The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi

Photo: Narrata

Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi

محمد صالح جباری شاهزاده محمدی

18 years old · Kerman

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 2725)

#Mohammad_Saleh_Jabari_Shahzadeh_Mohammadi#محمد_صالح_جباری_شاهزاده_محمدی
Add information

Their story

No account of how Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources

Their narrative

جاویدنام محمدصالح جباری شاهزاده‌محمدی

محمدصالح جباری هجده‌ساله بود، اما زندگی خیلی زود سختی‌هایش را به او نشان داده بود. برای کمک به مادرش تصمیم گرفت درس را کنار بگذارد و کار کند. کناف‌کاری می‌کرد و با درآمدش به تأمین هزینه‌های زندگی کمک می‌کرد. در سنی که هنوز می‌توانست پشت نیمکت مدرسه‌ باشد، کار می‌کرد تا کمک‌خرج خانه‌ باشد؛ مسئولیتی که زودتر از موعد به دوش او افتاده بود. مهربان، خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد بود؛ دلسوز مادر و دو خواهرش بود و هوایشان را داشت. آرزو داشت ماشین بخرد و خوشبختی آن‌ها را ببیند. می‌خواست زندگی برایشان آسان‌تر شود و خودش هم روزهای بهتری را تجربه کند. هجده‌ساله بود و مثل بسیاری از نوجوانان هم‌سن‌وسالش، کلی برنامه و آرزو برای آینده و زندگی‌اش در سر داشت. اما در آن شرایط سخت اقتصادی، حتی خواسته‌های معمولی برای او و بسیاری از نوجوانان به آرزوهایی بزرگ و دور از دسترس تبدیل شده بود. روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ وقتی خواهرش از او خواست بیرون نرود، گفت: «با این گرونی نمی‌شه زندگی کرد. دو شیفت دارم کار می‌کنم، آخرم از پس هیچ کاری برنمیایم.» آن شامگاه، محمدصالح در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و در اعتراض به شرایط سخت اقتصادی، به خیابان استقلال کرمان رفت و به جمع معترضان پیوست. مردم در خیابان تجمع کرده بودند و شعار می‌دادند. او هم میان آن‌ها بود؛ نوجوانی که سختی زندگی را از سن پایین تجربه کرده بود و می‌خواست شرایط تغییر کند. خواهرش از صبح دلشوره داشت و بارها به او زنگ زده بود. حدود ساعت شش‌ونیم، محمدصالح جواب نداد، اما چند دقیقه بعد خودش تماس گرفت و گفت: «خوبم، نگرانم نباش.» شانه‌اش با چاقو زخمی شده بود و خواهرش از صدایش فهمیده بود که حالش خوب نیست. اصرار کرد: «یا میای خونه یا منم میام پیشت.» محمدصالح باز سعی کرد آرامش کند و به او اطمینان داد که زود به خانه برمی‌گردد. با تاریک شدن هوا، تجمع معترضان به سمت میدان آزادی و خیابان‌های منتهی به آن، از جمله خیابان استقلال، کشیده شد. مأموران امنیتی با گاز اشک‌آور و شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی، به سرکوب مردمی پرداختند که دست‌خالی و بی‌سلاح به خیابان آمده بودند. حدود ساعت هشت، تماس‌های خواهرش دوباره بی‌پاسخ ماند. سرانجام مردی گوشی محمدصالح را جواب داد. خواهرش، به گمان اینکه او مأمور است، التماس کرد: «تو رو خدا ولش کن، ما جز اون کسی رو نداریم.» مرد گفت مأمور نیست و از آن‌ها خواست خودشان را سریع به خیابان استقلال برسانند؛ محمدصالح تیر خورده بود و حالش خوب نبود. خواهرش به‌سرعت ماشین گرفت و راه افتاد، اما خیابان‌های شلوغ، رسیدن به محمدصالح را دشوار کرده بود. سرانجام او را به بیمارستان مهرگان رساندند. گلوله به سرش خورده بود و خون زیادی از دست داده بود. تلاش‌های پیاپی برای احیا و شوک‌هایی که به او دادند، بی‌نتیجه ماند؛ محمدصالح دیگر به زندگی برنگشت. روز شنبه، پیکر محمدصالح را از پزشکی قانونی به خانواده‌اش تحویل دادند. او را در آرامستان جدید کرمان، در سکوت خبری به خاک سپردند. عکس و فیلمی از خاک‌سپاری‌اش در شبکه‌های اجتماعی منتشر نشد و خبر جان‌باختنش نیز بازتاب گسترده‌ای پیدا نکرد. پس از محمدصالح، زندگی خانواده سخت‌تر شد. مادرش دچار افسردگی شدید شده و دخترانش تلاش می‌کنند حال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهند تا مادر هنوز به آن‌ها امید داشته باشد. خواهرش از دل‌تنگی و وابستگی هر سه نفرشان به محمدصالح می‌گوید: «بعد اون ما دیگه زندگی نکردیم، فقط روزامون رو ادامه می‌دیم.» برای تولد نوزده‌سالگی‌اش، کیکی سفید به کنار مزارش بردند؛ با عکس محمدصالح روی آن و روبان‌های سیاه دور کیک. عکسش روی کیک بود، اما خودش نبود تا شمع تولدش را فوت کند. محمدصالح برای زندگی‌اش کلی برنامه و آرزو داشت. هنوز فرصت می‌خواست تا کار کند، به خواسته‌هایش برسد و زندگی‌ای را که دوست داشت بسازد. نوزده‌سالگی می‌توانست آغاز یک سال دیگر برای دنبال کردن آن برنامه‌ها باشد، اما با شلیک یک گلوله‌، فرصت زندگی از او گرفته شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: مهرشید · Written ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi
Photo: Narrata

What we know

Age
18
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Kerman
Father’s name
رضا (in Persian) ↗
Born
domenica 15 aprile 2007 ↗
Place of death
خیابان استقلال، کرمان (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

Burial details

Cemetery
آرامستان جدید کرمان

Do you know this person?

If you knew Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (3)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi — 2026-01-08
IranTrial محمد صالح جباری شاهزاده محمدی — 1404/10/18
Narrata محمد صالح جباری شاهزاده محمدی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (0)

No posts or videos have been recorded for this name yet.

Record information

Record number
V04D4D03
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi. Messages appear after moderation.

Write a message for Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi…

Leave a few words in memory of Mohammad Saleh Jabari Shahzadeh Mohammadi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.