Saeed Arian
سعید آریان
55 years old · Arak, Markazi
giovedì 8 gennaio 2026
Their story
Engineer at Arak Refinery who disappeared on January 8, 2026 during protests on Shariati Street in Arak. His family had no information about his whereabouts for 6 days until his lifeless body was handed over to them at the Arak morgue on January 14, 2026. Authorities provided no clear explanation regarding the circumstances of his death or whether he had been detained prior to his killing.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام سعید آریان
بار دیگر خشم فرو خورده در قلب ایرانیان در اواخر پاییز ١۴٠۴ طغیان کرد و کمتر از چند روز شعلههای خشم و نارضایتی از شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سرتاسر این مرز و بوم را فرا گرفت. سلاح مردم همبستگی و فریاد بود. استان مرکزی و شهر اراک ملتهبتر از همیشه بود. اراک به واسطه مردم جسور و شجاعش چون اقیانوسی به خروش آمده بود. کانون تجمعات عظیم اراک عمدتا در خیابان شریعتی، چهارراه طالقانی و میدان فرمانداری و بافت مرکزی شهر بود. حکومت ظلم و سیاهی پاسخ اعتراض را با آتش گلوله داد، گلوله جنگی. دژخیمان حکومتی در اوج استیصال برای نجات خود از فروپاشی، از سلاح جنگی چون تیربار استفاده کردند. در تمام نقاط مرتفع که دید به سمت مردم معترض داشت، یک تکتیرانداز کمین کرده بود. سعید آریان، مردی از تبار ایل بختیاری و متولد ایذه در آن شبها کنار هموطنانش بود. ١٨ دی ١۴٠۴، او به قصد همراه شدن با مردم معترض در اراک از خانه بیرون رفته بود و در خیابان شریعتی اراک، جایی که آن شب امواج اقیانوس همدلی به خروش آمده بود حضور داشت. از شب پنجشنبه هجدهم دیماه، سیاهی بیخبری از سعید آریان خانوادهاش را بلعیده بود. دختر جوان و پسرک نازپروردهاش برای باز گشت پدر، چشم به در دوخته بودند. در آن شب سرد زمستان، کوه استوار و پناه آن خانواده زیبا مفقود شد. رد او حتی در جستوجوهای اولیه نیز گم شده بود. شش روز گذشت، شش روز پر از آشوب، پر از امید و پر از اگرهایی که انسان قبل از آنکه در آغوش خواب فرو برود به آن فکر میکند. رفتوآمد، پرسوجو و انتظار برای خبری که معلوم نبود از کجا خواهد رسید. هیچ مرجع رسمی توضیح روشنی دربارهٔ محل نگهداری یا سرنوشتش به خانواده نداد. آنچه از پنجشنبه هجدهم دی به بعد اتفاق افتاد، با سکوت آغاز شد. خانواده نه خبر بازداشت دریافت کردند و نه توانستند محل او را پیدا کنند. در گزارشهای منتشرشده آمده است که سعید در جریان تجمع خیابان شریعتی ناپدید شد. سعید پنجاهوپنج ساله بود. سالهای زندگی حرفهایاش در اراک و در جایگاه یک مهندس گذشته بود؛ در صنعتی که کار در آن، براساس اندازهگیری دقیق، نظم و شناخت خطر استوار است. مردی میانسال که پیش از آن شب، نام او با مهندسی باسواد، موقر و با پرستیژ بالای کاری در پالایشگاه پیوند داشت، نه با فهرست جانباختگان. پالایشگاه اراک، که با نام پالایشگاه امام خمینی شازند نیز شناخته میشود، بیرون از شهر و در مسیر شازند قرار دارد. سعید سالهای کاریاش را در چنین محیطی گذرانده بود؛ جایی دور از هیاهوی مرکز شهر، میان واحدهای صنعتی و تأسیساتی که خاموشی یا اختلال در آنها میتواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. پس از گذشت شش روز جانکاه، روز چهارشنبه بیستوچهارم دیماه، انتظار خانواده در سردخانهٔ اراک پایان یافت. پیکر سعید را آنجا به آنان تحویل دادند؛ شش روز پس از ناپدیدشدنش. مسیری که برای خانواده و فرزندانش در امید دوباره در آغوش کشیدن و در آغوش کشیده شدن، تمام میشد؛ به شناسایی پیکر او رسید. خانوادهای که در این شش روز در پی نشانی از محل حضورش بودند، اکنون باید مقدمات خاکسپاری را فراهم میکردند. پیکر سعید آریان در آرامستان اراک به خاک سپرده شد. امروز آنچه در مورد سعید در شبکههای اجتماعی و سایتهای خبری وجود دارد از هجدهم تا بیستوچهارم دی امتداد دارد: ناپدیدشدن در خیابان شریعتی، شش روز بیخبری و تحویل پیکر در سردخانه. اما آغاز زندگی سعید آریان از آن پنجشنبه نبوده است. پیش از خیابان شریعتی؛ کودکی، تحصیل، عشق، سالها کار در پالایشگاه و پدر بودن او وجود داشته است. پیش از سردخانه، خانهای بود که منتظر بازگشتش ماند و گواه آن در اعلامیهای است که برای چهلمین روز جاودانگیاش چاپ شده بود و در آن از دوستان و آشنایان درخواست همراهی شده بود؛ در صورتی که خانواده آریان برای عدم اطلاعرسانی در مورده کشته شدن سعید تحت فشار شدید امنیتی بودند و این یادآور این است که مرگ باعث نمیشود یک انسان شریف فراموش شود، حتی اگر ظلم از تمام نیروی خود استفاده کند. اکنون جای خالی او را باید در همان فاصله دید: میان مردی که برای یک روز عادی از خانه بیرون رفت و خانوادهای که شش روز بعد، بهجای خود او، پیکرش را تحویل گرفت. روحش شاد و یادش جاودان.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: روژآوا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۰۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 55
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Arak, Markazi
- Father’s name
- محمدرسول (in Persian) ↗
- Occupation
- مهندس (in Persian) ↗
- Place of death
- خیابان شریعتی، اراک (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Do you know this person?
If you knew Saeed Arian, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
Posts and videos (4)
4 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VE51908E
- Evidence tier
- C Based on family and witness reports
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Saeed Arian. Messages appear after moderation.
Write a message for Saeed Arian…
Do you know Saeed Arian? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos