دی ۱۴۰۴ قیرغینیTHE IRAN MASSACRE
بو ترجومه سۆنی ذکانین کؤمگی ایله حاضیرلانیب و هله آنا دیلی تۆرکجه اولان بیری اونو یوخلاماییب. English · فارسی
این صفحه به فارسی

جاویدنام ابوالفضل دهقانی

Abolfazl Dehghani

۱۸ یاش · بیجار فرمانداری شهر بیجار، کردستان

پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴

Dهله تأیید اولونماییب

بو رکورد تأیید لازیم‌دیر — جعلی یا شکلی دئییل، یالنیز باشقا منبع لازیم‌دیر.

#ابوالفضل_دهقانی#Abolfazl_Dehghani
بیلگی آرتیر

حکایه‌لری

ابوالفضل دهقانی نئجه اؤلدورولوب؟ بو باره‌ده هله هئچ بیر شرح قئیده آلینماییب. نه باش وئردیگینی بیلیرسینیزسه، بیزه یازین.

اونون روایتی

جاویدنام ابوالفضل دهقانی

شب که از نیمه می‌گذرد، سکوت بر سنگ‌فرش‌های بیجار سایه می‌اندازد. در میان این سکوت، تنها صدای مداوم کشیده شدن جاروی یک پاکبان بر زمین شنیده می‌شود؛ کارمند اداره‌ی شهرداری که هر شب برای پاکیزگی این شهر تلاش می‌کند. در خانه‌ی این مرد زحمت‌کش، جوانی بلندقامت زندگی می‌کرد که تمام سرمایه و امید فرداهای پدر بود؛ جوانی به نام ابوالفضل دهقانی. ابوالفضل در فضای فرهنگی بیجار، شهری در استان کردستان، رشد کرد. در گزارش‌های حقوق‌بشری، سن او میان هجده تا بیست سال ثبت شده است. نزدیکانش او را با همان تصاویر آتلیه‌ای واضحش به یاد می‌آورند؛ جوانی با موهای تیره و نگاهی راسخ که در روزهای منتهی به اواسط دی‌ماه ۱۴۰۴، دلش برای تغییر می‌تپید. در آن روزها، اتمسفر شهرهای ایران دگرگون شده بود. موج اعتراضی که از هفتم دی‌ماه به راه افتاده بود، هر روز به شهرهای تازه‌ای می‌رسید. سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه، شاهزاده‌ی رضا پهلوی در پیامی از ایرانیان درخواست کردند که شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی، رأس ساعت هشت، همه با هم صدای اعتراضشان را بلند کنند؛ هر کس از هر جا که می‌تواند، در خیابان یا از پنجره و بام خانه‌اش. با رسیدن آن ساعت، خیابان‌های بسیاری از شهرها از جمعیت پر شد. ابوالفضل نیز به فراخوان شاهزاده‌ رضا پهلوی پاسخ مثبت داد. او شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ به جمعیتی پیوست که در پاسخ به همین فراخوان به خیابان‌های بیجار آمده بودند. در میان آن‌ها ایستاد و با صدایی رسا شعار می‌داد: «می‌جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم». پاسخ خیابان به فریاد این جوان شلیک مستقیم گلوله‌ی جنگی توسط نیروهای حکومتی بود. گلوله به ناحیه‌ی حساس سر او اصابت کرد. پیکر غرق در خون ابوالفضل بلافاصله از سطح خیابان، به سردخانه منتقل شد و از همان لحظه، بایکوت امنیتی بر این واقعه سایه افکند. سحرگاه روز بعد، برای پدر ابوالفضل زمین و زمان تغییر کرده بود. او که هر شب خیابان‌ها را از غبار پاک می‌کرد، حالا با حقیقت تلخ ریخته شدن خون فرزندش بر همان زمین روبه‌رو می‌شد. نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از تحویل دادن پیکر ابوالفضل خودداری کردند و مأموران شرط سختی را پیش پای خانواده گذاشتند: پیکر تنها در صورتی برای دفن تحویل داده می‌شود که تعهدنامه‌ای امضا شود و خانواده رسماً ابوالفضل را «عضو بسیج» معرفی کند. حکومت می‌خواست از خون این جوان روایتی دروغین برای تبلیغات خود بسازد. پدر ابوالفضل، به عنوان کارمند شهرداری، تحت فشار مضاعفی قرار داشت. تهدید به اخراج، قطع تنها منبع درآمد خانواده و نظارت شدید بر رفت‌وآمدها، دیواری بلند از سانسور دور آن‌ها کشید. در نهایت، خاک‌سپاری ابوالفضل در فضایی کاملاً امنیتی، بدون اجازه‌ی فیلم‌برداری، بدون حضور عموم مردم و در سکوتی اجباری انجام شد. نام آرامستان و بیمارستان هرگز در اسناد رسمی ثبت نشد، چرا که مأموران اطلاعاتی حتی دوربین گوشی‌های بازماندگان را کنترل می‌کردند. حکومت نام او را در اسناد خود به عنوان بسیجی ثبت کرد و پدر مجبور شد به سر کار خود بازگردد. اما حقیقت با برچسب‌های اجباری پاک نمی‌شود. تصویر ابوالفضل با همان نگاه پرامیدش، در طرح‌های گرافیکی و یادبودهای مردمی ماندگار شد. هرچند هیچ فیلمی از مزار او منتشر نشد، اما داستان زندگی او نشان داد که حقیقتِ جان‌باختن یک جوان برای آزادی، در حافظه‌ی جمعی یک شهر حک شده است.

منبع: نراتا · نویسنده: نَفَس · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۳/۰۶ · مشاهده‌ی روایت اصلی

با اجازه‌ی نراتا و بی‌هیچ تغییری بازنشر شده است. همه‌ی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.

نه‌یی بیلیریک

یاش
۱۸
اؤلدورولدویو تاریخ
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
یئر
بیجار فرمانداری شهر بیجار، کردستان

هله قئید اولماییب: اؤلوم سببی. بو رکوردو تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائت

هنوز نمی‌دانیم ابوالفضل دهقانی کجا به خاک سپرده شده. کمک به پیدا کردن مزار

بو رکوردو تأیید و تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائدین

ابوالفضل دهقانی تانیییرسینیزسا، یا علاوه ائده‌جک شئینیز وارسا، هر جزئیات کؤمک ائدیر.

بو عائله اوزومون دور · مدرک گؤندر · گئزلیلیک یا سیلینمه درخواستى

منبع‌لر و سند

هر لیست آدلاری و یئرلری اؤز بیچیمینده یازیب. بیز اونلاری یازیلدیغی کیمی گؤستریریک.

بو آدین قایناقلاری (۱)
قایناقآد، یازیلدیغی کیمییئرتاریخ
Narrata ابوالفضل دهقانی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
پستلر و ویدئولار (۰)

بو آد اوچون هله پست یا ویدئو قئیده آلینماییب.

رکورد معلوماتی

رکورد نومره‌سی
V11B5D23
مدرک سویه‌سی
D بو آد اوچون هله اعتبارلی بیر قایناق تاپیلماییب

افزوده‌شده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · به‌روزشده در ۳ آبان ۱۴۰۵

یانلیشی بیلدیر یا سیلینمه‌سینی ایسته · نئجه تأیید ائدیریک

یاد پیام‌لاری

ابوالفضل دهقانی یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور.

برای ابوالفضل دهقانی پیامی بنویسید…

ابوالفضل دهقانی یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور. یالنیز قیسا و مهربان پیام‌لار. شخصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ.

امنیّتینیز بیرینجی‌دیر: حقیقی آد لازیم دئییل. گؤندرمک امن‌دیر؟ · ناشناس گؤندرمک

منو

تنظیمات · شخصی حریم

تنظیمات

امنیّت

تئز چیخیشEsc-ی ایکی دفعه باسین فوراً سایتدان چیخین.
گیزلی تب عنوانیبراوزر تبی صفحه آدی یئرینه «قئیدلر» گؤستریر.

سایتین ساخلا‌نان سئچیم‌لرینی، ساخلا‌نان آدلارینی و آفلاین کپی‌لرینی سیلیر، و سیزی چیخاریر.

دیللر

گؤرونوش

دیتا ایشلت‌مه

آز اینترنت مصرفیلیست‌لرده عکس‌لری گیزلدی و حرکتی باغلاییر. یواش یا باهالی باغلاشما اوچون ان یاخشی.

حساب

بوتون تنظیمات · کوکی تنظیم‌لری

نئجه گؤندرمک ایسته‌ییرسینیز؟

نه‌یی ساخلاییریک و کیم گؤرور · باشقا یوللار (X، اینستاگرام)

چت

کامل صفحه‌نی آچ

مهربان اولون. شخصی هجوم، خصوصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ. پیام‌لار ناظرلر طرفیندن سیلینه‌بیلر.