照片: Narrata
他们的故事
关于Mostafa Azizi遇害经过的叙述尚未记录。 如果您知道发生了什么,请告诉我们。
他们的故事
جاویدنام مصطفی عزیزی؛ مردی که برخاستن میآموخت
در واوان، سالها مردی روی تشک کُشتی، موسیقی شجاعت مینوازد؛ مردی که زیستن را در چهارگوشی نرم روایت میکند؛ تکهای زمین با مرزهای روشن، جایی که بدن میتواند بیفتد و فرصت دوباره برخاستن داشته باشد. آن مرد، نخست خودش در این دایره کشتی میگیرد. بعدتر از تشک کنار میرود؛ اما از کشتی نه؛ آنچه را در سالهای تمرین آموخته است به نوجوانان و جوانانی میدهد که جای او، پا در دایره میگذارند. توان بعضی از آنها به بار هزینههای سنگین آموزش نمیرسد و او بیآنکه بهایی بخواهد، چراغی در راهشان روشن میکند. فنها را میشود در چند جلسه آموخت؛ اما وقتی که او به این جوانها میدهد، از جنس دیگری است. هر ساعت، برگی از زیست اوست که آرام از تقویم جدا میشود و به سالهای پیش روی آنان میپیوندد. آن مرد، مصطفی عزیزی پدری است با دو فرزند؛ یکی هجدهساله، همسن آیندهای که هنوز رنگش روشن نیست. سالهاست زندگی او در دایرهای از تشک، جوانان و تمرین میچرخد؛ جایی که پسر و شاگردانش در برابر راهی بیانتها میایستند، راهی شبیه تشک کشتی که مرزی ندارد؛ اما دلنگرانی او برای پسرش و آن جوانان، با هیچ فن و پیروزیای آرام نمیگیرد. همیشه نگران است که آنان، پس از سالها تمرینِ برخاستن، در جهانی آلوده به ترس و تباهی تنها بمانند. امیدش به فردایی پاکتر، چون رشتهای نامریی، او را از تشک سالن واوان به خیابان میکشاند؛ جایی که میخواهد برای آیندهی آنان، سهمی از آزادی و روشنایی بجوید. بااینهمه، خیابان پرسشی را پیش پایش میگذارد که تشک هرگز پاسخش را در خود نداشته است: جوانانی که در این دایره، برخاستن را تمرین میکنند، بیرون از آن بر چه زمینی خواهند ایستاد؟ وقتی از تشک زندگی پا به جهان میگذارند، آسمان بالای سرشان چه رنگی خواهد داشت؟ هجدهم دیماه، مصطفی در خیابان است؛ ایستاده میان همان پرسشهای بیپاسخ. هنوز چشم به راه پاسخی است که شاید هیچگاه از راه نرسد. هجدهم دیماه، در سالی که نامش در حافظهی تاریخ حک میشود، مصطفی در پاساژ اکباتان ایستاده است؛ میان خیابانی که دیگر به تشک شباهتی ندارد. اینجا نه خاکی هست که سقوط را نرم کند، نه مرزی که پایان زمینخوردن و آغاز برخاستن را نشان دهد. گلوله سرش را میشکافد. مصطفی سلاحی در دست ندارد؛ تنها سلاحش، تن بیپناه معلمی است که در میان موج معترضان ایستاده است. خیابان، آغوش سرد خود را به روی او میگشاید و پیکرش را در سکوت فرو میبرد. از آن لحظه، تن او در همان نقطه جا میماند؛ گویی زمین، برخاستن را از یاد برده است. گویی خیابان، بهجای آنکه میدان ایستادن باشد، آخرین تشک زندگی او میشود؛ تشکی بیمرز که مصطفی را در خود نگه میدارد و دیگر پس نمیدهد. مردی که سالها به جوانان میآموخت چگونه پس از زمینخوردن از روی تشک بلند شوند، آن روز در خیابان بر زمین میافتد. اینبار تشکی زیر پایش نیست. شاگردانش میدانند اگر آنجا بودند، دستشان را برای برخاستن به سویش دراز میکردند. اما گلوله پیش از آنکه دستی به او برسد، کار خود را کرده است. پس از رفتنش، خانواده مدتها در انتظار پیکرش میمانند؛ انتظاری سنگین که در سکوت و سایهی ماموران میگذرد. وقتی سرانجام او را تحویل میدهند، دیگر فرصتی برای وداعی معمول باقی نمانده است. خاکسپاری نیز در همان فضای بسته و ناآرام انجام میشود و مصطفی را در بهشتزهرای تهران به خاک میسپارند؛ جایی که خانواده، بهجای بدرقهای آرام، با سنگینی نگاهها و حضور نیروهای امنیتی از او جدا میشوند. مصطفی را نمیشود فقط از روی سنگی در بهشتزهرا شناخت. باید او را در واوان جستوجو کرد؛ میان تشکهایی که سالها بر آنها ایستاد و جوانانی که برای آموختن نزدش آمدند. باید به وقتهایی فکر کرد که بیآنکه چشمداشتی داشته باشد برای شاگردانی که توان پرداخت نداشتند، گذاشت؛ به خانهای که پسر هجدهسالهاش در آن بزرگ میشد و به آیندهای که دلنگرانش بود؛ شاید زندگی او در همین دو تصویر باقی مانده باشد: دستی که جوانی را از روی تشک بلند میکند و دری که آن شب، باز نمیشود تا او به خانه برگردد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: روشنا · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
照片与视频
我们所知
- 年龄
- 43
- 遇害日期
- 2026年1月8日 星期四
- 地点
- Vavan, Eslamshahr, 德黑兰
- Born
- 1983年2月28日 星期一 ↗
尚未记录:死因。 帮助完成此记录
埋葬详情
- 墓地
- بهشت زهرا
- 区段
- 71
- 行
- 108
帮助验证并完成此记录
如果您认识Mostafa Azizi或有要添加的内容,每个细节都有帮助。
来源与证据
每份名单对姓名和地名的拼写各不相同。我们按原文照录。
各来源如何记录这个姓名 (1)
| 来源 | 原文姓名 | 地点 | 日期 |
|---|---|---|---|
| Narrata | مصطفی عزیزی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
帖文与视频 (0)
尚未记录与这个姓名相关的帖文或视频。
记录信息
- 记录编号
- VE78C291
- 证据等级
- D 尚未找到该姓名的可信来源
Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月29日
纪念消息
为Mostafa Azizi留下几句纪念的话。消息经审查后显示。