The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Amir Abbas Jafarizadeh

امیرعباس جعفری‌زاده

35 years old · Malard, Karaj, Alborz

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 90)

#Amir_Abbas_Jafarizadeh#امیرعباس_جعفریزاده
Add information

Their story

No account of how Amir Abbas Jafarizadeh was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام امیرعباس جعفری‌زاده

شبِ هجدهم دی‌ماه، تهران مثل زخمی بود که تازه باز شده باشد؛ شبی که شاهزاده‌ رضا پهلوی فراخوانی مسالمت‌آمیز برای آزادی داده بود. اما خیابان‌ها، در هجوم دود و گاز و فریاد، تیره‌تر از همیشه نفس می‌کشیدند. مردم موج‌وار در خیابان می‌دویدند؛ چشم‌ها سرخ، گلوها خشک، اما فریاد «جاوید شاه» همچنان بلند و زنده بود. نیروهای امنیتی، مثل سایه‌هایی سنگین، از دل تاریکی بیرون می‌آمدند. چکمه‌ها روی آسفالت می‌کوبیدند، بی‌سیم‌ها خش‌خش می‌کردند و هر فرمان کوتاه، مثل ضربه‌ای سرد در هوا می‌پیچید. دودِ گاز اشک‌آور خیابان را پوشانده بود و از پشت مه‌ خاکستری، چشم‌هایی مضطرب می‌درخشیدند. صدای شلیک‌ها، خشک و بی‌رحم، در هوا می‌پیچید؛ ساچمه‌ها روی زمین می‌غلتیدند و خون، آرام و بی‌صدا، روی آسفالت سرد پخش می‌شد. اما مردم هنوز ایستاده بودند. شهر مثل بدنی بود که درد می‌کشید، اما هنوز می‌جنگید؛ مقاوم بود و نمی‌خواست خاموش شود. در میان همان شب‌های دی‌ماه، امیرعباس ناپدید شد. امیرعباس جعفری‌زاده، مردی ۳۶ ساله، کُرد، اهل ایلام و ساکن کرج، فرزند علی‌حسن جعفری‌زاده و زاده‌ی روستای سرتنگ از توابع شهرستان بدره بود. از ایلام برای پیدا کردن کار به کرج آمده بود و شغل آزاد داشت و نان‌آور خانواده‌ای پنج‌نفره بود. پدر سه فرزند بود و بخش مهمی از زندگی‌اش صرف کار و تأمین خانواده‌اش می‌شد. طبق گفته‌ی آشنایانش، دست‌نوشته‌هایی از او باقی مانده است که تصویری از دغدغه‌های شخصی او ارائه می‌کنند. در این نوشته‌ها از هدف، تغییر و پیشرفت گفته بود. در یکی از دست‌نوشته‌هایش، رسیدن به مدرک کارشناسی را یکی از مهم‌ترین هدف‌های زندگی خود توصیف کرده بود. علاقه به مطالعه، خودسازی و تلاش برای تغییر ویژگی‌های فردی و اخلاقی در نوشته‌های به‌جامانده از او دیده می‌شود. امیرعباس پیش از آن‌که برای همیشه ناپدید شود، یک‌بار بازداشت شده بود. روز هجدهم دی‌ماه در تهران، نیروهای امنیتی او را بازداشت کردند. پس از مدتی، با گرفتن تعهدی اجباری آزادش کردند. شاید در همان لحظه، خانواده تصور کرده بودند که سخت‌ترین بخش ماجرا گذشته است. اما امیرعباس دوباره بازداشت شد. و این بار، دیگر خبری از او نیامد. روزها یکی پس از دیگری گذشتند. تلفن‌ها بی‌پاسخ ماندند. خانواده از نهادی به نهاد دیگر رفتند، پرسیدند، پیگیری کردند و پاسخی روشن نگرفتند. بی‌خبری، شکل دیگری از انتظار است؛ انتظاری که هر ساعتش میان امید و ترس تقسیم می‌شود. برای پیدا کردن امیرعباس، خانواده حتی به سردخانه‌ها رفتند؛ میان صدها پیکر، میان خانواده‌هایی که آن‌ها نیز آمده بودند عزیزشان را پیدا کنند: فرزندی، برادری، خواهری، پدری، مادری که چند روز پیش از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته بود. حدود دو هفته گذشت. سرانجام به خانواده گفته شد که امیرعباس در بازداشتگاه کهریزک نگهداری می‌شود. برای لحظه‌ای، بی‌خبری جای خود را به نشانی داد؛ نشانه‌ای که می‌توانست به معنای زنده بودن او باشد. اما مدتی بعد، تماس دیگری برقرار شد. به خانواده گفتند فردی با کدی مشخص در سردخانه‌ی بهشت زهرا قرار دارد. آن‌ها رفتند و این بار، دیگر لازم نبود از کسی بپرسند امیرعباس کجاست. پیکری که مقابلشان قرار گرفت، متعلق به امیرعباس جعفری‌زاده بود. پیکر او را چهارم بهمن‌ماه، از سردخانه تحویل گرفتند، اما پزشکی قانونی تاریخ فوت را ۱۸ دی ثبت کرد. پیکری که به گفته‌ی شاهدان، آثار آشکار شکنجه بر آن دیده می‌شد. رد خفگی دور گردنش مشخص بود. بدنش پوشیده از کبودی، سیاهی و زخم بود. شکم او به‌طور کامل بخیه شده بود؛ وضعیت پیکر به‌گونه‌ای بود که گمان می‌کردند اندام‌های داخلی او تخلیه شده است. چه بر سر امیرعباس آمد؟ هنوز پاسخی برای این پرسش نیست. اما ماجرا با تحویل پیکر او پایان نیافت. پس از کشته‌شدن او، فشار بر خانواده آغاز شد. نیروهای امنیتی پدر ۶۰ ساله‌ی او، علی‌حسن جعفری‌زاده را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند تا خانواده را وادار کنند روایت دیگری از مرگ فرزندشان ارائه دهند؛ روایتی که جوان را نه یک جان‌باخته، بلکه «شهید» معرفی کند. خانواده اما پیکر او را به زادگاهش بازگرداندند. به سرتنگ، روستایی در شهرستان بدره در استان ایلام؛ جایی که امیرعباس از آنجا آمده بود و سرانجام به همان خاک بازگشت. او را به خاک وطن سپردند. «در سال ۱۴۰۵ به بالاترین ورژن خودم رسیده‌ام.» او با خونش دست‌نوشته‌اش را مهر کرد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
35
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Malard, Karaj, Alborz
Father’s name
محمدحسن (in Persian) ↗
Place of death
کرج (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

Burial details

Cemetery
روستای سرتنگ، از توابع شهرستان بدره

Do you know this person?

If you knew Amir Abbas Jafarizadeh, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (3)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Amir Abbas Jafarizadeh — 2026-01-08
iranvictims.com Amir Abbas Jafari-zadeh Malard, Karaj 2026-01-08
Narrata امیرعباس جعفری‌زاده — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (1)

1 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VD5150E0
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 21 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Amir Abbas Jafarizadeh. Messages appear after moderation.

Write a message for Amir Abbas Jafarizadeh…

Leave a few words in memory of Amir Abbas Jafarizadeh. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.