Photo: javidnaman.iranintl.com — https://javidnaman.iranintl.com/memorial/GJcxY52Stm1VDduxn07eKg
Javad Shaygan Malek
جواد شایگان ملک
37 years old · Qarchak, Tehran
giovedì 8 gennaio 2026
The text mentions his son is keeping his name alive, implying he is deceased and possibly a victim of the regime. The term 'جاویدنام' (Javid Nam) is an honorific for martyrs.
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام جواد شایگان ملک؛ مگه باقی که میرن مادر ندارن؟
تنها چند هفته تا آغاز سیونهمین سال زندگیاش مانده بود؛ سالی که هرگز فرصت دیدنش را پیدا نکرد. جواد شایگانملک ۲۶ اسفند ۱۳۶۶ به دنیا آمد. پدر دو فرزند بود؛ پسری ۱۴ ساله و دختری ۵ ساله. حدود یک سال میشد که در مخابرات مشغول به کار شده بود. زندگیاش میان کار، خانه و دو فرزندی میگذشت که دنیایش بودند. کمتر پیش میآمد دست خالی به خانه برگردد. اگر چیزی میخرید، اول به یاد بچهها بود. شوخی میکرد، میخنداند و دوست داشت خستگی روز را پشت لبخند خانوادهاش جا بگذارد. از آن مردهایی بود که هرچقدر زندگی روی شانههایشان سنگینی کند، باز هم تکیهگاه خانه میمانند. اما آن شب، برای چیزی فراتر از زندگی خودش قدم از خانه بیرون گذاشت؛ برای رویایی که فکر میکرد سهم فرزندانش از آینده خواهد بود. وقتی از او خواستند نرود، تنها یک جمله گفت: «مگه جوونای دیگه مادر ندارن که میرن؟» ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، قرچک صحنه کشتار و خون بود. صحنه اصابت گلوله به شاهرگ زندگی. مردمانی که ۱۸ دیماه را به چشم دیده بودند، اما باز به خیابان آمدند؛ برای آنچه حق خود میدانستند. همان مردمی که آن شب با گلوله پاسخ گرفتند. در محدوده میدان مرکزی و نزدیک کلانتری، از بالای یک مجتمع تفریحی به سوی مردم بیدفاع شلیک میشد. تکتیراندازها در نقطهای مشرف قرار گرفته بودند و معترضان از پایین، یکی پس از دیگری بر زمین میافتادند. او نیز یکی از مجروحان آن شب بود. بدن نیمهجانش را همراه با دیگر زخمیها در وانتها و کانتینرها انداختند و به بیمارستان ستاری رساندند؛ بیمارستانی که آن شب بیش از آنکه پناهگاه زخمیها باشد، ادامه همان میدان کشتار و خون بود. ساعتها از او خبری نبود. خانواده هر جا را که به ذهنشان میرسید جستوجو کردند. وقتی با تلفن همراهش تماس گرفتند، فرد دیگری پاسخ داد و همین تماس آنها را به بیمارستان رساند. اما آنجا هم پاسخی در انتظارشان نبود. تنها گفتند: «بروید کهریزک، آنجا پیدایش کنید.» هنوز نشانی از زندگی داشت. دستگاه تنفس روی دهانش بود و باید تحت مراقبت قرار میگرفت. اما همانجا، جایی که قرار بود جانها نجات پیدا کنند، گلولهای به پیشانیاش شلیک شد. تیر خلاصی که تنها یک انسان را نکشت؛ ستون خانهای را فرو ریخت که دو کودک زیر سایه آن بزرگ میشدند. دو کودکی که آن شب منتظر باز شدن در خانه بودند، دیگر هرگز پدرشان را ندیدند. پسرش برای او نوشته است: «با اینکه میدانیم دیدارمان افتاد به قیامت، اما ما هنوز امید داریم که برگردی.» پس از آن، فشار بر خانواده آغاز شد. از آنها خواسته شد او را بسیجی معرفی کنند؛ درخواستی که نپذیرفتند. برای تحویل پیکرش پول خواستند. چند روز طول کشید تا خانواده بتواند آن پول را فراهم کند و سرانجام اجازه یافتند عزیزشان را ببینند؛ صورتی که هم جای دستگاه تنفس را بر خود داشت و هم رد گلولهای را که بر پیشانیاش نشسته بود. در یکی از تصاویر باقیمانده از آن روزها، پیکر او در پلاستیک مشکیای دیده میشود که روی آن نامش، تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و عدد ۱۲۴۲۹ نوشته شده است. تصویری که برای بسیاری از خانوادههای آن روزها آشنا است؛ روزهایی که عزیزانشان را نه با نام، که از میان برچسبها، شمارهها و تصاویر جستوجو میکردند. عدد ۱۲۴۲۹ کنار نام مردی نوشته شده بود که تا چند روز پیش میخندید، کار میکرد، برای دو فرزندش زندگی میساخت و آیندهای بهتر از آنچه خود تجربه کرده بود برای آنها میخواست. خاکسپاری در فضایی بهشدت امنیتی انجام شد؛ ساعت پنج صبح و با گرفتن تعهد. خانواده نتوانستند مانند بسیاری از خانوادهها آزادانه و در کنار دوستان و آشنایان با عزیزشان وداع کنند. اما در مراسم چهلم، مردم آمدند. نامش را بر زبان آوردند، یادش را زنده نگه داشتند و با او وداع کردند. جواد شایگانملک در امامزاده بیبی زبیده قرچک آرام گرفت. پیکرش را به خاک سپردند، اما نه شجاعتش را میشد به خاک سپرد، نه فداکاریاش را و نه مهری را که به خانوادهاش داشت. نامش در روایت دیماه ۱۴۰۴ باقی ماند؛ در کنار نام مردان و زنانی که برای آنچه حق خود میدانستند ایستادند و بهای آن را با جان خود پرداختند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۳/۲۹ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 37
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Qarchak, Tehran
- Father’s name
- علیرضا (in Persian) ↗
- Born
- mercoledì 16 marzo 1988 ↗
- Place of death
- قرچک ورامین (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- امام زاده بی بی زبیده قرچک
Names and spellings
- Name on this record
- جواد شایگان ملکJavad Shaygan Malek
How the sources wrote the name
- Javad Shayganiranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Javad Shaygan Malek, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Evidence & links
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Javad Shaygan Malek | — | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] | Javad Shaygan | Qarchak | 2026-01-08 |
| Narrata | جواد شایگان ملک | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (2)
2 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V998FF5C
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Javad Shaygan Malek. Messages appear after moderation.
Write a message for Javad Shaygan Malek…
Do you know Javad Shaygan Malek? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos