The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Amir Salar Ghasemi

امیرسالار قاسمی

20 years old · Isfahan

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 2073)

#Amir_Salar_Ghasemi#امیرسالار_قاسمی
Add information

Their story

جوان ۲۰ ساله‌ و قهرمان کاراته کشوری بود. ا‌و پدرش را در کودکی در سانحه‌ی تصادف از دست داد و به عنوان مهندس تاسیسات تنها نان‌آور خانواده برای مادر و دو خواهر ۸ و ۱۴ ساله‌ی خود بود. در ۱۹ دی در اصفهان با شلیک مستقیم به صورتش به قتل رساندند. پیکر بی‌جانش در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

This text is available in Persian only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • iranvictims.com: date not known; listed as a protest victim

Their narrative

جاویدنام امیرسالار قاسمی؛ قهرمان کاراته‌ی ایران

روایت امیرسالار را بگذارید خودش آغاز کند؛ همان‌طور که در یکی از فیلم‌های باقی‌مانده، روبه‌روی دوربین ایستاده و خودش را معرفی می‌کند. بیشتر آنچه امروز از او در تصویر مانده، در باشگاه است؛ با لباس کاراته، هنگام تمرین، میان دوستانش. به چهره‌اش که نگاه می‌کنی، جز معصومیت و شوق زندگی چیزی نمی‌بینی؛ جوانی که فقط بیست سال داشت، اما زندگی خیلی زودتر از سنش از او خواسته بود محکم بایستد. امیرسالار قاسمی، متولد ۳۰ مرداد ۱۳۸۴ در اصفهان بود. پدرش را از دست داده و با مادرش مانده بود؛ مادر تکیه‌گاه او و او تکیه‌گاه مادر. عهده‌دار زندگی خانه شده بود، کار می‌کرد و به‌تازگی به‌عنوان کارشناس تأسیسات در یک شرکت مشغول شده بود. اما بخش بزرگی از آن جوان بیست‌ساله را باید در کاراته شناخت. سال‌ها تمرین کرده و به قهرمانی کشور رسیده بود. در وزن ۶۷ کیلوگرم مبارزه می‌کرد و راهش به مسابقات انتخابی تیم ملی باز شده بود؛ همان افتخاری که خودش با ایستادن مقابل دوربین از آن گفته بود. در فیلم دیگری، دوستانش در باشگاه دورش ایستاده‌اند. امیرسالار با لبخند و لحنی خودمانی از چیزی می‌گوید که انگار تاتامی به او آموخته بود: «آره آقا، ما آروم شدیم و متوجه شدیم همه‌چی برد و باخت نیست؛ آدم فقط باید خودشو نشون بده.» او نمی‌دانست برای نشان‌دادن تمام آنچه می‌توانست بشود، چقدر فرصت کمی برایش باقی مانده است. دی‌ماه ۱۴۰۴، اصفهان روزهای خونینی را می‌گذراند. شامگاه ۱۹ دی، در جریان سرکوب اعتراضات، گلوله‌ی نیروهای حکومتی در خیابان بزرگمهر به امیرسالار رسید. پسری که بیست سال بیشتر از زندگی سهم نبرده بود، همان شب جان فدای ایران شد. پیکرش را به آغوش باغ رضوان اصفهان سپردند؛ قطعه ۵۷، بوستان ۱. بوستانی که امروز خودش روایتی از آن دو شب خونین اصفهان است.آنجا کافی است نگاهت را از یک سنگ برداری تا چشم در چشم جوان دیگری شوی. چهره‌ها یکی پس از دیگری از میان مزارها پیدا می‌شوند و زیر بسیاری از آنها، دو تاریخ مدام تکرار می‌شود: ۱۸ دی، ۱۹ دی. انگار جوانان آن دو شب را از خیابان‌های اصفهان آورده و در گوشه‌ای از باغ رضوان، شانه‌به‌شانه یکدیگر خوابانده‌اند. هر طرف که نگاه کنی، صورتی جوان است و قصه‌ای که فرصت تمام‌شدن پیدا نکرد. در میان آنها، خانه ابدی امیرسالار را می‌توان از تصویر جوان کاراته‌کارش شناخت. بالای مزارش نوشته‌اند: «جوان پهلوان، پسری مهربان» و روی سنگ، افتخاری را حک کرده‌اند که سال‌های نوجوانی و جوانی‌اش برای رسیدن به آن گذشته بود: «قهرمان کاراته کشور». چهل روز از رفتن قهرمان کاراته‌ی روایت ما گذشت. یکم اسفند که رسید، گوشه‌گوشه‌ی باغ رضوان میزبان چهلم جوانان ۱۸ و ۱۹ دی بود. خانواده‌ای این‌سو بر مزار عزیزی گرد آمده بود و جمعیتی چند قدم آن‌طرف‌تر نام جوان دیگری را صدا می‌زد. همان‌هایی که در دو شب کنار هم از اصفهان گرفته شده بودند، چهلمشان هم در یک روز، در همان باغ به هم رسیده بود. اما کنار مزار امیرسالار، بدرقه رنگ دیگری داشت. برای قهرمانشان تنبک زدند. دست زدند و هلهله کشیدند. نه آن‌گونه که جوانی بیست‌ساله را با آه و سکوت بدرقه کنند؛ آن‌گونه که شایسته‌ی امیرسالار بود؛ قهرمانی که مدال‌هایش را درتاتامی گرفته بود و آخرین نشانش را در خیابان‌های ایران، با نام خودش بر تاریخ نگاشت. صدای تنبک میان مزارها پیچید، دست‌ها به هم خورد و هلهله‌ها بلند شد؛ قهرمانشان را با شور زندگی بدرقه کردند. و بر خانه‌ی ابدی‌اش، میان تمام کلماتی که برای امیرسالار نوشته‌اند، بدرقه‌ای مانده که شاید تمام دلتنگی برای این جوان بیست‌ساله را در یک جمله خلاصه می‌کند: «ماه قشنگم، به دستان مهربان خدا می‌سپارمت.» این روایت با کلام امیرسالار آغاز شد؛ آنجا که خودش روبه‌روی دوربین ایستاد و نامش را گفت. حالا در پایان این روایت، این بار ما او را صدا می‌زنیم: فرزند ایران و جان‌فدای میهن، جاویدنام امیرسالار قاسمی، ۱۹ دی‌ماه، اصفهانِ عزیز.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
20
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Isfahan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
محمدرضا (in Persian) ↗
Born
domenica 21 agosto 2005 ↗

Burial details

Cemetery
باغ رضوان — قطعه ۵۷، ردیف ۱
Section
57
Row
1

Names and spellings

Name on this record
امیرسالار قاسمیAmir Salar Ghasemi

How the sources wrote the name

  • Salar Ghasemi
    Iran International, iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Amir Salar Ghasemi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Amir Salar Ghasemi — 2026-01-09
Iran International [2] Amir Salar Ghasemi · Salar Ghasemi Isfahan 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] Amir Salar Ghasemi · Salar Ghasemi Isfahan 2026-01-09
IranTrial امیرسالار قاسمی اصفهان 1404/10/19
Narrata امیرسالار قاسمی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (6)

6 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VF3DE89F
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Amir Salar Ghasemi. Messages appear after moderation.

Write a message for Amir Salar Ghasemi…

Leave a few words in memory of Amir Salar Ghasemi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.