Photo: Iran International
Their story
Shot directly from behind by repressive forces in Tehranpars, Tehran, on the evening of Thursday, 18 Dey 1404. His body was identified among other deceased after five days of searching. Sina was a final-semester software engineering student, a guitarist, and athletic.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
- IranTrial: کشتهشده
Their narrative
جاویدنام سینا کاظمی
سینا کاظمی، ۲۲ ساله، دانشجوی ترم آخر مهندسی نرمافزار، گیتاریست و ورزشکار، شامگاه خونین ۱۸ دیماه در منطقه تهرانپارس تهران با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی از پشت هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. او از جمله قربانیان کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان است. خانواده سینا کاظمی پس از پنج روز جستوجو، پیکر او را در میان سایر جنازهها شناسایی و پیدا کردند. خبر هولناک است و جانکاه. سینا جوانی با هزاران امید و آرزو در ابتدای راه زندگی بود؛ پسری که همزمان درس میخواند، کار میکرد، زبان یاد میگرفت و برای مهاجرت و ساختن آیندهای بهتر برنامه داشت. شیوا، خواهرش، در رشتهتوییتهای متعدد، تصویری عمیق و انسانی از زندگی و فقدان او روایت کرده؛ روایتی که تنها شرح مرگ یک معترض نیست، بلکه سوگ یک خانواده و فروپاشی آیندهای است که میتوانست ادامه پیدا کند. او مینویسد: «از بچگی پول جمع میکرد و همیشه پسانداز داشت. بهش میگفتیم وام خونگی خونواده کاظمی. ۲۴ سالم بود که میخواستم عکاسی رو شروع کنم و برای خرید دوربین حرفهای پول کم داشتم. سینای ۱۲ ساله بهم پول قرض داد.» بیشتر مهارتهایش را خودش، از طریق ویدئوهای آنلاین، یاد گرفته بود؛ از برنامهنویسی تا گیتار. خانواده آرزو داشتند پس از پایان دانشگاه، او را برای ادامه زندگی و تحصیل به کانادا بفرستند. در یکی از روایتها، خواهر سینا از ماجرای دزدیده شدن گوشی موبایلش میگوید: «پارسال دم عید سینا یه گوشی جدید خرید که سر یک هفته ازش دزدیدن. اون ناراحت بود که گوشی جدیدش رفته و اون مونده با وام پرداخت نشده، من از ناراحتیش ناراحت بودم اما فقط خوشحال بودم که خودش سالمه. من به سینا گفتم خداروشکر سالمی، وگرنه این مملکت انقدر بیسرصاحابه که ممکن بود واسه یه گوشی چهل میلیونی بکشنت! دیروز تو جلسه داشتم فکر میکردم قاتلهای سینا رو واسه کمتر ازین پول کشتن.» او بارها از حس عجز و گناه بازماندگان نوشته؛ از اینکه با وجود اختلاف سنی ۱۲ ساله، عملاً در بزرگ کردن برادرش نقش داشته و حالا خود را ناتوان از محافظت از او میبیند. از اولین بغل کردنش در بیمارستان تا سالهایی که هماتاق بودند و روزهایی که برایش کار پیدا میکرد. در توصیف این رابطه میگوید: «هم درد از دست دادن برادر میکشم، هم درد از دست دادن کسی که مثل بچهم بود.» بخش زیادی از این روایتها، توصیف سوگِ روزمره است؛ سوگی که در کوچکترین لحظات زندگی دوباره زنده میشود. اشتباه گرفتن نام او توسط مادر، نگاه کردن به آخرین ویدئومسیجش، خالی شدن کمد لباسهایش، یا برنامهریزی مادر برای گرفتن جشن تولد بر سر مزار پسرش. خواهر سینا مینویسد پدرش بعد از اهدای لباسها و کفشهای او به نیازمندان، از شدت غصه راهی بیمارستان شد. او همچنین از کابوسهای مداومش میگوید؛ خوابهایی که هر شب در آنها سینا به شکلی کشته میشود و او نمیتواند نجاتش دهد. پزشک برایش دارو تجویز کرده، اما به گفته خودش «زور دارو فقط به کابوسهای خیلی خشن رسیده» و نه به واقعیتی که هر روز زندگی میکند. در روایت دیگری، خواهر سینا از روزهای قطع اینترنت در ایران میگوید؛ زمانی که مدام به برادرش پیام میداد تا مطمئن شود زنده و سالم است. حالا با حسرت مینویسد: «دیدی آخر اینترنت رو قطع کردن و یک هفته بعد خبر قتلت رو برام آوردن؟» او بارها به آیندهای اشاره میکند که نابود شد: جشن فارغالتحصیلی، مهاجرت، عروسی، و زندگیای که قرار بود تازه آغاز شود. در یکی از تلخترین جملاتش مینویسد: «قرار بود با اون کت و شلوار، تو عروسی من برقصی، نه اینکه عکست رو با همون کت و شلوار تو مراسمهات ببریم.» روایت خواهر سینا، تنها سوگواری برای یک برادر نیست؛ سندی است از زندگی ناتمام نسلی که میان امید به آینده و خشونت سیاسی گرفتار شد. در تمام این نوشتهها، سینا نه فقط یک «کشتهشده»، بلکه جوانی با رویاها، شوخیها، خانواده، سگ خانگی، دوستان، برنامههای مهاجرت و عشق به زندگی است؛ انسانی که نبودنش هنوز برای نزدیکانش غیرقابلباور مانده است.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۲/۲۱ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 22
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Cause of death
- Gunshot wound
- Born
- mercoledì 13 aprile 2005 ↗
- Occupation
- دانشجو (in Persian) ↗
- Place of death
- تهرانپارس تهران (in Persian) ↗
Burial details
- Cemetery
- Tehran Grand Cemetery
- Section
- 74
- Row
- 180
- Number
- 59
Do you know this person?
If you knew Sina Kazemi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (6)
Posts and videos (17)
17 posts found. Each link opens on its own site.
- @ShahramSadidi Post · X Not yet reviewed
- @sh_i_i_i Post · X Not yet reviewed
- @AliTagh30207454 Post · X Not yet reviewed
- @iranwire Post · X Not yet reviewed
- @iranintl Post · X Not yet reviewed
- @lobaaat Post · X Not yet reviewed
- @i Post · X Not yet reviewed
- @sh_i_i_i Post · X Not yet reviewed
- @hengawo Post · X Not yet reviewed
- RememberTheirNames Post · Telegram Not yet reviewed
- @gorbeblack Post · X Not yet reviewed
- @pitnafti Post · X Not yet reviewed
- @mari688471 Post · X Not yet reviewed
- @ot_of_fe Post · X Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- @sh_i_i_i Post · X Not yet reviewed
- sarv.info Document · Web Not yet reviewed
Record information
- Record number
- VDF0D590
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Sina Kazemi. Messages appear after moderation.
Write a message for Sina Kazemi…
Do you know Sina Kazemi? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos