جاویدنام آرش یزدانی همتآبادی
Arash Yazdani Hemmatabadi
۲۷ ساله · تهران هفت حوض
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
این پرونده نیازمند تأیید است؛ یعنی جعلی یا مشکوک نیست، فقط یک منبع دیگر لازم دارد. میتوانید کمک کنید؟
داستان او
هنوز شرحی از چگونگی کشته شدن آرش یزدانی همتآبادی ثبت نشده است. اگر میدانید چه اتفاقی افتاد، برایمان بفرستید.
روایت او
جاویدنام آرش یزدانی همتآبادی؛ پسر غیور ایران
صبحها میان شلوغی تهران مسافر جابهجا میکرد، گاهی در بازار طلاسازی کار میکرد، و لابهلای همه خستگیها هنوز برای آیندهاش درس میخواند. از آن مردهایی که زخمهای زندگی را بیصدا تحمل میکنند. از آنهایی که یاد گرفتهاند اگر کسی زمین افتاد، نباید رهایش کرد. هجدهم دیماه، هفتحوض شبیه میدان جنگ شده بود. صدای تیر میآمد، مردم میدویدند، مغازهدارها کرکرهها را پایین میکشیدند و خیابان بوی باروت گرفته بود. در همان آشوب، دختری روی زمین افتاده بود. آرش میتوانست مثل خیلیها فقط رد شود. میتوانست سرش را پایین بیندازد و خودش را نجات دهد. اما بعضی مردها، حتی وسط ترس هم نمیتوانند بیتفاوت بمانند. برگشت. رفت سمت دختر زخمی. شاید فقط چند ثانیه طول کشید؛ چند قدم کوتاه میان دود و فریاد. اما همان چند قدم، تمام زندگیاش را از او گرفت. گلولهها شلیک شدند. سه گلوله به پشت و کلیههایش خورد. و آرش، همانجا روی آسفالت خیابان افتاد؛ در حالی که برای نجات جان یک انسان دیگر جلو رفته بود. بعد از آن، برای مادرش فقط چند وسیله باقی ماند. کراواتش. ساعتش. عینکش. فندکش. کارت ملیاش. مادر، تکههای باقیمانده از زندگی پسرش را کنار هم چید و از آنها تابلویی ساخت؛ انگار میخواست از میان چند شیء بیجان، دوباره صورت پسرش را سرهم کند. انگار هر وسیله هنوز بوی دستهای آرش را میداد. در ویدئویی که از او منتشر شد، تابلو را در آغوش گرفته بود؛ مثل مادری که تمام جهانش حالا داخل یک قاب جا شده باشد. چهلم آرش، مادرش میان گریهها یک کبوتر سفید در دست گرفته بود. دستهایش میلرزید. کبوتر را آرام بوسید و گفت: «این رو میفرستم به آسمان به یاد تو… سلام منو به آرش برسون…» بعد صدایش شکست. ملتمسانه گفت: «توروخدا به خوابم بیا مامان…» و شاید دردناکترین بخش هر مرگ همین باشد؛ اینکه یک مادر، بعد از رفتن پسرش، برای دیدنش دیگر نه در خانه را نگاه میکند، نه صدای کلید را میشنود، نه منتظر زنگ تلفن میماند. فقط از آسمان خواهش میکند که اجازه دهد پسرش، فقط یکبار، در خواب به خانه برگردد.
منبع: نراتا · نویسنده: جاوید · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۲/۲۳ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
آنچه میدانیم
- سن
- ۲۷
- تاریخ کشته شدن
- پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
- محل
- تهران هفت حوض
- تاریخ تولد
- دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۷۷ ↗
هنوز ثبت نشده: علت مرگ. به تکمیل این پرونده کمک کنید
اطلاعات محل خاکسپاری
- نام آرامگاه
- Tehran Grand Cemetery
- شماره قطعه
- ۳۰۷
- ردیف
- ۴۹
- شماره
- ۱
به تأیید و کامل کردن این رکورد کمک کنید
اگر آرش یزدانی همتآبادی را میشناختید یا چیزی برای افزودن دارید، هر جزئیاتی کمک میکند. هرچه بفرستید پیش از انتشار بررسی میشود.
این فرد از خانوادهٔ من است · فرستادن مدرک · درخواست حریم خصوصی یا حذف
منابع و مدارک
هر فهرست نامها و جاها را به شیوهٔ خودش نوشته است. ما آنها را همانطور که نوشته شدهاند نشان میدهیم.
منابع این نام (۱)
| منبع | نام، همانطور که نوشته شده | محل | تاریخ |
|---|---|---|---|
| Narrata | آرش یزدانی همتآبادی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
پستها و ویدیوها (۰)
هنوز پست یا ویدیویی برای این نام ثبت نشده است.
اطلاعات رکورد
- شمارهٔ رکورد
- V0194416
- سطح شواهد
- D نیازمند تأیید؛ هنوز منبع معتبری برای این نام پیدا نشده
افزودهشده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵
پیامهای یادبود
چند کلمه به یاد آرش یزدانی همتآبادی بنویسید. پیامها پس از بررسی نمایش داده میشوند.
برای آرش یزدانی همتآبادی پیامی بنویسید…
آرش یزدانی همتآبادی را میشناسید؟ اطلاعات یا عکس اضافه کنید
یک نام، یک عکس یا حتی یک جزئیات کوچک میتواند به کامل شدن این رکورد کمک کند.
افزودن اطلاعات یا عکس