Their story
No account of how Mehdi Shafiei was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
Their narrative
جاویدنام مهدی شفیعی؛ از هر خانه یک نفر باید بره
مهدی شفیعی ۴۴ سال داشت؛ متولد روستای چنار از توابع اسدآباد همدان و سازنده ساختمان بود. پدر مانی هجدهساله و یک دختر. از مهدی اطلاعات زیادی درباره سالهای قبل از آن شب نداریم، اما اتفاقات آخرین ساعات زندگیاش بهاندازه کافی از او میگویند؛ از تصمیمی که برای پسرش گرفت تا دری که وسط تیراندازی برای پناه گرفتن مردم باز کرد. غروب ۱۹ دی ۱۴۰۴، مهدی از سرِ ساختمان به خانهاش در نسیمشهر برگشت. بعد مانی را با خودش به خانهی مادرش در شهرک قائمیه اسلامشهر برد. خودش میخواست بیرون برود، اما به پسرش تأکید کرد که همانجا بماند و از خانه بیرون نیاید. جملهاش کوتاه بود: «از هر خونه یه نفر باید بره.» و خودش رفت. مهدی دوباره به سرِ ساختمان برگشت تا کارهایش را ردیف کند. تیراندازی شروع شده بود و مردم برای فرار از گلوله دنبال جایی برای پناه گرفتن میگشتند. مهدی درِ پارکینگ را باز کرد و مردم را به داخل راه داد تا آنجا مخفی شوند. یکی از همسایهها که او را دید، گفت: «آقا مهدی، رسالتت رو انجام دادی، برو خونه، خطرناکه.» مهدی جواب داد «چشم، میرم» و راه افتاد. حوالی میدان دوم، همراه چهار نفر از دوستانش وارد کوچهای شد. سه نفری که جلوتر بودند هدف تکتیرانداز قرار گرفتند و حدود ساعت هشتونیم شب، گلوله به قلب مهدی خورد. مردم مجروحان را به حیاط یکی از خانههای اطراف کشیدند، اما شرایط آنقدر ناامن بود که جرئت نمیکردند آنها را به بیمارستان برسانند. مهدی دو ساعت، از حدود هشتونیم تا دهونیم شب، با همان وضعیت در حیاط ماند. در همان شب، مانی در خانه پدربزرگ و مادربزرگش بود. صدای تیراندازی را شنید و به سمت در رفت. هنوز کامل بیرون نیامده بود؛ بخشی از بدنش داخل خانه و بخشی بیرون بود که از فاصله نزدیک به او شلیک شد. گلوله به سمت راست بدنش، زیر دندهها، اصابت کرد و در بدنش ماند. مانی حدود ساعت ده شب در آغوش پدربزرگ و مادربزرگش جانفدا شد. آن زمان مهدی هنوز در حیاط خانه همسایه بود. پسری که چند ساعت قبل پدرش از او خواسته بود بیرون نیاید، زودتر از پدر جانش را فدا کرد. حدود نیم ساعت بعد، ساعت دهونیم، مهدی هم به پسرش پیوست و جاویدنام شد. در فاصله چند ساعت، همسر مهدی هم شوهرش را از دست داد و هم پسر هجدهسالهاش را؛ دخترش هم پدرش را و هم برادرش را. صبح روز بعد، خانواده هنوز حتی پیکرهایشان را هم در اختیار نداشتند. ساعت پنج صبح ۲۰ دی، بستگان راهی کهریزک شدند و ساعتها دنبال مهدی و مانی گشتند. جستوجو تا غروب ادامه پیدا کرد و صبح ۲۱ دی پیکرهایشان را تحویل گرفتند. مهدی وصیت کرده بود در زادگاهش به خاک سپرده شود؛ برای همین پدر و پسر را به روستای چنار بردند و همانجا، بدون مراسم مذهبی، به خاک سپردند. اما چنار آن روز ساکت نبود. مردم از راه رسیدند و خیابان روستا را پر کردند. جمعیتی که برای بدرقه کسانی آمده بود که گلوله قرار بود صدایشان را خاموش کند، خودش تبدیل به صدایی بلندتر شد. مردم در امتداد خیابان حرکت کردند و فریاد زدند: «مرگ بر خامنهای»، «لعنت بر خمینی» و «رضا، رضا پهلوی، این است شعار ملی». صدایی که قرار بود در خیابانهای دیماه تمام شود، آن روز در چنار از صدها گلو شنیده شد. این حضور به روز خاکسپاری محدود نماند. چهل روز بعد، مردم دوباره به چنار آمدند. مسیرهای منتهی به مزار و اطراف آن دوباره پر از جمعیت شد. دی تمام شده بود، اما مردم همان فریاد را به بهمن رساندند؛ دوباره آمدند، کنار هم ایستادند و نگذاشتند سکوت جای کسانی را بگیرد که دیگر میانشان نبودند. ۲۷ بهمن، نیروهای امنیتی به روستای چنار یورش بردند. خودروهای امنیتی وارد روستا شدند و بازداشتهای گستردهای صورت گرفت. شمار زیادی از مردم را با خود بردند. چناری که چند روز قبل پر از جمعیتی بود که برای جانفداشدگان آمده بودند، این بار با نیروهای امنیتی و بازداشت مردم روبهرو شد. زادروز مهدی هم در سکوت نگذشت. همسر و دخترش همراه جمع دیگری از مردم بر سر مزار او رفتند. آهنگ پخش شد، بادکنکهای مشکی را کنار مزار بردند. میان همان جمع، صدای «مهدیِ پرپرشده، هدیه به میهن شده» بلند شد. بعد همسر و دخترش پرندههایی را که در دست داشتند رها کردند و برای چند لحظه، نگاهها از سنگ مزار جدا شد و به آسمان رفت. روستای چنار، جایی که مهدی روزی در آن به دنیا آمده بود، سالها بعد او را همراه پسر هجدهسالهاش در خاک خود به امانت گرفت. اما آن روز چنار فقط میزبان خاکسپاری یک پدر و پسر نبود. خیابانهای روستا از مردمی پُر شد که آمده بودند صدایی را ادامه بدهند که گلوله قصد خاموش کردنش را داشت. نام مهدی و مانی میان آن جمعیت ماند و فریادی که در دیماه آغاز شده بود، از گلوی صدها نفر بلند شد و تا بهمن ادامه پیدا کرد. گلوله مهدی و مانی را گرفت، اما نتوانست صدایشان را با خود ببرد. آن صدا چند روز بعد در خیابانهای چنار تکثیر شد؛ در شعارهای مردمی که برای بدرقهشان آمده بودند، در جمعیتی که چهل روز بعد دوباره برگشت. آنچه قرار بود با دو شلیک تمام شود، به یکی از تصاویر بهیادماندنی انقلاب شیر و خورشید تبدیل شد؛ پدر و پسری در خاک و مردمی که بالای سرشان ایستادند و نگذاشتند سکوت، آخرین تصویر قصهشان باشد. و شاید از این پس، هر بار نام چنار بیاید، جایی میان تاریخ آن روستا نام مهدی و مانی شفیعی نیز بیاید؛ پدر و پسری که ۱۹ دی در فاصله چند ساعت از یکدیگر جانفدای ایران شدند و مردمی که بعد از آنها، صدایشان را به دوش کشیدند. چنار مهدی و مانی را در خاک خود گرفت، اما قصهشان را دفن نکرد. قصه پدر و پسری که قرار بود از خانهشان فقط یک نفر برود؛ اما آن شب هر دو رفتند، و نام هر دو ماند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 45
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Born
- venerdì 20 febbraio 1981 ↗
- Place of death
- اسلامشهر، تهران (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- روستای چنار
Do you know this person?
If you knew Mehdi Shafiei, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Mehdi Shafiei | — | 2026-01-09 |
| Narrata | مهدی شفیعی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- VA1E30CA
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Mehdi Shafiei. Messages appear after moderation.
Write a message for Mehdi Shafiei…
Do you know Mehdi Shafiei? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos