Photo: javidnaman.iranintl.com — https://javidnaman.iranintl.com/memorial/vN7MNz32cVvzOpuuClVFld
Their story
علی روزبهانی، متولد 1375، جوانی 29 ساله، متأهل، اهل لرستان با ذهنی درخشان و آیندهای که بسیاری به آن امید داشتند. مهندس معمار و از استعدادهای برجستهٔ ریاضی؛ جوانی که مسیر زندگیاش به سمت ساختن، آموختن و پیش رفتن گشوده بود. او از نسل کسانی بود که میخواستند سهمی در ساختن فردایی بهتر داشته باشند. علی در نگاه نزدیکانش انسانی آرام، دقیق و پرتلاش بود؛ کسی که رؤیاهایش را با برنامهریزی دنبال میکرد و آینده را نه دور، بلکه قابل لمس میدید. زندگی برای او مجموعهای از امکانها بود؛ امکان ساختن، آموختن و…
This text is available in Persian only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
Their narrative
علی روزبهانی؛ شلیک به نبوغ
علی روزبهانی، متولد ۱۳۷۵، جوانی ۲۹ ساله، متأهل، اهل لرستان با ذهنی درخشان و آیندهای که بسیاری به آن امید داشتند. مهندس معمار و از استعدادهای برجستهٔ ریاضی؛ جوانی که مسیر زندگیاش به سمت ساختن، آموختن و پیش رفتن گشوده بود. او از نسل کسانی بود که میخواستند سهمی در ساختن فردایی بهتر داشته باشند. علی در نگاه نزدیکانش انسانی آرام، دقیق و پرتلاش بود؛ کسی که رؤیاهایش را با برنامهریزی دنبال میکرد و آینده را نه دور، بلکه قابل لمس میدید. زندگی برای او مجموعهای از امکانها بود؛ امکان ساختن، آموختن و بودن در کنار کسانی که دوستشان داشت. علی از جمله جوانانی بود که از نخستین روزهای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در خیابانها حاضر شد و به گفتهٔ نزدیکانش، حضوری فعال در کنار دیگر شهروندان داشت. او ابتدا در بازار و چند نقطهٔ دیگر تهران و سرانجام ۱۸ دی به تهرانپارس رفت و گلوله خورد؛ او در حالی جان باخت که در آغوش همسرش بود؛ لحظهای که برای همیشه در حافظهٔ نزدیکانش به تصویری ماندگار و تلخ تبدیل شد. صحنهٔ فقدان را نه فقط برای یک خانواده، بلکه برای جمعی بزرگتر معنا کرد. علی عصر پنجشنبه برای شرکت در اعتراضات به فلکه اول تهرانپارس رفت. پس از قطعی برق و حضور گستردهٔ نیروهای موتورسوار لباسشخصی در سطح خیابانها، با سیل جمعیت به سمت فلکه دوم حرکت کرد. در جریان این تجمع، نیروهای موتوری با ورود به میان جمعیت، برخی افراد را با لیزر نشانهگیری کردند و لحظاتی بعد تیراندازی آغاز شد. علی که در صفوف جلو قرار داشت، هدف تیراندازی قرار گرفت و گلوله به ناحیهٔ شکم و طحال او اصابت کرد. با وجود جراحت، او خود را به یک خانه رساند و در تماس با خانوادهاش از وضعیتش خبر داد. ابتدا او را به بیمارستان الغدیر منتقل کردند، اما بهدلیل حضور نیروهای امنیتی و نگرانی از بازداشت، به یک درمانگاه محلی انتقال داده شد. با این حال، شدت جراحات و آسیب به اندامهای داخلی، فرصت زیادی برای علی باقی نگذاشت و بامداد ۱۹ دیماه جان خود را از دست داد. خانوادهاش پس از هشدارِ یکی از کارکنان بیمارستان، ناچار شدند همان شب پیکر او را مخفیانه از تهران خارج کنند. علی را بدون کفن و با همان لباس خونینی که بر تن داشت، در سکوت و هراس به خاک سپردند؛ این روایت تلخ نشان میدهد خانوادهها حتی برای وداع با عزیزانشان نیز امنیت نداشتند، در نهایت، پیکر این جوان ۲۲ دیماه در بهشت زهرا و در کنار مزار مادر به خاک سپرده شد. گزارشها حاکی از آن است که محدودیتهایی برای خانواده در برگزاری مراسم و حتی درج عبارت «جاویدنام» روی سنگ قبر او اعمال شد. علی این دورهٔ اعتراضات را فرصتی تعیینکننده میدانست و بارها در گفتوگو با دوستانش، به اهمیت حضور و استمرار آن اشاره کرده بود. او باور داشت که اتحاد میان معترضان میتواند مسیر تحولات آینده را تغییر دهد و به همین دلیل، حضور در تجمعات را امری ضروری میدانست. (شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان) بر اساس این اسناد و روایتها، تعدادی از معترضان مجروح در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودند، از ناحیهٔ سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتند و با شلیک «تیر خلاص» جان باختند. نام علی در یاد دوستان، همکلاسیها و نزدیکانش با مهربانی، استعداد و آیندهای که میتوانست رقم بخورد باقی مانده است. علی از هزاران جوانی بود که میتوانستند نقش مهمی در ساختن فردای ایران داشته باشند؛ جوانانی با رؤیاهای روشن و مسیرهایی که هنوز ادامه داشت. اکنون روایت علی، روایت رؤیاهای ناتمام است؛ یادآور زندگیای که میتوانست ادامه یابد و آیندهای که هنوز در ذهن کسانی که او را میشناختند زنده است.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: جاویدبان JavidBaan · Written ۱۴۰۴/۱۲/۰۵ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 29
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Born
- giovedì 20 febbraio 1997 ↗
- Place of death
- تهرانپارس (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- Tehran Grand Cemetery
- Section
- 22
- Row
- 66
- Number
- 3
Do you know this person?
If you knew Ali Rouzbahani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Ali Rouzbahani | — | 2026-01-08 |
| Narrata | علی روزبهانی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- V64174B3
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Ali Rouzbahani. Messages appear after moderation.
Write a message for Ali Rouzbahani…
Do you know Ali Rouzbahani? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos