The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
Den här översättningen har gjorts med hjälp av AI och har ännu inte granskats av en modersmålstalare. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Hamid (Moein) Mazaheri

Foto: Narrata

Hamid (Moein) Mazaheri

حمید(معین) مظاهری

33 år gammal · Isfahan

fredag 9 januari 2026

DObekräftad uppgift

Den här posten behöver verifiering — den är inte felaktig eller misstänkt, den behöver bara en annan källa.

#Hamid_Mazaheri#حمید_مظاهری
Lägg till information

Deras historia

Det finns ännu ingen redogörelse för hur Hamid (Moein) Mazaheri dödades. Om du vet vad som hände, berätta för oss.

Deras berättelse

جاویدنام حمید(معین) مظاهری؛ فرشته‌ای با کوله‌ پشتی سفید

بیمارستان خصوصی میلاد اصفهان، برای حمید معین مظاهری چیزی فراتر از یک محل کار روزمره بود. برای او که جوانی پویا و متخصص در زمینه‌ی «مراقبت از زخم» بود، راهروهای بیمارستان، اتاق‌های عمل و لباس سپید پرستاری، بوم نقاشی خدمت به انسان‌ها بودند. همکاران و بیمارانش او را با لبخندهای آرامش‌بخش، دست‌های ماهر و تعهد بی‌اندازه‌اش به تسکین درد بیماران می‌شناختند؛ رفتار و عملکرد او نشان می‌داد که بزرگ‌ترین علاقه و انگیزه‌ی زندگی‌اش، مرهم گذاشتن بر جراحت‌‌ها و نجات جان انسان‌ها در سخت‌ترین شرایط بود. معین اهل شهرستان تیران در استان اصفهان بود؛ شهری با مردمانی صبور که فرزندی دلسوز و فداکار را در دامن خود پرورانده بود. وقتی شعله‌های اعتراضات مردمی با فراخوان‌های سراسری شاهزاده رضا پهلوی در خیابان‌های اصفهان و دیگر شهرهای ایران زبانه کشید، فضای کشور دگرگون شد. این فراخوان‌ها که از تاریخ شانزدهم دی‌ماه صادر شده بودند، با هدف هدایت اعتراضات به یک انقلاب ملی، دعوت به راهبندان‌های گسترده برای فرسوده کردن دستگاه سرکوب، آغاز اعتصابات سراسری و همچنین دعوت از نیروهای مسلح و هسته‌های مقاومت داخلی برای سرپیچی از دستورهای حکومتی شکل گرفتند. با آغاز این خیزش، اخبار نگران‌کننده‌ای از وضعیت مجروحان به گوش می‌رسید. گزارش‌ها حاکی از آن بود که بسیاری از مصدومان، از ترس بازداشت و برخوردهای امنیتی، تمایلی به مراجعه به مراکز درمانی رسمی ندارند. برای معین، این یک دوراهی ساده نبود؛ او از اعضای کادر درمان بود و سوگند یاد کرده بود که فراتر از هر مرزبندی، جان انسان‌ها را نجات دهد. او نمی‌توانست نسبت به وضعیت هم‌وطنان آسیب‌دیده در جریان اعتراضات بی‌تفاوت بماند و خود را متعهد می‌دانست که از تخصص و دانش خود برای مداوای مجروحان در همان محل حادثه استفاده کند. روز نوزدهم دی‌ماه، معین تصمیمی بزرگ گرفت. او شیفت کاری‌اش را به پایان رساند، اما لباس خدمت را از تن به در نکرد. کوله‌پشتی‌اش را جلو آورد و آن را با وسایل پانسمان، گاز استریل، بتادین، سرم‌های شست‌وشو و تجهیزات اولیه‌ی مراقبت از زخم پر کرد. او می‌دانست قدم در چه راه پرخطری می‌گذارد، اما قطب‌نمای اخلاقی‌اش تنها به سمت نجات انسان‌ها نشانه می‌رفت. پیش از خروج، در پاسخ به پیام شاهزاده به هسته‌های مقاومت میهن‌پرست، تکه کاغذی برداشت و با خطی استوار روی آن نوشت: «به دستور شاه ایران، کینگ رضا پهلوی، گارد جاویدان، متخصص مراقبت زخم». این دست‌نوشته که بعدها در کوله‌پشتی‌اش پیدا شد، مانیفستِ هویت، باور و مأموریت او در آن روز سرنوشت‌ساز بود؛ سندی از وفاداری به میهن و اصالتی که به آن عشق می‌ورزید. معین با همان کوله‌پشتی سفید به خیابان‌های شلوغ و ملتهب اصفهان آمد. هر جا صدای فریادی می‌آمد یا پیکر افتاده‌ای روی زمین دیده می‌شد، او بی‌مهابا خود را به مجروح می‌رساند. زانو می‌زد، زخم‌ها را با مهارت پاک می‌کرد، خونریزی‌ها را بند می‌آورد و به چشم‌های هراسان مصدومان، امید و امنیت می‌بخشید. او در آن ساعت‌ها، یک فرشته‌ی نجات متحرک در میانه میدان بود. اما مأموریت انسانی معین، با بی‌رحمی مطلق مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی مواجه شد. در گرماگرم امدادرسانی به زخمی‌ها، نیروهای حکومتی حضور این پرستار فداکار را برنتافتند. هدف‌گیری مأموران سرکوبگر، دقیق و بی‌رحمانه بود؛ شلیک مستقیم گلوله‌ی جنگی مأموران در همان روز نوزدهم دی‌ماه، پهلوی معین را شکافت. پیکر غرق در خون او بر زمین افتاد؛ همان وسایلی که برای نجات دیگران آورده بود، حالا در میان دستان لرزان حاضران برای نجات او به کار گرفته می‌شد. واقعیت تلخ و دردانگیز ماجرا اینجا بود که پیکر نیمه‌جان معین مظاهری را برای مداوا به همان مرکزی منتقل کردند که خود سال‌ها در آن خدمت می‌کرد؛ یعنی بیمارستان میلاد اصفهان. همکارانش، پزشکان و پرستارانی که روزها و شب‌ها پابه‌پای او کار کرده بودند، با چشمانی اشک‌بار و شوکه‌شده، او را به اتاق عمل رساندند. آن‌ها با تمام توان و تجهیزات موجود برای نجات همکار عزیزشان جنگیدند؛ اما شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله‌ی جنگی مأموران به بافت‌های حیاتی، رمقی برای احیا باقی نگذاشته بود. قلب مهربان حمید معین مظاهری در همان بیمارستانی که سال‌ها محل نجات بیماران و جایی برای تسکین دردها بود، از تپش ایستاد و او در نوزدهم دی‌ماه به مقام رفیع جاویدنامی نائل شد. خبر جان‌باختن او به‌سرعت در رسانه‌ها بازتاب یافت و موجی از خشم و اندوه را برانگیخت. رژیم تلاش کرد تا صدای این جنایت را خفه کند، اما یاد معین در دل‌ها زنده ماند. چهل روز بعد، فضای شهرستان تیران، زادگاه معین، دگرگون شد. مردم، خانواده، کادر درمان و آزادی‌خواهان، با وجود فضای شدید امنیتی و حضور مأمورانی که قصد ممانعت داشتند، گرد مزار معین حلقه زدند. آرامستان تیران یک‌صدا غرق در دست زدن‌های ممتد و فریادهای دادخواهی شد. حاضران، دوستان و همراهان او، با یادآوری آخرین دست‌نوشته و آرمان معین، نام او را فریاد زدند و شعارهای «معین قهرمان»، «جاوید شاه»، «پاینده ایران» و «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» را بر مزارش طنین‌انداز کردند. آن‌ها آمدند تا بگویند کوله‌پشتی معین زمین نیفتاده است و نام او به‌عنوان نماد شرف، وظیفه‌شناسی و فداکاری کادر درمان ایران، برای همیشه در تاریخ دادخواهی این مرزوبوم ثبت شده است. معین مظاهری رفت، اما روایتِ «سربازِ متخصصِ مراقبتِ زخم» هرگز فراموش نخواهد شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: سایه · Written ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Foton och videor

Hamid (Moein) Mazaheri
Foto: Narrata

Vad vi vet

Ålder
33
Dödad
fredag 9 januari 2026
Plats
Isfahan
Born
måndag 29 juni 1992 ↗

Ännu inte registrerat: Dödsorsak. Hjälp till att slutföra den här posten

Begravningsdetaljer

Begravningsplats
آرامستان تیران

Hjälp till att verifiera och slutföra den här posten

Om du känner Hamid (Moein) Mazaheri eller har något att lägga till, hjälper varje detalj.

Det här är en familjemedlem · Skicka bevis · Begäran om integritet eller borttagning

Källor och bevis

Varje lista stavar namn och orter på sitt eget sätt. Vi visar dem så som de skrevs.

Så registrerade källorna namnet (1)
KällaNamnet som det skrevsPlatsDatum
Narrata حمید(معین) مظاهری — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Inlägg och videor (0)

Inga inlägg eller videor har registrerats för det här namnet än.

Postinformation

Postnummer
V83700D4
Bevisnivå
D Ingen pålitlig källa har ännu hittats för det här namnet

Added 25 oktober 2026 · updated 29 oktober 2026

Anmäl ett fel eller begär borttagning · Hur vi verifierar

Minnesmeddelanden

Lämna några ord till minne av Hamid (Moein) Mazaheri. Meddelanden visas efter granskning.

Write a message for Hamid (Moein) Mazaheri…

Lämna några ord till minne av Hamid (Moein) Mazaheri. Meddelanden visas efter granskning. Bara korta, snälla meddelanden. Inga personliga detaljer eller telefonnummer.

Din säkerhet först: inget riktigt namn krävs. Är det säkert att skicka? · Skicka anonymt

Meny

Inställningar · Integritet

Inställningar

Säkerhet

Snabb utgångTryck på Esc två gånger för att lämna webbplatsen omedelbart.
Diskret fliknamnWebbläsarfliken visar “Anteckningar” i stället för webbplatsens namn.

Tar bort sparade webbplatsalternativ, sparade namn och offlinekopior, och loggar ut.

Språk

Utseende

Dataanvändning

DatasparlägeDöljer foton i listor och stänger av rörelse. Bättre för långsamma eller dyra anslutningar.

Konto

Logga in Skapa konto Sparade

Alla inställningar · Cookieinställningar

Hur vill du skicka det?

Vad vi sparar och vem som ser det · Andra sätt (X, Instagram)

Chatt

Öppna fullständig sida

Var snäll. Inga personliga attacker, privata detaljer eller telefonnummer. Meddelanden kan tas bort av moderatorer.