The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran

Photo: javidnaam.org

Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran

سیدمهدی شمشی رگران

56 years old · Neyshabur, Khorasan Razavi, Razavi Khorasan

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 1093)

#Seyed_Abolfazl_Shamshirgaran#سیدمهدی_شمشی_رگران

Retired oil factory worker, shot first with pellets then with live ammunition by IRGC forces on Arg Street in Neyshabur. Father of two daughters.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • iranvictims.com: date not known; listed as a protest victim

Their narrative

جاویدنام سید مهدی شمشیرگران؛ فردای آزادی در ارگ

سال‌ها از آن شب گذشته است. ایران آزاد شده و خیابان ارگ نیشابور دیگر برای مردم فقط نام خیابانی نیست که در شامگاه خونین ۱۸ دی، صدای گلوله در آن می‌پیچید. حالا در گوشه‌ای از همان خیابان، نام کسانی نوشته شده که رفتند تا امروز برسد، روزی که دیگر هیچ‌کس برای خواستن آزادی هدف گلوله قرار نگیرد. نام من هم میان آن‌هاست: ابوالفضل (مهدی) شمشیرگران. پنجاه‌وشش سال از زندگی‌ام گذشته بود. سال‌ها در شرکت روغن نباتی سه‌گل کار کرده بودم و بعد از بازنشستگی، دل‌خوشی‌های ساده‌ای در زندگی داشتم. خانواده‌ام، مردم سرزمینم و وقت گذراندن کنار کسانی که دوست‌شان داشتم. میان همه‌ی این دل‌خوشی‌های کوچک اما، یک رؤیای بزرگ داشتم: دیدن ایران آزاد. بعدها هرکس از من گفت، بیشتر از مهربانی‌ام گفت، از این‌که مردم را دوست داشتم و خنده از صورتم دور نمی‌شد. آدم در واقع، چیزی جز همین‌ها هم از خودش به جا نمی‌گذارد. من آن شب را هم هنوز می‌بینم. شامگاه ۱۸ دی‌ماه، خیابان ارگ، نیشابور. مردم در خیابان‌اند و من هم یکی از همان مردمم. ناگهان صدای شلیک‌ها در خیابان می‌پیچد. ساچمه‌ها و گلوله‌های جنگی را بر تنم حس می‌کنم. انگار وقت خداحافظی با این جسم خاکی رسیده است. در آن چند لحظه، همه‌چیز از برابر چشمانم می‌گذرد، همسرم، دخترانم، عزیزانم و شهری که سال‌های زندگی‌ام را در آن گذرانده‌ام. زندگی من، در خیابان ارگ، به پایان می‌رسد اما قصه‌ی من همان‌جا تمام نمی‌شود. حالا از جایی دورتر از آن شب، از سال‌هایی که فرصت زیستن‌شان را پیدا نکردم، چیزهایی را می‌بینم که آن شب در خیابان ارگ نمی‌توانستم ببینم. هفت ماه بعد از آن شب را می‌بینم! روز تولدم را. روزی که قرار بود پر از صدای خنده باشد، کیک باشد، بادکنک باشد، دست زدن و سوت کشیدن باشد. خانواده‌ام را می‌بینم که با قلبی شکسته بر سر مزارم ایستاده‌اند. ماموران جمهوری اسلامی را میبینم که بر سر مزارم می‌آیند و حتی برای شکل سوگواری خانواده‌ام هم دستور می‌‌دهند: سوت نزنید، دست نزنید، نرقصید، کیک و بادکنک نباشد. یکی از عزیزانم مقابل‌شان می‌ایستد و چیزی می‌گوید که تمام روزهای بعد از رفتنم را در یک جمله خلاصه می‌کند: «شما کاری کردید که هفت ماه است در زندگی ما نه سوت هست، نه دست، نه رقص و نه شادی.» در این کالبد غیر خاکی، آینده‌ای را می‌بینیم که کسانی که ماشه را کشیدند آن شب نمی‌دانستند: حکومت‌ها می‌توانند انسان‌ها را بکشند اما نمی‌توانند تعیین کنند تاریخ چگونه از آن‌ها یاد خواهد کرد. امروز در سال‌های بعد از آن شب‌های خونین، در ایران آزاد، دیگر مأموری به خانواده‌ای نمی‌گوید برای عزیز کشته‌شده‌اش چگونه سوگواری کند. کسی برای بادکنک و کیک و دست زدن تهدید نمی‌شود. دختران من در کشوری زندگی می‌کنند که شادی جرم نیست و خیابان جایی نیست که خون مردم در آن ریخته شود. کسانی که شلیک کردند و کسانی که فرمان شلیک دادند در برابر عدالت قرار گرفته‌اند. ایران آزاد بر جان‌فشانی کسانی بنا شد که برای رسیدن به آن، خودشان فرصت دیدنش را پیدا نکردند. حالا هر سال در زادروزم، خانواده‌ام دیگر مجبور نیستند بی‌صدا کنار هم بنشینند. شمع روشن می‌کنند، دست می‌زنند و می‌رقصند. نه برای این‌که فراموش کرده‌اند آن شب چه بر ما گذشت. درست برعکس، چون فراموش نکرده‌اند. و من از جایی در آینده، وقتی صدای خنده‌ی دخترانم را در ایران آزاد می‌شنوم، می‌دانم آن‌چه را از من گرفتند دیگر از آن‌ها گرفته نخواهد شد. من ابوالفضل (مهدی) شمشیرگران هستم. یکی از هزاران نفری که به خانه بازنگشت. اما ایران، سرانجام، به خانه‌‌اش بازگشت.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: همای چهرزاد · Written ۱۴۰۵/۰۶/۰۲ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
56
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Neyshabur, Khorasan Razavi, Razavi Khorasan
Cause of death
Shotgun pellets (birdshot)
Father’s name
حسین (in Persian) ↗
Place of death
نیشابور (in Persian) ↗

We do not know yet where Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
سیدمهدی شمشی رگرانSeyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran

How the sources wrote the name

  • Seyed Mehdi Shamshirgaran
    HRANA, iranvictims.com
  • Seyed Abolfazl Shamshirgaran
    iranvictims.com
  • Mehdi Shamshirgaran
    iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran — 2026-01-08
HRANA Seyed Mehdi Shamshirgaran Neyshabur, Khorasan Razavi 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] Seyed Mehdi Shamshirgaran · Seyed Abolfazl Shamshirgaran · Mehdi Shamshirgaran Neyshabur, Khorasan Razavi · Neyshabur 2026-01-08
Narrata سیدمهدی شمشی رگران — ۱۳۹۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (2)

2 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V7796041
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 24 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran. Messages appear after moderation.

Write a message for Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran…

Leave a few words in memory of Seyed Abolfazl (Mehdi) Shamshirgaran. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.