The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Abolfazl Azad

ابوالفضل آزاد

36 years old · Vavan, Islamshahr, Tehran

giovedì 8 gennaio 2026

CFamily and witnesses

#Abolfazl_Azad#ابوالفضل_آزاد
Add information

Their story

Shot by security forces during protests in Vavan neighborhood of Eslamshahr. He was hit by two bullets around 10 PM - one to the thigh and another to the abdomen. His body was found two days later in Behesht Zahra cemetery. He was an electrician and had a 13-year-old daughter.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام ابوالفضل آزاد؛ قرارِ پنجشنبه شب‌ها

پنجشنبه‌شب‌ها در خانواده‌ی ابوالفضل آزاد یک قرار قدیمی بود؛ شب‌هایی که دور هم جمع می‌شدند و خانه‌ی پدرِ همسرش شلوغ می‌شد. ۱۸ دی ۱۴۰۴ هم منتظر رسیدن او بودند. انتظاری معمولی برای یک دورهمی  معمولی؛ بی‌خبر از اینکه تا چند ساعت دیگر، همان انتظار به جست‌وجویی سه‌روزه تبدیل خواهد شد. ابوالفضل ۳۶ سال داشت؛ متولد ۱ شهریور ۱۳۶۸ در تهران، برق‌کار ساختمان، اهل شهرک واوانِ اسلامشهر و پدر دختری سیزده‌ساله به نام گندم بود. نزدیکانش او را مردی شوخ‌طبع، مهربان و دوست‌داشتنی به یاد می‌آورند؛ کسی که فقط تکیه‌گاه خانه‌ی خودش نبود و خیلی از اطرافیانش هم در روزهای سخت به او پناه می‌بردند. حضورش به جمع گرما می‌داد و بودنش برای آدم‌های دوروبرش معنای امنیت و پشت‌گرمی داشت. آن روز هم سر کار بود. غروب ۱۸ دی‌ماه، در شهرک واوان اسلامشهر، از ساختمانی که در آن کار می‌کرد بیرون آمد و به سمت ماشینش رفت. همان دقایق خیابان شلوغ شد. ابوالفضل در اعتراضات حضور نداشت و تنها در مسیر بازگشت از محل کار بود. چند موتورسوار مسلح وارد خیابان شدند و تیراندازی آغاز شد. حوالی ساعت ده شب، دو گلوله به ابوالفضل اصابت کرد؛ یکی به ناحیه‌ی ران و دیگری به شکمش. زمان گذشت و خبری از ابوالفضل نشد. تماس‌ها یکی پس از دیگری بی‌پاسخ ماند تا سرانجام مردی غریبه تلفنش را جواب داد. گوشی را روی زمین پیدا کرده بود و گفت افراد زیادی در آن اطراف تیر خورده‌اند. تلفن پیدا شده بود، اما از ابوالفضل هیچ نشانی نبود. جست‌وجو از همان شب آغاز شد. کلانتری‌ها و بیمارستان‌ها را گشتند، نامش را پرسیدند و هر جایی را که احتمال می‌دادند ردی از او باشد زیر پا گذاشتند. پنجشنبه تمام شد و جمعه هم گذشت، بی‌آنکه کسی بداند چه بر سرش آمده است. در میان آن همه بی‌خبری، حتی احتمال بازداشت شدنش به امید تبدیل شده بود؛ شاید جایی نگهش داشته باشند و چند روز دیگر آزاد شود. ۲۰ دی دوباره به بیمارستان‌ها مراجعه کردند و این بار سرنخی پیدا شد. ابوالفضل آن شب هیچ مدرک شناسایی همراه نداشت و به همین دلیل به‌عنوان «مجهول‌الهویه» ثبت شده بود. جست‌وجویی که تا آن لحظه میان بیمارستان‌ها و کلانتری‌ها بود، حالا به جایی رسیده بود که هیچ خانواده‌ای نمی‌خواهد برسد. برادر ابوالفضل و داماد خانواده میان پیکرها دنبالش می‌گشتند؛ یکی‌یکی چهره‌ها را نگاه می‌کردند و باز هم پیدایش نمی‌کردند. بعد فهمیدند تمام آن مدت، ابوالفضل جای دیگری بوده است. همان شب ۱۸ دی، پیکرش را به بهشت‌زهرا منتقل کرده بودند. دو روز تمام، آن‌ها شهر را برای پیدا کردنش زیر پا گذاشته بودند، در حالی که ابوالفضل به‌عنوان مجهول‌الهویه در بهشت‌زهرا بود. ۲۱ دی‌ماه، سه روز انتظار و جست‌وجو به خاک‌سپاری رسید. ابوالفضل را در بهت و سکوت به خاک سپردند؛ غریبانه‌تر از آنچه شایسته‌ی مردی بود که تا چند روز پیش بخش مهمی از زندگی یک خانواده بود و هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای پیدا کردنش روزی مجبور شوند میان پیکرهای مجهول‌الهویه بگردند. ماه‌ها از آن شب گذشته است، اما زمان نتوانسته فاصله‌ای میان نزدیکان ابوالفضل و داغ آن روزها بیندازد. هنوز اسمش که می‌آید، بغض هم می‌آید. بعضی نبودن‌ها با گذشت روزها عادی نمی‌شوند؛ فقط آدم‌ها یاد می‌گیرند جای خالی‌شان را هر روز با خودشان حمل کنند. آن شب در خیابان‌های اسلامشهر، گلوله‌ها بی‌محابا شلیک شدند و بر تن آدم‌هایی نشستند که هر کدام زندگی، خانه و فردایی داشتند. ابوالفضل یکی از آن‌ها بود؛ مردی که زندگی‌اش ناتمام ماند و برای کسانی که دوستش داشتند، از آن شب به بعد همه‌چیز به قبل و بعد از ۱۸ دی تقسیم شد. نام ابوالفضل آزاد امروز کنار نام تمام کسانی قرار گرفته که در دی‌ماه کشته شدند و خونشان بر زمین ریخت؛ آدم‌هایی که برای فردای خود برنامه داشتند و عزیزانی چشم‌به‌راهشان بودند. قرار نبود ابوالفضل قهرمان قصه‌ی درباره مرگ باشد؛ قرار بود سال‌های بیشتری قهرمان روایت دخترش باشد، بزرگ شدن گندم را ببیند و در فصل‌های بعدی زندگی‌اش حضور داشته باشد. اما سهم گندم از آن فصل‌های نانوشته، خاطره‌ی پدری شد که تنها ۳۶ سال فرصت زندگی داشت؛ و نامی که حالا در میان جاویدنامان سرافراز ایران خوانده می‌شود.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
36
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Vavan, Islamshahr, Tehran
Cause of death
Gunshot wound
Born
mercoledì 23 agosto 1989 ↗
Place of death
اسلامشهر شهرک واوان، تهران (in Persian) ↗

We do not know yet where Abolfazl Azad is buried. Help locate this grave

Do you know this person?

If you knew Abolfazl Azad, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (2)
SourceName as writtenPlaceDate
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] Abolfazl Azad Vavan, Islamshahr 2026-01-08
Narrata ابوالفضل آزاد — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (6)

6 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V7AB549E
Evidence tier
C Based on family and witness reports

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Abolfazl Azad. Messages appear after moderation.

Write a message for Abolfazl Azad…

Leave a few words in memory of Abolfazl Azad. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.