Seyed Javad Tabatabaei
جواد طباطبایی
33 years old · Mashhad, Razavi Khorasan
sabato 29 agosto 2026
Their story
No account of how Seyed Javad Tabatabaei was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died later, of injuries or in custody, after the January protests
- IranTrial: جاویدنام سید جواد طباطبایی، ۳۳ ساله و متولد مشهد، شامگاه ۲۰ دیماه ۱۴۰۴، در جریان انقلاب شیروخورشید و فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در بلوار معلم مشهد با اصابت ۸ گلوله توسط نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی بهشدت مجروح شد. او دارای مدرک لیسانس حسابداری ب
Their narrative
جاویدنام سید جواد طباطبایی
سیدجواد طباطبایی ۳۳ سال داشت و اهل مشهد بود؛ از کوی امیر و ساکن شهرک نوید، در محدودهی جاده قدیم مشهد. تحصیلاتش را در رشتهی حسابداری به پایان رساند، اما شرایط اقتصادی او را به کارگری در کارخانه کشاند. برای اینکه از پس هزینههای زندگی بربیاید، در کنار آن با اسنپ هم کار میکرد. دو خواهر داشت و رابطهاش با هر دو بسیار نزدیک و صمیمی بود. جواد در صفحهی شخصیاش زیاد پست نمیگذاشت. پستهای صفحهاش فاصلهی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ را دربرمیگیرند، اما همان عکسهای محدود هم گوشهای از علایقش را نشان میدهند. در کنار عکسهایی از خودش و دوستانش، آسمان یکی از سوژههای همیشگی لنز دوربینش بود. اهل طبیعتگردی و پیمایش هم بود و گاهی همراه دوستانش برای چند روز راهی سفر میشد. در این سفرها از مسیر، طلوع و غروب خورشید، آتشی که روشن میکردند و لحظههایی که کنار دوستانش میگذشت عکس میگرفت. بعضی مسیرها هم آسان نبودند؛ در یکی از پیمایشها، حدود ۳۵ هزار قدم راه رفت و بخشهایی از مسیر را با کمک طناب و تجهیزات کوهنوردی طی کرد. دغدغهی زندگی مردم و بیعدالتی را هم میشود در نوشتههایش دید. در یکی از استوریهای صفحهی شخصیاش دربارهی عزاداری محرم نوشت: «کاش پدران و مادرانمان بجای عزای حسین(ع) کمی هم ظلمستیزی و آزادگی او را به ما میآموختند که بیشک آنگاه وضع مردم و مملکتمان این نبود.» فشار اقتصادی را هم در زندگی روزمره لمس میکرد و شرایط معیشتی و حساسیتش نسبت به وضعیت مردم، از انگیزههای حضورش در اعتراضات بود. از ۱۸ دی، همزمان با فراخوانهای «انقلاب شیروخورشید»، اعتراضات گستردهای در مشهد شکل گرفت. محدودهی بلوار معلم و امامت از کانونهای تجمع بود و نیروهای حکومتی در این محدوده با گلولههای جنگی و ساچمهای به معترضان شلیک میکردند. شامگاه ۲۰ دیماه ۱۴۰۴، جواد در بلوار معلم، میان معترضان بود که هشت گلوله به بدنش اصابت کرد و به کبد، کلیه، مثانه و رودههایش آسیب زد؛ هر دو پایش نیز مجروح شد و لگنش شکست. ابتدا او را به بیمارستان فارابی و سپس به بیمارستان ولایت مشهد منتقل کردند. جواد آن شب زنده ماند، اما زندگیاش دیگر به قبل برنگشت. ماههای بعد میان بیمارستان، جراحی و درد گذشت. بارها به اتاق عمل رفت و خانواده هر بار چشمانتظار بیرون آمدنش ماندند. مردی که اهل پیمایش و ساعتها راه رفتن در طبیعت بود، حالا نمیتوانست راه برود. با این همه، هنوز از خیابان حرف میزد. در همان روزهای بیماری گفت: «نمیتونم راه برم، وگرنه بازم میاومدم کف خیابون.» هشت ماه گذشت. خانواده جراحیهای پیدرپی، درد و تحلیل رفتن جسم جواد را دیدند و در تمام این مدت به بهتر شدن حالش امید داشتند. اما ساعت پنج بامداد ۷ شهریور ۱۴۰۵، عوارض همان گلولهها جانش را گرفت. برای خواهرش، واقعیت مرگ جواد در سردخانه شکل دیگری پیدا کرد. وقتی صورتش را به صورت سرد برادرش چسباند، تازه فهمید «درد یعنی چی»؛ بعد خطاب به او نوشت: «یه عمر باهم بزرگ شدیم، ۸ ماه درد کشیدنتو دیدم، ۸ ماه بهم گفتی خواهر واسم دعا کن.» پیکر جواد را دو روز بعد برای خاکسپاری تحویل دادند. خواهرش از آن دو روز هم با درد یاد کرد: «بمیرم واسه سرمایی که کشیدی.» جواد سرانجام در فضایی امنیتی در بهشترضای مشهد به خاک سپرده شد. یکی از حاضران در مراسم خاکسپاری، لحظهی قرار دادن پیکر بهشدت تحلیلرفته جواد در مزار را اینطور توصیف کرد: «تنش دیگر وزنی نداشت، مثل یک عروسک او را داخل مزار گذاشتند.» بعد از رفتن جواد، همان چیزهای ساده و روزمره میان او و خواهرش، به خاطره و حسرت تبدیل شدند؛ تماسهای تلفنی و صدای برادری که وقتی زنگ میزد، با همان صمیمیت همیشگی میگفت: «سلام نفس.» جواد آواز هم میخواند. گاهی صدایش را ضبط میکرد، برای خواهرش میفرستاد و میپرسید: «نظرت؟» حالا حسرت خواهرش این بود که چرا بیشتر از او نخواست بخواند، چرا نگفت بیشتر ضبط کن، بیشتر برایمان بفرست تا صدایت بماند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: مهرشید · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 33
- Killed
- sabato 29 agosto 2026
- Place
- Mashhad, Razavi Khorasan
- Cause of death
- Gunshot wound
Burial details
- Cemetery
- بهشت رضا, مشهد
- Section
- 41
- Row
- 17
Names and spellings
- Name on this record
- جواد طباطباییSeyed Javad Tabatabaei
How the sources wrote the name
- سید جواد طباطباییIranTrial
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Seyed Javad Tabatabaei, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Seyed Javad Tabatabaei | — | 2026-08-29 |
| iranvictims.com [2] | Seyed Javad Tabatabaei | Mashhad | 2026-08-29 |
| IranTrial | سید جواد طباطبایی | مشهد | 1405/06/07 |
| Narrata | جواد طباطبایی | — | ۱۴۰۵/۰۶/۰۷ |
Posts and videos (2)
2 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VA594CBA
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Seyed Javad Tabatabaei. Messages appear after moderation.
Write a message for Seyed Javad Tabatabaei…
Do you know Seyed Javad Tabatabaei? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos