Amir Hossein Amirivafa
امیر حسین امیری وفا
29 years old · Mashhad, Razavi Khorasan
giovedì 8 gennaio 2026
Killed by government forces on Haft-e Tir Boulevard. His body was buried behind Ferdowsi's tomb in Tus.
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام امیرحسین امیری وفا؛ سه روز جستوجو در مشهد
بعضی آدمها را نمیشود با چند تاریخ و مشخصات معرفی کرد. از آنها چیزی در حافظهی اطرافیان میماند که در هیچ شناسنامهای ثبت نمیشود؛ لحن حرف زدنشان، نوع نگاهشان، جملههایی که بیاختیار تکرار میکردند و مهربانیای که آنقدر طبیعی بود که کسی تصور نمیکرد روزی نبودنش را باید به یاد آورد. امیرحسین امیریوفا از همان آدمها بود. متولد بیستوهشتم اردیبهشت ۱۳۷۵ در مشهد، پسر جوانی که در یک شرکت مشغول به کار بود و زندگیاش میان کار، خانواده و ورزش میگذشت. خانواده برایش مرکز زندگی بود. به آنها وابسته بود، برایشان دلواپس میشد و محبتش را پنهان نمیکرد. جملهای که بارها از او شنیده بودند، بعدها شکل دیگری پیدا کرد؛ جملهای که پس از رفتنش، سنگینیاش بیش از هر زمان دیگری بر دل خانواده نشست: «داغتو نبینم، فداتون بشم.» برای امیرحسین، ورزش تنها یک سرگرمی یا راهی برای گذراندن وقت نبود. رفتن به باشگاه را دوست داشت و میخواست این مسیر را ادامه دهد. بوکس نیز بخشی از زندگی و برنامهای بود که برای روزهای پیشِ رو در ذهن داشت؛ راهی که قرار بود همچنان در آن پیش برود. تمرین، ادامه دادن، قویتر شدن. زندگیاش مسیر خودش را داشت و او نیز مانند هزاران جوان دیگر، برای فردای خود برنامههایی در ذهن داشت که قرار بود به آنها برسد. اما شامگاه هجدهم دیماه ۱۴۰۴، مشهد چهرهی دیگری داشت. مردم در اعتراض به خیابان آمده بودند؛ اعتراضاتی مردمی که با حضور شهروندانی شکل گرفته بود که میخواستند صدایشان شنیده شود. پاسخ حکومت اما شنیدن صداها نبود. خیابانها به صحنهی سرکوب بدل شدند و نیروهای حکومتی با خشونتی گسترده به معترضان حمله کردند. خیابان، لحظهبهلحظه رنگ دیگری میگرفت؛ دود در هوا، خون روی زمین و آدمهایی که هنوز ایستاده بودند و آزادی را فریاد میزدند. در میدان هفتتیر مشهد، امیرحسین نیز در میان همان شب ایستاده بود. گلولهای جنگی به گردن و گلویش اصابت کرد. گلولهای که مسیر زندگی جوانی را شکافت که شاید تا چند ساعت پیش، هیچکس تصور نمیکرد خانوادهاش قرار باشد برای پیدا کردن او، سردخانههای شهر را زیر پا بگذارند. امیرحسین دیگر به خانه برنگشت. خانوادهاش سه روز تمام دنبالش گشتند. سه روز بیخبری، نگرانی و پرسوجو. سه روزی که هر ساعتش میتوانست میان امید و وحشت تقسیم شود؛ تا سرانجام او را پیدا کردند؛ نه پشت در خانه، نه در بیمارستان و نه در میان کسانی که چشمانتظار بازگشت عزیزانشان بودند. پیکرش در سردخانه بود. پایان جستوجو، همان چیزی بود که هیچ خانوادهای برای یافتنش راهی خیابان نمیشود. به گفتهی یک منبع نزدیک به خانواده، آخرین جملهای که امیرحسین به مادرش گفته بود، جملهای بود که از خود او و نگاهش به زندگی خبر میداد: «مامان، خون من از بقیهی جوونهامون که رفتن رنگینتر نیست.» گویی با گفتن آن جمله، پیش از آنکه خودش به قربانی آن شب بدل شود، زندگی دیگرانی را بیان کرده بود که پیش از او قربانی گلوله و سرکوب شده بودند. پیکر امیرحسین در بیستویکم دیماه ۱۴۰۴ در آرامستان فردوسی مشهد، در آرامستان توس، به خاکسپرده شد؛ در شهری که در آن متولد شده بود، به خانواده عشق ورزیده بود، کار کرده بود و برای ادامهی زندگیاش برنامه داشت. حالا از امیرحسین، برای خانوادهاش صدایی مانده که در خاطرهها تکرار میشود؛ صدای مردی مهربان که به عزیزانش میگفت: «داغتو نبینم، فداتون بشم.» اما سرانجام، این خانواده بودند که داغ او را بر دل کشیدند. و شاید تلخترین بخش ماجرا همینجا باشد؛ قهرمانی که بیش از هر چیز نمیخواست عزیزانش رنج بکشند، خود رفت و تمام آن رنج را برای خانوادهاش به یادگار گذاشت. او جانش را فدای میهن کرد، اما نامش دیگر در چهاردیواری خانهشان نماند؛ از مرزها گذشت و به نامی بدل شد که ایرانیان در گوشهگوشه جهان فریادش زدند. تصویرش بر فراز دستها رفت و نامش، از خانهای که روزی پناه عزیزانش بود، به قلب میلیونها ایرانی راه یافت.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 29
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Mashhad, Razavi Khorasan
- Cause of death
- Gunshot wound
- Born
- sabato 18 maggio 1996 ↗
- Place of death
- هفت تیر، مشهد (in Persian) ↗
Burial details
- Cemetery
- قبرستان توس، آرامگاه فردوسی
Do you know this person?
If you knew Amir Hossein Amirivafa, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Amir Hossein Amirivafa | — | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] | Amir Hossein Amiri Vafa | Mashhad | 2026-01-08 |
| Narrata | امیر حسین امیری وفا | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (6)
6 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VA24786A
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Amir Hossein Amirivafa. Messages appear after moderation.
Write a message for Amir Hossein Amirivafa…
Do you know Amir Hossein Amirivafa? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos