Hamidreza Haddadi Shandiz
حمیدرضا حدادی شاندیز
19歳
この記録は検証が必要です — 間違っているわけでも疑わしいわけでもなく、別のソースが必要なだけです。
彼らの物語
Hamidreza Haddadi Shandizさんがどのように殺害されたのか、その経緯はまだ記録されていません。 何が起きたかご存じでしたら、お知らせください。
この名前はイラン政府自身の名簿にも載っています。
その人の物語
جاویدنام حمیدرضا حدادی شاندیز
حمیدرضا حدادی، جوان ۱۹ ساله اهل شاندیز، پر از رؤیاهای ناتمام بود. او مدیریت بازرگانی میخواند و بیشتر از هر چیز فوتبال را دوست داشت و با جدیت آن را دنبال میکرد. ورزش بخش جداییناپذیر زندگیاش بود؛ بدنسازی میکرد تا برای آیندهای که در ذهنش ساخته بود، آمادهتر باشد. در کنار ورزش، گیتار مینواخت و ساعتهای زیادی را صرف یادگیری تعمیرات تلفنهمراه میکرد. آرزو داشت روزی مغازه خودش را راه بیندازد و از راه کاری که به آن علاقه داشت، زندگی مستقلی برای خود بسازد. شامگاه ۱۸ دیماه، حمیدرضا تنها حدود نیمساعت در میان جمعیت معترضان حضور داشت که از پشت هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت. گلوله به ریه او اصابت کرد و اطرافیانش، در حالی که هنوز امید داشتند بتوانند جانش را نجات دهند، او را به درمانگاه شاندیز رساندند. اما آنجا، بهجای آغاز درمان، با درهای بسته روبهرو شدند. به گفته نزدیکان حمیدرضا، به کادر درمان دستور داده شده بود که به مجروحانی که بر اثر شلیک گلوله زخمی شدهاند، خدمات پزشکی ارائه نکنند. حمیدرضا همانجا، در حالی که هر لحظه خون بیشتری از دست میداد، بدون آنکه تحت درمان قرار گیرد، روی تخت درمانگاه رها شد. دقایق یکی پس از دیگری گذشت و امید به زنده ماندنش کمتر و کمتر شد، تا سرانجام بر اثر خونریزی شدید و نرسیدن کمک پزشکی، جانش را از دست داد؛ مرگی که نزدیکانش معتقدند میشد از آن جلوگیری کرد. پس از جانباختن او، مأموران حکومتی پیکرش را از اختیار خانواده خارج کردند. سپس بدون رضایت آنان، برایش گواهی «شهید» صادر کردند و او را بسیجی معرفی کردند؛ روایتی که هیچ نسبتی با حقیقت زندگی و مرگ حمیدرضا نداشت. اندکی بعد، بدون اطلاع و رضایت خانواده، مراسمی نیز در یکی از مساجد برای او برگزار شد. خانواده حمیدرضا در آن مراسم حضور نیافتند و بعدها این روایت حکومتی را بهصراحت تکذیب کردند. آنها، با وجود فشارهای شدید امنیتی، بر حقیقتی که خود شاهد پیامدهایش بودند ایستادند؛ اینکه فرزندشان نه «شهید» حکومت، بلکه جوانی بود که در جریان اعتراضات، با شلیک نیروهای حکومتی زخمی شد، از حق درمان محروم ماند و بر اثر همان محرومیت و خونریزی جان باخت. با وجود همه فشارها و تلاشها برای تحریف حقیقت، خانواده حمیدرضا یاد و نام او را زنده نگه داشتند. آنها تولد ۱۹ سالگیاش را با مراسمی سرشار از عشق بر مزارش در بهشت شاندیز برگزار کردند و چهلم او نیز در همانجا، کنار آرامگاهش، با حضور دوستدارانش برگزار شد. امروز در بهشت شاندیز، جایی که حمیدرضا در کنار دیگر جانباختگان همان روزها آرام گرفته است، تابلوهایی با نام و تصویر جاویدنامهای آن منطقه نصب شده؛ نشانههایی که یاد آنان را در کنار یکدیگر زنده نگه داشته و به روایت خاموش نسلی تبدیل شده است که جان خود را در راه آزادی از دست داد. حمیدرضا تنها ۱۹ سال داشت؛ جوانی که میخواست در زمین فوتبال بدرخشد، با نوای گیتارش آرام بگیرد و روزی پشت پیشخوان مغازهای که با دستهای خودش ساخته بود بایستد. اما همه آن رؤیاها در شامگاه ۱۸ دیماه، پیش از آنکه فرصتی برای زندگی پیدا کنند، ناتمام ماندند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۴/۳۰ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
知っていること
まだ記録されていません:死因, 死亡日, 場所。 この記録の完成を手伝う
この記録の検証と完成を手伝う
Hamidreza Haddadi Shandizを知っている、または追加するものがある場合、各詳細が役立ちます。
ソースと証拠
名簿ごとに名前や地名の表記は異なります。ここでは書かれたとおりに示しています。
各出典はこの名前をどう記録したか (2)
| 出典 | 記載された名前 | 場所 | 日付 |
|---|---|---|---|
| Office of the President of Iran | حمیدرضا حدادی شاندیز | — | — |
| Narrata | حمیدرضا حدادی شاندیز | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
記録情報
- 記録番号
- V37FB017
- 裏付けの段階
- D この名前について信頼できる出典はまだ見つかっていません
Added 2026年10月15日 · updated 2026年10月29日
追悼メッセージ
Hamidreza Haddadi Shandizを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。