The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Mohsen Jabbarzadeh

Mohsen Jabbarzadeh

محسن جبارزاده

41 years old · Salsabil neighborhood, Tehran

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

#Mohsen_Jabbarzadeh#محسن_جبارزاده
Add information

Their story

Mohsen Jabbarzadeh was a 41-year-old married currency exchanger from Tehran and the son of Mehdi. On the evening of Friday, January 9, 2026 (19 Dey 1404), he was killed during protests on Salsabil Street (also referred to as Rudaki) in Tehran when he was struck by a live ammunition bullet to the leg that severed a main artery. A source told IranWire that the wound was unusually severe, draining his blood within about 15 minutes; his brother attempted to take him to Madain Hospital, but he died en route or before arrival, with medical staff confirming the arterial rupture. His body was buried the next day in section 89 of Behesht-e Zahra cemetery in a grave the family had previously prepared. Police and forensic reports provided to the family attributed the shooting to “rioters,” while accounts from the family and independent outlets such as Independent Persian described it as direct fire by security forces. He appears in Iranian government lists of those who died and received preliminary confirmation from HRANA in the Crimson Winter report.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • iranvictims.com: date not known; listed as a protest victim
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام محسن جبارزاده؛ می‌رویم، می‌جنگیم، کشته می‌شویم تا بچه‌های شما راحت زندگی کنند

سرش پایین بود و بند کفش‌هایش را می‌بست. کلاه کاسکت موتور و کیفش کنار در بود؛ از همان قاب‌های ساده‌ای که تا پیش از فاجعه، هیچ‌کس معنایشان را نمی‌فهمد. هنوز همه‌چیز عادی بود. هنوز در آستانه‌ی خانه بود. هنوز در قاب زندگی ایستاده بود و کسی نمی‌دانست این رفتن، بازگشتی نخواهد داشت. در تصویری دیگر، دوربین در دست خود اوست. این بار، نه روی پله‌های خانه، که میان جمعیتی در مسجد صادقیه؛ دوربین را رو به خودش می‌گیرد، بعد به سمت مردمی می‌چرخاند که اطرافش ایستاده‌اند. می‌گوید: «مسجد صادقیه…» و چند لحظه بعد، صدای جمعیت بلند می‌شود: «جاوید شاه… جاوید شاه…» محسن رو به مردم می‌گوید: «بگو!» و خودش هم همراه همان صداها فریاد می‌زند. هفده ثانیه بیشتر نیست؛ اما در همان هفده ثانیه، مردی دیده می‌شود که هنوز زنده است، هنوز ایستاده است، هنوز در میان مردم صدایش را به صدای آن‌ها گره می‌زند. محسن جبارزاده، متولد ۱۸ آذرماه ۱۳۶۳، متأهل، صراف و اهل تهران بود. از فیلم‌ها و تصویرهایی که از او باقی مانده، مردی دیده می‌شود خوش‌خنده، خانواده‌دوست و پر از میل به زندگی. با برادرزاده‌اش بازی می‌کرد، بازی‌های کامپیوتری را دوست داشت، در جمع خانواده و دوستان لبخند از صورتش دور نبود. از آن آدم‌هایی بود که زندگی هنوز در چشم‌هایش جریان داشت؛ کسی که هنوز برای آینده خیال داشت. دلبستگی‌اش به خانواده را می‌شد در همان تصویرهای باقی‌مانده از او دید. رابطه‌اش با برادرزاده‌ی کوچکش آن‌قدر عمیق بود که پس از رفتنش، خانواده هنوز نمی‌دانستند چگونه به آن کودک بگویند که عمو محسن دیگر بازنخواهد گشت؛ کودکی که همچنان چشم‌انتظار بود تا عمو دوباره بیاید و مثل همیشه با او بازی کند. محسن هنوز پدر نشده بود. آرزو داشت روزی فرزندی داشته باشد و صدای «بابا» شنیدن را تجربه کند؛ آرزویی که هرگز فرصت رسیدن به آن را پیدا نکرد. اما وقتی از خیابان و رفتن حرف زده بود، از بچه‌های خودش نگفته بود. از بچه‌های دیگران گفته بود؛ از آینده‌ای که می‌خواست برای کودکان این سرزمین کمتر تلخ باشد. آن شب تا صبح بیدار ماند. حساب‌‌‌و‌‌کتاب‌‌هایش را مرتب کرد؛ انگار از همان شب می‌دانست این آخرین رفتن است، رفتنی بی‌بازگشت. وقتی از او پرسیدند چرا می‌روی، فقط یک جمله گفت: «می‌رویم، می‌جنگیم، کشته می‌شویم تا بچه‌های شما راحت زندگی کنند.» این جمله، بیش از آنکه شعار باشد، نشانه‌ی آگاهی او از خطری بود که پیش رو داشت. مرگ را صدا نمی‌زد؛ زندگی را می‌خواست. اما می‌دانست در سرزمینی که خواستن زندگی هم هزینه دارد، گاهی آدم‌ها پیش از آنکه به آینده برسند، در راه آن متوقف می‌شوند. شب ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، خیابان سلسبیل تهران از رفت‌وآمد معمولی مردم فاصله گرفت و به صحنه شلیک و هراس تبدیل شد. محسن، که تنها چند ساعت پیش بند کفش‌هایش را محکم بسته و در مسجد صادقیه کنار مردم فریاد زده بود، در خیابان سلسبیل هدف گلوله قرار گرفت. گلوله به پایش خورد، اما زخم فقط روی پا نماند. شریان اصلی را درید و خون را از بدنش برد. او را به بیمارستان مدائن رساندند، اما فاصله‌ی میان خیابان و بیمارستان، فاصله‌ی میان زخم و نجات نشد. خون‌ریزی مجال نداد. محسن دیگر نتوانست روی همان پاها به خانه برگردد. بعدتر، در گواهی فوت، مرگش را به «اغتشاشگران» نسبت دادند؛ تلاشی برای پاک کردن رد گلوله از روایت رسمی. اما حقیقت در بدن او مانده بود؛ در شریانی که پاره شد، در خیابانی که نامش با خون گره خورد و در خانواده‌ای که آن شب را نه از روی خبر، که با تمام جان خود زیست. محسن آن شب تیرکمانی همراه خود داشت. اما در خیابانی که رگبار گلوله بر مردم بی‌دفاع فرود می‌آمد، هیچ تیرکمانی حریف گلوله‌ها نبود. در تصویری دیگر، پیکرش در کیسه‌ی حملِ پیکر دیده می‌شود. روی آن نام «محسن جبارزاده» و عدد ۱۲۵۲۸ نوشته شده است. عددی کنار نام مردی که چند ساعت پیش هنوز در قابِ خانه بود، بعد در میان جمعیت ایستاده بود و حالا در تصویری دیگر، بی‌جان، از آخرین شب زندگی‌اش عبور می‌کرد. و همین تصویرهای به‌ظاهر جدا، در چند جمله‌ی کوتاه به هم رسیدند. برادرش بعدها نوشت: «روز واقعه واسه من روزیه که: بند کفشاتو خودت بستی، ولی من بازش کردم… تا ابد داغدارتم.» شاید هیچ روایتی، آن شب را به اندازه‌ی همین چند جمله نتواند بازگو کند. او در بهشت زهرا، قطعه‌ی ۸۹، ردیف ۷۲، شماره‌ی ۴۸، به خاک سپرده شد. اما روایت او در همان خاک تمام نشد. محسن پدر نشد؛ رؤیایی که برای خودش داشت، نیمه‌تمام ماند. اما آخرین جمله‌ای که از او به جا مانده، از آینده‌ی کودکان این سرزمین می‌گوید. شاید روایت محسن، روایت مردی باشد که حسرت شنیدن «بابا» را با خود برد، اما امیدش را برای فرزندان ایران بر زمین نگذاشت.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۳/۲۹ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Mohsen Jabbarzadeh
Photo: IranTrial
Mohsen Jabbarzadeh
Photo: x.com
Mohsen Jabbarzadeh
Photo: x.com

Graphic content

This photograph may contain distressing or graphic imagery.

View image
Photo: x.com

What we know

Age
41
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Salsabil neighborhood, Tehran
Cause of death
Gunshot wound
Born
domenica 9 dicembre 1984 ↗

Burial details

Cemetery
بهشت زهرا
Section
89
Row
72
Number
48

Do you know this person?

If you knew Mohsen Jabbarzadeh, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mohsen Jabbarzadeh — 2026-01-09
Iran International Mohsen Jabbarzadeh — —
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] Mohsen Jabbarzadeh Tehran · Salsabil neighborhood 2026-01-09
IranTrial محسن جبارزاده سلسبیل تهران 1404/10/18
Narrata محسن جبارزاده — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (20)

20 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V859CEB8
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mohsen Jabbarzadeh. Messages appear after moderation.

Write a message for Mohsen Jabbarzadeh…

Leave a few words in memory of Mohsen Jabbarzadeh. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.