The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Amir Mohammad Vahidi

امیرمحمد وحیدی

28 years old · Alvand, Qazvin

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 708)

#Amir_Mohammad_Vahidi#امیرمحمد_وحیدی

Died during protests in Alvand, Qazvin Province. At least 40 to 50 people died in the city on the night of the 18th of Dey.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام امیرمحمد وحیدی؛ دامادی که روبان های سفیدش سیاه شدند

امیرمحمد در دی‌ماه سال ۱۳۷۶ در شهر الوند از استان قزوین به دنیا آمد. او جوانی بیست‌وهشت‌ساله، اصالتاً ترک و از اهالی هشترود بود. خانواده‌اش به قزوین مهاجرت کرده بودند و امیرمحمد به‌عنوان کارگری ساده در یکی از شرکت‌های صنعتی این منطقه مشغول به کار بود. امیرمحمد علاقه‌ی زیادی به ماشین داشت؛ علاقه‌ای که در صفحه‌ی شخصی‌اش هم به‌خوبی دیده می‌شد. او عکس‌هایی از ماشین‌هایی که در طول سال‌ها خریده بود به اشتراک می‌گذاشت و گاهی برایشان ویدیو درست می‌کرد؛ از عوض کردن رینگ‌هایشان گرفته تا لحظه‌ای که تصمیم می‌گرفت ماشینی را بفروشد و با آن خداحافظی می‌کرد. به نظر می‌رسید رنگ سفید را بیشتر از هر رنگ دیگری دوست داشت؛ تقریباً تمام ماشین‌هایی که در صفحه‌اش دیده می‌شدند سفید بودند. آخرین ماشین او نیز یک پژو پارس سفید بود که عکس‌ها و ویدیوهایش را در صفحه‌ی خود به اشتراک گذاشته بود. در کنار علاقه‌اش به ماشین، امیرمحمد علاقه‌ی زیادی نیز به تاریخ ایران داشت. عکس‌هایی در کنار تصویر کوروش بزرگ منتشر کرده بود و از او با عنوان «حضرت عشق» یاد می‌کرد. همچنین ویدیویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی از محمدرضا شاه پهلوی منتشر کرده بود که در آن، نوروز ۱۴۰۴ را به مردم ایران تبریک می‌گفت. شاید همین علاقه موجب شد که وقتی اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به نقطه‌ی اوج خود رسید و شاهزاده رضا پهلوی فراخوانی برای تجمعات و اعتراضات مردمی داد، امیرمحمد نیز شامگاه هجدهم دی‌ماه به خیابان برود و به این فراخوان لبیک بگوید. او آن شب در میدان لاله‌ی شهر الوند حضور داشت. در جریان شلیک نیروهای امنیتی به مردم، گلوله‌ای از یک سلاح جنگی به ناحیه‌ی سر امیرمحمد اصابت کرد و او در همان لحظات جان خود را از دست داد. او هیچ‌گونه فعالیت یا وابستگی سیاسی نداشت. با این حال، خانواده‌اش پس از کشته شدنش، یک هفته در بی‌خبری مطلق و بلاتکلیفی به سر بردند تا سرانجام توانستند پیکر امیرمحمد را تحویل بگیرند. آنچه این داغ را برای خانواده‌اش سنگین‌تر می‌کرد، اتفاقی بود که تنها چند روز پیش از مرگ او افتاده بود، امیرمحمد فقط یک هفته پیش از کشته شدنش نامزد کرده بود. فیلم‌ها و تصاویر مراسم نامزدی او که در فضای مجازی منتشر شده‌اند، لحظاتی از شادی خانواده‌ای را نشان می‌دهند که تنها یک هفته بعد، با فقدان عزیزشان روبه‌رو شدند. خواهر امیرمحمد پس از مرگ او، بارها از دلتنگی و بی‌تابی خود نوشته. او خطاب به خاکی که برادرش را در آغوش گرفته، گفته است: «ای خاک سرد، صدای گریه‌های من رو می‌شنوی؟ تمام دنیای من زیر آوار تو خوابیده. می‌دونم دیگه عزیزم رو پس نمی‌دی؛ لااقل امانت‌دار خوبی باش.» در جایی دیگر، دلتنگی‌اش برای امیرمحمد را این‌گونه نوشته است: «این روزها یه دیالوگ از فیلم "خواب سفید" خیلی تو سرم می‌چرخه که می‌گفت: سلام، حالت خوبه؟ عمه نصرت می‌گفت: خاک سرده، مهر مرده رو از دل آدم می‌بره بیرون. ولی از دل من نرفت... انقدر شب‌ها سرم رو کردم زیر لحاف و برات گریه کردم. از وقتی نیستی، دلم بیشتر برات تنگ می‌شه. اصلاً دنیا جای قشنگی نیست. با رفتن تو، خنده‌های واقعی من هم رفتن. من اون لحظه خنده‌هام و حال خوبم رو با تو گذاشتم زیر خاک. کاش که می‌شد برگردی. دل همه‌مون خیلی برات تنگ شده. کاش که می‌شد فقط یه بار دیگه بغلت کنم. مراقبم باش.» مراسمی که برای امیرمحمد برگزار شد نیز تصویری از همین اندوه عمیق خانواده بود. در این مراسم، لباس دامادی‌اش را گذاشته بودند و دور تا دور آن را با شیرینی، نقل و نبات آراسته بودند؛ چیزهایی که قرار بود نشانه‌ی شادی و آغاز زندگی مشترک او باشند. اما این بار، به جای روبان‌های سفید، روبان‌های سیاه در میان آن‌ها قرار گرفته بود؛ گویی شادی مراسم نامزدی، در فاصله‌ای کوتاه جای خود را به سوگ داده بود. در این مراسم، صدای سنتور و موسیقی محلی شنیده می‌شود؛ تصاویری که در کنار لباس دامادی، شیرینی‌ها و روبان‌های سیاه، از داغ سنگینی حکایت می‌کردند که خانواده‌ی امیرمحمد با از دست دادن او بر دل داشتند؛ داغی که برای آنان وصف‌ناشدنی بود.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۴ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
28
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Alvand, Qazvin
Father’s name
وحید (in Persian) ↗
Born
domenica 18 gennaio 1998 ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Amir Mohammad Vahidi is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
امیرمحمد وحیدیAmir Mohammad Vahidi

How the sources wrote the name

  • Amirmohammad Vaheedi
    iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Amir Mohammad Vahidi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Amir Mohammad Vahidi — 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] Amirmohammad Vaheedi Alvand, Qazvin 2026-01-08
IranTrial امیرمحمد وحیدی الوند قزوین ۱۸ دی ۱۴۰۴
Narrata امیرمحمد وحیدی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (3)

3 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V753B195
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Amir Mohammad Vahidi. Messages appear after moderation.

Write a message for Amir Mohammad Vahidi…

Leave a few words in memory of Amir Mohammad Vahidi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.