رفت، چون باور داشت حقی که پایمال می‌شود، اگر بی‌پاسخ بماند، روزی همه‌چیز را از انسان می‌گیرد. مادرش نگران بود و هرچه تلاش کرد او را از رفتن منصرف کند، تصمیمش عوض نشد. پیش از آنکه از خانه خارج شود، رو به مادرش کرد و گفت: «مامان جان، تو نری، من نرم، پس کی می‌خواد از حق ما دفاع کنه؟» در را بست و رفت؛ و از همان شب ناپدید شد. روزها گذشت و خانواده هیچ خبری از او نداشتند. پنجم بهمن ۱۴۰۴ تنها گفتند شهاب بازداشت شده است. پس از آن، دوباره سکوت آغاز شد؛ نه کسی گفت کجا نگهداری می‌شود و نه اجازه دادند خانواده از وضعیتش باخبر شوند. سرانجام، ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، پس از بیش از یک ماه جست‌وجوی بی‌نتیجه، نیروهای امنیتی به سراغ مادرش آمدند. او را سوار خودرو کردند. مادر گمان می‌کرد پس از هفته‌ها بی‌خبری، قرار است فرزندش را در آغوش بگیرد یا خبر آزادی‌اش را بشنود. از او چندین فرم و برگه امضا گرفتند، بی‌آنکه بداند برای چیست. سپس او را به محلی بردند پر از کیسه‌های مشکی و تنها یک جمله گفتند: «اینجا بگرد، جنازهٔ پسرت را پیدا کن.» از روز بازداشت تا روز تحویل پیکر، تنها سکوت حاکم بود؛ سکوتی که هیچ روایت رسمی آن را پر نکرد. آنچه از آن روزها باقی مانده، تنها ابتدا و انتهای این مسیر است: جوانی که بازداشت شد و پیکری که با آثار شکنجه به خانواده‌اش تحویل داده شد. فاصلهٔ میان این دو، هنوز بی‌پاسخ مانده است. مادری که روزها در جست‌وجوی نشانی از زندگی فرزندش بود، ناگهان ناچار شد میان کیسه‌های سیاه مرگ، یکی‌یکی آن‌ها را باز کند؛ با امیدی که هر بار کمتر می‌شد و هراسی که هر بار بیشتر؛ تا سرانجام، پیکر فرزندش را یافت؛ فرزندی که شدت جراحات، چهره‌اش را آن‌چنان دگرگون کرده بود که دیگر قابل شناسایی نبود. پیش از تحویل پیکر، از مادر خواسته شد تعهد بدهد که علت مرگ فرزندش را «برق‌گرفتگی» اعلام کند؛ در غیر این صورت، او را به عنوان مجهول‌الهویه دفن خواهند کرد. اما پیکری که به خانواده تحویل داده شد، روایت دیگری داشت: سرش شکسته بود، بینی و دندان‌هایش آسیب دیده بودند، گلویش بخیه خورده بود و آثار شکنجه بر بدنش دیده می‌شد. به خانواده اجازه داده نشد تمام پیکر را ببینند و بخشی از سر با پنبه پوشانده شده بود. آنچه در فاصلهٔ ۱۹ دی تا ۲۳ بهمن بر این جوان ۲۹ ساله گذشت، هرگز به‌طور رسمی روایت نشد؛ اما آنچه بر پیکرش باقی مانده بود، از خشونتی خبر می‌داد که جانِ او را در بازداشتگاه و زیر شدیدترین شکنجه‌ها گرفته بود؛ حقیقتی که با روایت ساختگیِ «برق‌گرفتگی» سازگار نبود. پیکرش روز ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ در آرامستان «بی‌بی حوریه» به خاک سپرده شد. در بندرانزلی، هنوز خانه‌ای هست که دی‌ماه در آن به پایان نرسیده است. پسری که یک تار موی مادرش را با دنیا عوض نمی‌کرد، از همان خانه بیرون رفت، چون باور داشت دفاع از حق را نمی‌شود همیشه به دیگری سپرد. شکنجه توانست جانش را بگیرد و چهره‌اش را چنان در هم بشکند که دیگر قابل شناسایی نباشد، اما هرگز نتوانست حقیقت زندگی‌اش را خاموش کند؛ حقیقت انسانی که وفاداری را معامله نکرد، کنار باورش ایستاد و بهای آن را با جانش پرداخت. با همان انتخاب، شهاب دولتی به حقیقت دی‌ماه ۱۴۰۴ پیوست و در قلب این سرزمین ماندگار شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Shahab Dolati
Photo: IranTrial
main portrait of V3A03C19
main portrait of V3A03C19 Photo: Remember Their Names – Telegram

What we know

Age
29
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Bandar Anzali, Gilan
Cause of death
Torture
Born
domenica 23 febbraio 1997 ↗

Timeline

  1. The incident — venerdì 9 gennaio 2026
    From V53FC41E (written as the date of death there); classified during consolidation #405
  2. Died — venerdì 9 gennaio 2026
  3. Body returned to the family — giovedì 12 febbraio 2026
    From V3A03C19 (written as the date of death there); classified during consolidation #405

Names and spellings

Name on this record
شهاب دولتیShahab Dolati

How the sources wrote the name

  • Shahab Dowlati
    iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Shahab Dolati, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Shahab Dolati — 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] Shahab Dowlati Bandar-e Anzali 2026-02-12
IranTrial شهاب دولتی بندر انزلی ۱۹ دی ۱۴۰۴
Narrata شهاب دولتی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V53FC41E
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Shahab Dolati. Messages appear after moderation.

Write a message for Shahab Dolati…

Leave a few words in memory of Shahab Dolati. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.