Photo: نشانی سرو
Mehran Tajdari
مهران تاجداری
26 years old · Tehran
venerdì 16 gennaio 2026
Their story
Shot in the neck by a bullet while 500 meters away from home with his mother, fell into his mother's arms, was taken to hospital where he went into a coma for a week before dying. Student at Iran University of Science and Technology with rank 300, studying Urban Planning Engineering. Buried in Behesht-e Zahra cemetery, section 112, row 91, number 34.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام مهران تاجداری؛ دانشجوی نخبهٔ دانشگاه علم و صنعت
در میان انبوه ویدئوهایی که این روزها دستبهدست میشوند، به بهشت زهرای تهران میرسم؛ چهل روز از رفتن مهران تاجداری گذشته است و جمعی از دوستان، همکلاسیها و نزدیکانش برای مراسم یادبود او کنار مزارش ایستادهاند. تصویر کمی تار است؛ انگار دوربین بیشتر از آنکه بخواهد چهرهها را ثبت کند، میخواهد صداها را نگه دارد. صدای کف زدن در فضا میپیچد. چند بادکنک سیاه آرام از میان جمعیت جدا میشوند و به آسمان میروند. دوربین میان آدمها حرکت میکند و سرانجام روی سنگ مزار مکث میکند. سنگی مشکی با نوشتههای طلایی. «اینجا برای از تو نوشتن، فضا کم است…» کمی پایینتر نامش نوشته شده است: مهران تاجداری؛ فرزند مصطفی و زهره، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت. نگاهم روی تاریخ تولدش میماند: فقط ۲۶ سال داشت. عددی که روی سنگ قبر کوتاه به نظر میرسد، اما پشت آن سالها زندگی، درس خواندن، تلاش و رؤیاهای ناتمام پنهان شده است. مهران، مهندسی شهرسازی خوانده بود و در کنار فعالیت حرفهای در حوزهی ساختوساز و تأمین مصالح ساختمانی، برای ادامهی تحصیل نیز تلاش میکرد. او در آزمون کارشناسی ارشد رتبه ۳۰۰ را به دست آورده بود و در سال ۱۴۰۴ وارد مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت ایران شده بود؛ این بار در رشتهی کارآفرینی نوین و دانشکدهی پیشرفت. هنوز ترم اولش به پایان نرسیده بود و فرصت چندانی برای نشستن روی صندلیهای کلاس و ساختن خاطرات تازه در دانشگاه پیدا نکرده بود. سالهایی پیش رو داشت که میتوانست در آنها مسیر حرفهایاش را ادامه دهد، تجربههای تازهای به دست بیاورد و برای آیندهای که ساخته بود، قدمهای بیشتری بردارد. اما زندگی مهران پیش از آنکه فرصت کند این فصل تازه را زندگی کند، متوقف شد. برای رسیدن به آخرین روز زندگی مهران، باید به ۱۸ دیماه برگردم؛ روزی که شاهزاده رضا پهلوی با حمایت از اعتراضات مردم ایران، از آنها خواست صدای خواستههایشان را به گوش همگان برسانند. مردم با شور و اشتیاق و امیدی کمسابقه به این فراخوان پاسخ دادند. جمعیت میلیونی در خیابانها حضور پیدا کرد و صدای اعتراض از شهرهای مختلف ایران بلند شد. شعار «جاوید شاه»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «مرگ بر دیکتاتور» در خیابانها و کوچهپسکوچههای کشور شنیده میشد. مردمی که به میدان آمده بودند، با صداهای مختلف اما با امیدی مشترک، خواهان تغییر و آزادی بودند. مهران هم مسیرش را انتخاب کرده بود. او در کنار هموطنانش ایستاد و به جمعیتی پیوست که برای آیندهای متفاوت به خیابان آمده بودند. شاید آن روز، مثل بسیاری از جوانان دیگری که در میان جمعیت قدم برمیداشتند، به فردایی فکر میکرد که قرار بود در آن فرصتهای بیشتری برای زندگی و ساختن داشته باشد. آیندهای که درس خواندن، کار کردن و تلاشهایش میتوانست بخشی از آن باشد. اما خیابانها، آن دو شب با سرکوبی خونین روبهرو شدند. نیروهای جمهوری اسلامی به سوی معترضان شلیک کردند و بسیاری از کسانی که با امید تغییر به خیابان آمده بودند، هدف گلوله قرار گرفتند. مهران تاجداری هم در میان آنها بود. روز ۱۹ دیماه، در محدودهی خیابان سهیلیان در نارمک تهران، مهران هدف گلوله قرار گرفت. آنطور که در گزارشهای منتشرشده آمده است، محل تیراندازی تنها حدود ۵۰۰ متر با خانهشان فاصله داشت. گلوله به ناحیهی گردن او اصابت کرد و شاهرگش را درید. مهران به کما رفت و خانوادهاش روزهای دشواری را در انتظار گذراندند؛ روزهایی که هر خبر میتوانست بارقهای از امید باشد و هر لحظه، ترس از دست دادن او را سنگینتر کند. شش روز گذشت. خانواده همچنان امیدوار بودند که مهران چشم باز کند و به زندگی برگردد؛ به دانشگاهی که تازه واردش شده بود، به کارش و به تمام روزهایی که هنوز میتوانست پیش رو داشته باشد. اما این انتظار به بازگشت او ختم نشد. مهران در ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ جان باخت؛ هفت روز پس از آنکه گلوله، مسیر زندگیاش را تغییر داد. در ویدئوی مراسم چهلم، دختری از میان جمعیت نامش را بلند صدا میزند: «فرزند ایران و جانفدای میهن، مهران تاجداری.» چند نفر دیگر نیز نامش را تکرار میکنند. انگار نمیخواهند سکوت قبرستان، آن را در خود فرو ببرد. در ویدئوی دیگری، مادرش میان جمعیت ایستاده است. صدایش آرامتر از آن چیزی است که از مادری در چهلم فرزندش انتظار میرود. رو به دانشجویان و دوستان مهران میگوید: «برای مهران گل بذارین روی صندلی دانشگاهش. بگین مهران جات خالیه.» چند لحظه سکوت برقرار میشود. اما سکوت دوام نمیآورد. دختری که ویدئو را ضبط میکند، میان گریه پاسخ میدهد: «چشم عزیزم.» همین دو کلمهی کوتاه میان صدای گریه و همهمهی جمعیت گم نمیشوند و تا پایان ویدئو در ذهن میمانند. دوربین پایین میآید و روی گلهای کنار مزار میلغزد. بعد روی کتانیهای مهران مکث میکند؛ کتانیهایی که روزی سفید بودهاند. حالا دیگر سفید نیستند. رد خون، رنگ دیگری به آنها داده است و آنها را به یادگاری خاموش از آخرین روز زندگی صاحبش تبدیل کرده است. باز صدای کف زدن بلند میشود. شعارها در فضای قبرستان میپیچند. کسی شاخهی گلی روی مزار میگذارد. کسی اشکهایش را پاک میکند. آهنگی در پسزمینه پخش میشود و دوربین بار دیگر روی نام حکشدهی روی سنگ مزار مکث میکند. چهل روز گذشته است، اما در ویدئوها هنوز نام مهران تکرار میشود؛ میان صدای دستهایی که برایش به هم میخورند، میان اشکهایی که پنهان نمیشوند، میان دوستانی که بر مزارش جمع شدهاند و میان مادری که تنها یک خواسته دارد: روی صندلی خالی پسرش در دانشگاه، شاخهی گلی بگذارند و بگویند: «مهران، جات خالیه.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۱/۲۳ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Age
- 26
- Killed
- venerdì 16 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Cause of death
- Gunshot wound
- Father’s name
- مصطفی (in Persian) ↗
- Born
- mercoledì 7 luglio 1999 ↗
- Place of death
- کرج (in Persian) ↗
Burial details
- Cemetery
- بهشت زهرای تهران — قطعه ۱۲، ردیف ۹۱، شماره ۳۴
- Section
- 112
- Row
- 91
- Number
- 34
Do you know this person?
If you knew Mehran Tajdari, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
Posts and videos (12)
12 posts found. Each link opens on its own site.
- @mahshid_nazemi Post · X Not yet reviewed
- RememberTheirNames Post · Telegram Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- @iranianpapppi3 Post · X Not yet reviewed
- @i Post · X Not yet reviewed
- @javidnam25118 Post · X Not yet reviewed
- @sssccpp Post · X Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- @autnews_org Post · X Not yet reviewed
- JavidnamaneVatan Post · Telegram Not yet reviewed
- @mari688471 Post · X Not yet reviewed
- @gorbeblack Post · X Not yet reviewed
Record information
- Record number
- V7EB1C84
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Mehran Tajdari. Messages appear after moderation.
Write a message for Mehran Tajdari…
Do you know Mehran Tajdari? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos