The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Mohammad Amin Amiri

محمدامین امیری

17 years old · Zanjan

giovedì 8 gennaio 2026

AMultiple independently originating reports

Named on the government’s official list (row 2939)

#Mohammad_Amin_Amiri#محمدامین_امیری

Mohammad Amin Amiri, 17 years old, was shot dead on January 8, , in Sabzeh Maidan, Zanjan. According to informed sources, two bullets hit him in the side.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام محمدامین امیری؛ ایران را معامله نمی‌کنند

«نرگس، زنجان رو گرفتیم.» صدایش پر از شوق بود؛ آن‌قدر که خواهرش تا آخر عمر آن لحن را فراموش نمی‌کند. چندبار از برادرش خواست به خانه برگردد، اما او فقط از خوش‌حالی می‌خندید. تماس که قطع شد، هیچ‌کس نمی‌دانست همان چند ثانیه، آخرین گفت‌وگوی خانواده با اوست. محمدامین امیری، تنها هفده سال داشت. همه او را پسری آرام، مؤدب و مهربان می‌شناختند؛ نوجوانی که زودتر از سنش بار مسئولیت را به دوش گرفته بود. هر روز ساعت چهار صبح همراه پدرش سر کار می‌رفت و بعد از پایان کار، مستقیم راهی کلاس‌های آموزش ECU می‌شد. خودروها برایش فقط یک علاقه نبودند؛ آینده‌ای بودند که برای رسیدن به آن، هر روز قدمی برمی‌داشت. در دفتر یادداشت محمدامین، ایران فقط یک واژه نبود؛ دغدغه‌ای بود که میان نوشته‌هایش بارها برمی‌گشت. نقل‌قول‌هایی از محمدرضا شاه پهلوی را با دست‌خط خودش ثبت کرده بود و روی دستش نیز تتوی امضای شاه را داشت. هر وقت صحبت از اعتراضات می‌شد، با همان باور روشن همیشگی می‌گفت: «باید فقط حقمونو از اینا بگیریم.» شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، حدود ساعت شش عصر، با عجله از خانه بیرون رفت. سبزه‌میدان زنجان آن شب یکی از اصلی‌ترین محل‌های تجمع معترضان بود. جمعیت تا حوالی کلانتری پیش رفته بود و فضای شهر لحظه‌به‌لحظه ملتهب‌تر می‌شد. حدود ساعت ۹ شب، نرگس با او تماس گرفت. تازه همان لحظه بود که فهمید برادرش در میان معترضان است. با نگرانی از او خواست به خانه برگردد، اما او  با شوق و خوشحالی فقط گفت: «نرگس، زنجان رو گرفتیم.» چند دقیقه بعد، دو گلوله جنگی به او اصابت کرد. شاهدان عینی گفته‌اند که پیش از آن، مشغول کمک به زخمی‌ها بود. گلوله از زیر قلبش وارد شد و از پهلویش بیرون آمد. مردم دورش جمع شدند، تلاش کردند خون‌ریزی را بند بیاورند و زخمش را پانسمان کنند. در همان لحظات، مأموران قصد داشتند به او دستبند بزنند، اما مردم مانع شدند و اجازه‌ی این کار را ندادند. آن شب، خانواده تا صبح بارها با تلفن او و دوستانش تماس گرفتند، اما هیچ پاسخی نگرفتند. صبح روز بعد، زنی تلفن همراهش را پاسخ داد و گفت گوشی را در نزدیکی اتوبان، حوالی خانه‌شان پیدا کرده است. جست‌وجوی خانواده دو روز ادامه داشت. از کلانتری تا فرمانداری، از دادگستری تا هر جایی که شاید نشانی از او داشته باشد، رفتند. هربار پاسخی تازه می‌شنیدند. می‌گفتند در بازداشت است و از خانواده خواستند سند بیاورند. سند را هم بردند، اما انتظار همچنان ادامه داشت؛ دو روزی که میان امید و بی‌خبری گذشت و هیچ نشانی از او به دست نیامد. صبح یک‌شنبه ۲۱ دی، سرانجام انتظار خانواده پایان یافت. خبر دادند که برای تحویل پیکر محمدامین مراجعه کنند. عصر همان روز، ساعت پنج، نوجوان هفده‌ساله‌ای را که تازه در آغاز ساختن آینده‌اش بود، در بهشت‌زهرای زنجان، به خاک سپردند. چند روز بعد، مدرک ECU صادر شد؛ همان مدرکی که برای گرفتنش، صبح‌هایش را با کار و بعدازظهرهایش را با یاد گرفتن گذرانده بود. خانواده آن برگه را تحویل گرفتند، اما صاحبش دیگر نبود تا نتیجه تلاشش را ببیند. از او، تنها یک سنگ مزار یا مدرکی که دیگر به دستش نرسید، باقی نماند؛ آن‌چه از او ماند، تصویر نوجوانی بود که در هفده‌سالگی کنار پدرش کار می‌کرد، برای آینده‌اش قدم برمی‌داشت و هم‌زمان رؤیای آزادی ایران را در دل داشت. او فقط به زندگی خودش فکر نمی‌کرد؛ در شبی که به خیابان رفت، کنار مردم ایستاد و حتی پیش از آن‌که هدف گلوله قرار بگیرد، دست یاری به سوی زخمی‌های دیگر دراز کرد. در آن آخرین تماس، صدایش از شوقِ رسیدن لبریز بود؛ انگار آزادی را آن‌قدر نزدیک می‌دید که می‌شد آن را در آغوش گرفت. رؤیایی که برای لحظه‌ای، پیش چشمش جان گرفته بود، تنها چند دقیقه بعد در میان صدای گلوله‌ها به خون کشیده شد. اما رؤیاها با مرگ پایان نمی‌یابند. او پیش از آن شب، باورش را با دست‌خط خودش به یادگار گذاشته بود: «ایران را با هیچ چیز معامله نمی‌کنند؛ وطن، هویت یک ملت است و عزتش از هر ثروتی ارزشمندتر.»

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۴/۱۷ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
17
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Zanjan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
عباس (in Persian) ↗
Born
domenica 13 luglio 2008 ↗
Place of death
زنجان (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
بهشت زهرای زنجان — قطعه ۵۳، ردیف ۹، شماره ۱
Section
53
Row
9

Do you know this person?

If you knew Mohammad Amin Amiri, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mohammad Amin Amiri — 2026-01-08
Iran International (archived copy) Mohammad Amin Amiri Zanjan 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] Mohammad Amin Amiri Zanjan 2026-01-08
IranTrial محمدامین امیری اصفهان 1404/10/18
Narrata محمدامین امیری — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (5)

5 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V59944DC
Evidence tier
A Multiple independently originating reports

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mohammad Amin Amiri. Messages appear after moderation.

Write a message for Mohammad Amin Amiri…

Leave a few words in memory of Mohammad Amin Amiri. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.