The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Fatemeh Alimohammadi

فاطمه علی‌محمدی

25 years old · Hashtgerd, Alborz

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 1526)

#Fatemeh_Alimohammadi#فاطمه_علیمحمدی

Fatemeh Alimohammadi, a nuclear physics engineer, scientific prodigy, and inventor of nuclear chips, was killed by a direct gunshot to the heart on 18 Dey in the city of Hashtgerd.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام فاطمه علی‌محمدی؛ مخترع و نخبه‌ی فیزیک هسته‌ای

سه سال پیش که پدر رفت، فاطمه رو به مادرش کرد و با همان شوخی‌های مخصوص خودش گفت: «اگر مرد بزرگ رفت، مرد کوچک خانه هست.» از آن روز، این لقب برایش ماند. دختری که تا آن زمان دانشجو و پژوهشگر و مخترع بود، برای مادر و خواهرش نقش دیگری هم پیدا کرد؛ حواسش به خانه بود، به مادرش، به زندگی‌ای که بعد از رفتن پدر باید دوباره سرپا می‌شد. حتی روز مادر، دو هدیه می‌خرید؛ یکی از طرف خودش و یکی از طرف پدرش. انگار می‌خواست جای خالی او را با چیزی کوچک و ساده، در گوشه‌ای از خانه زنده نگه دارد. اما زندگی فاطمه، فقط در خانه خلاصه نمی‌شد. او دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک هسته‌ای دانشگاه مازندران بود؛ جوانی که برای آینده‌اش برنامه داشت و ذهنش مدام درگیر چیزهایی بود که هنوز وجود نداشتند. چند اختراع به نامش ثبت شده بود و در میان کارهایش، طراحی تراشه‌های هسته‌ای و الکترونیکی مرتبط با درمان بیماران کلیوی و دیالیز قرار داشت. ویدیویی از او باقی مانده که در آن با تسلط و اشتیاق درباره یکی از همین اختراعاتش توضیح می‌دهد؛ دختری جوان که وقتی از کارش حرف می‌زد، می‌شد فهمید برای آنچه ساخته، رؤیایی بزرگ‌تر از یک ثبت اختراع دارد. می‌خواست تحقیقات و مقاله‌هایش را ادامه دهد، شرکت خودش را راه بیندازد و اختراعاتش را به مرحله‌ی تولید برساند. نزدیکانش از او به‌عنوان دختری بلندپرواز و شجاع یاد کرده‌اند؛ کسی که حاضر نبود به‌سادگی از حق و خواسته‌اش بگذرد. در اتاقش، بخشی از آن آینده هنوز باقی مانده است. مدال‌ها روی دیوار مانده‌اند. مقاله‌ها روی میز تحریر جا خوش کرده‌اند. وسایلی که برای روزهای بعد لازم بودند، هنوز همان‌جا هستند؛ انگار صاحبشان فقط برای چند ساعت از اتاق بیرون رفته و قرار است برگردد و دوباره پشت همان میز بنشیند. فاطمه در آستانه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌اش بود و برای ادامه‌ی مسیر تحصیلی و پژوهشی‌اش برنامه داشت. اما شامگاه هجدهم دی، مسیر زندگی‌اش در هشتگرد متوقف شد. آن شب فاطمه همراه یکی از دوستانش از نظرآباد به هشتگرد رفته بود. حوالی ساعت هشت، صدای تیراندازی در خیابان پیچید. در میان آن آشوب، مرد جوانی جلوی چشم فاطمه هدف گلوله قرار گرفت و روی زمین افتاد. فاطمه می‌توانست از آنجا دور شود. می‌توانست خودش را نجات دهد و منتظر بماند تا تیراندازی تمام شود. اما به سمت مرد زخمی رفت. در همان لحظه گلوله‌ای به قلب خودش اصابت کرد. دوستش که نزدیک او بود، آخرین جمله‌ای را که از فاطمه شنید، نقل کرده است: «فکر کنم تیر خوردم.» بعد فاطمه با صورت روی زمین افتاد. دوستش او را با هر زحمتی بود به خودرو رساند و به بیمارستان نظرآباد برد، اما فاطمه دیگر زنده نبود. مدت زیادی نگذشت که نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شدند و پیکر او را با خود بردند. خانواده، بی‌خبر از اینکه دخترشان کجاست، چهار روز در جست‌وجوی او بودند. سرانجام در بیست‌ودوم دی، پیکر فاطمه را در بهشت سکینه پیدا کردند. حتی آن لحظه هم خانواده نتوانستند او را آن‌طور که می‌خواستند به خانه برگردانند. وقتی آمبولانس قرار بود پیکر را از بهشت سکینه به نظرآباد ببرد، خانواده از راننده خواستند برای آخرین بار فاطمه را از کنار خانه عبور دهد؛ شاید خانه‌ای که سال‌ها در آن زندگی کرده بود، آخرین جایی باشد که پیش از رسیدن به آرامستان می‌دید؛ اما راننده گفت روی آمبولانس جی‌پی‌اس گذاشته‌اند و نمی‌تواند. خاک‌سپاری فاطمه نیز در فضای امنیتی و با محدودیت برگزار شد و به خانواده گفته شد فقط افراد درجه‌یک حاضر باشند. سرانجام او را در آرامستان احمدآباد نظرآباد به خاک سپردند. فاطمه برای آینده‌ای کار می‌کرد که هنوز نرسیده بود؛ آینده‌ای که در آن قرار بود پژوهش کند، اختراع کند و حاصل سال‌های تلاشش را به زندگی آدم‌های دیگر برساند. اما آن شب، وقتی برای کمک به انسانی زخمی قدم برداشت، گلوله‌ای به قلبش خورد. بعد از مرگش، بنا بر گزارش‌های منتشرشده، فشارهایی نیز بر خانواده برای نحوه‌ی معرفی او و تحویل پیکرش وارد شد و از آنان خواسته شد فاطمه را با عنوانی حکومتی معرفی کنند؛ خانواده‌ این خواسته را نپذیرفتند. او دختری بود که هنوز پایان‌نامه‌اش تمام نشده بود، مخترعی که برای بیماران کلیوی راه‌حل طراحی می‌کرد و جوانی که هنوز رؤیاهای زیادی برای زندگی و کارش داشت. حالا در خانه‌ای در نظرآباد، جای کسی خالی است که روزی گفته بود اگر «مرد بزرگ خانه» نباشد، «مرد کوچک خانه» هست. و شاید هیچ‌کس نمی‌داند چند اختراع دیگر می‌توانست از ذهن او بیرون بیاید، چند مقاله دیگر می‌توانست بنویسد و چه آینده‌ای می‌توانست برای خودش و آدم‌هایی که قرار بود از دانشش بهره ببرند بسازد. آنچه معلوم است، این است که فاطمه فرصت دیدن آن آینده را پیدا نکرد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۷/۱۵ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
25
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Hashtgerd, Alborz
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
عباس (in Persian) ↗
Born
martedì 10 luglio 2001 ↗
Occupation
مهندس (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
آرامستان احمدآباد، نظرآباد

Do you know this person?

If you knew Fatemeh Alimohammadi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Evidence & links

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Fatemeh Alimohammadi — 2026-01-08
Iran International Fatemeh Ali-Mohammadi Hashtgerd 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] Fatemeh Ali-Mohammadi Hashtgerd 2026-01-08
IranTrial فاطمه علیمحمدی کرج 1404/10/18
Narrata فاطمه علی‌محمدی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (14)

14 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VF0942F9
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Fatemeh Alimohammadi. Messages appear after moderation.

Write a message for Fatemeh Alimohammadi…

Leave a few words in memory of Fatemeh Alimohammadi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.