Ahmad Reza Mehrabbeyk
احمد رضا محراب بیک
33 years old · Isfahan
sabato 10 gennaio 2026
Shot in the back twice by security forces in Zaynabieh Street, Isfahan, and died in Ghara'ati Hospital due to severe injuries and a punctured lung. He was less than two years into his marriage.
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام احمدرضا محراب بیک؛ ۳۳سال زندگی، یک لبخند کم شد و یک داغ موند
او جوانی پرشور و سرزنده بود؛ کسی که شادی و بودن در کنار عزیزانش بخش مهمی از زندگیاش را تشکیل میداد. در بسیاری از عکسها و ویدیوهایی که از او به جا مانده، احمدرضا با لبخندی بر لب دیده میشود؛ گاهی در حال خندیدن و گاهی مشغول شوخی و سربهسر گذاشتن با دوستان و بستگانش. رقص، موسیقی و شادی نیز بخش پررنگی از این تصاویر است. احمدرضا خانوادهدوست بود و بسیاری از لحظههای شاد زندگیاش را در کنار خانواده و نزدیکانش میگذراند. دورهمیهای خانوادگی، موسیقی، رقص و خنده بارها در عکسها و ویدیوهای بهجامانده از زندگی او دیده میشود و تصویری از جوانی شاد و صمیمی را به یادگار گذاشته است. او در اصفهان، یک فروشگاه پوشاک راه انداخته بود و از این راه کسب درآمد میکرد. احمدرضا، مانند بسیاری از جوانان همنسل خود، تلاش کرده بود روی پای خودش بایستد، درآمد مستقلی داشته باشد و زندگیاش را با تلاش خودش بسازد. او در سال ۱۴۰۲ با همسرش، نفیسه، ازدواج کرد. آنها برای آغاز زندگی مشترکشان مراسمی برگزار کردند و دوستان، بستگان و آشنایانشان را گرد هم آوردند تا شادی این روز را با کسانی که دوستشان داشتند قسمت کنند. همهچیز در مسیر عادی زندگی پیش میرفت تا اعتراضات سال ۱۴۰۴ فرا رسید. با شکلگیری اعتراضات، احمدرضا نیز مانند بسیاری از مردم ایران و شهروندان اصفهان به خیابان آمد و به جمع معترضان پیوست. شامگاه نوزدهم دیماه، احمدرضا در خیابان زینبیهی اصفهان حضور داشت. نیروهای سرکوب از پشت سر او را هدف قرار دادند و دو گلوله به سوی او شلیک کردند. پس از اصابت گلولهها، احمدرضا، به همراهش گفت: «نگران من نباش، من حالم خوبه.» مردم او را به بیمارستان دکتر غرضی اصفهان رساندند، اما جراحاتش بسیار شدید بود. اصابت گلوله به ریهاش آسیب جدی وارد کرده و موجب سوراخ شدن آن شده بود. تلاشها برای نجات جان احمدرضا به نتیجه نرسید و او بر اثر شدت جراحات جان باخت. او تنها ۳۳ سال داشت. پس از کشته شدن احمدرضا، نفیسه، همسرش، از خانهای نوشت که با نبود او دیگر همان خانهی سابق نبود؛ از زندگی مشترکی که ناگهان نیمهتمام ماند و خیابانهایی که حالا باید آنها را به تنهایی طی میکرد. او در سوگ همسرش نوشت: «احمدرضا، خانه، بیتو، سکوت یخزدهی دیوارهاست؛ سرد، مثل دستی که دیگر دست مرا بلد نیست. همهچیز نصفهنیمه مانده؛ خندهها وسط راه شکستند، رویاها بیصدا دفن شدند. هر شب با همان عادتهایی که با تو زندگی میکردم، من، تنها زندگی میکنم. انگار جای تو را با خاطرهها پر میکنم. خیابانها، همان خیابانهایی که با هم میرفتیم، اکنون من تنها میروم تا شاید قدمهای تو از یادم نروند. ای کاش آن آخر هفته مثل همیشه با هم زندگی میکردیم. ای کاش فریادمان را در خیابانها نه، در سکوت فقط گریه میکردیم؛ اما باز هم تو بودی. تو رفتی و من بیتو برگشتم، به تمام ترسهای قبل از تو. مگر میشود دق کرد و زنده ماند؟» مراسم چهلم احمدرضا در قطعه ۵۷ بوستان یک، با حضور خانواده، دوستان و آشنایانش برگزار شد. در میان سوگ و بیتابی حاضران، نفیسه، همسر احمدرضا، با فریاد گفت: «این گلِ پرپرشده هدیه به میهن شده.» در جریان مراسم، دودهایی به رنگهای سبز، سفید و قرمز، به نشانهی پرچم سهرنگ ایران، در آسمان پخش شد و کبوترهایی نیز به سوی آسمان به پرواز درآمدند. حاضران در مراسم، همچنین سرود «ای ایران» را همصدا خواندند. نفیسه در همان مراسم برای همسرش گریست و مادر احمدرضا، در فراق فرزندش، بسیار، بیتابی کرد. اندوه آن دو در تصاویر بهجامانده از مراسم آشکار بود؛ مادری که فرزندش را از دست داده بود و همسری که زندگی مشترکش تنها چند سال پس از آغاز، ناتمام مانده بود. داغ احمدرضا برای خانواده و بستگانش اما به همان روزها محدود نماند. هر بار که بر سر مزارش میروند، روبهروی عکس او میایستند و با او حرف میزنند. یکی از بستگانش در سوگ او گفته است: «چرا من هر بار میام و این عکست رو میبینم، انگار به قلب منم تیر میزنن؟ با اون چشمهای قشنگت اینجوری نگاهمون نکن، آتیش میگیره قلبمون. احمدرضا، میشه برگردی؟ هیچکی حالش خوب نیست بعد شماها.» کسانی که احمدرضا را میشناختند و دوست داشتند، هر روز با به اشتراک گذاشتن عکسها و ویدیوهایی که از او به جا مانده، نام و یادش را زنده نگه میدارند. آنها از جای خالی احمدرضا و از داغ بزرگی میگویند که رفتنش بر دلشان گذاشته است؛ گویی با بازنشر هر تصویر، هر لبخند و هر خاطره، بار دیگر نام او را تکرار میکنند و نمیگذارند یادش در گذر زمان فراموش شود. نزدیکانش در یادآوری شب نوزدهم دیماه و آنچه در آن شب از دست رفت، میگویند: «نوزدهم دیماه، یک لبخند کم شد و یه داغ موند.» جملهای کوتاه که شاید بیش از هر چیز، یادآور همان چهرهای باشد که در بسیاری از عکسها و ویدیوهای بهجامانده از احمدرضا، با لبخند دیده میشود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 33
- Killed
- sabato 10 gennaio 2026
- Place
- Isfahan
- Cause of death
- Gunshot wound
- Father’s name
- مجید (in Persian) ↗
- Born
- sabato 12 settembre 1992 ↗
- Place of death
- اصفهان (in Persian) ↗
Burial details
- Cemetery
- اصفهان، بوستان ۱ — قطعه 57
- Section
- 57
Do you know this person?
If you knew Ahmad Reza Mehrabbeyk, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Ahmad Reza Mehrabbeyk | — | 2026-01-10 |
| Iran International | Ahmad Reza Mehrab Beyk | Isfahan | 2026-01-10 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] | Ahmad Reza Mehrab Beyk | Isfahan | 2026-01-10 |
| Narrata | احمد رضا محراب بیک | — | ۱۴۰۴/۱۰/۲۰ |
Posts and videos (4)
4 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VF69FC26
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Ahmad Reza Mehrabbeyk. Messages appear after moderation.
Write a message for Ahmad Reza Mehrabbeyk…
Do you know Ahmad Reza Mehrabbeyk? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos