The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Ali Azadfar

علی آزادفر

23 years old · Kerman

giovedì 8 gennaio 2026

CFamily and witnesses

#Ali_Azadfar#علی_آزادفر
Add information

Their story

Originally from Rayen but lived alone in Kerman since childhood, had no parents and lived without family for years. Killed by regime suppressors during the national uprising on 18-19 Dey. His body remained in the forensic medical center's morgue for 40 days until his employer finally inquired about him.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: اعتراضات دی‌ماه

Their narrative

جاویدنام علی آزادفر ؛ او هنوز نفس می کشید

من علی آزادفر هستم؛ جوانی از راین کرمان، از همان آدم‌هایی که زندگی خیلی زود وادارشان می‌کند روی پای خودشان بایستند. پدرم را در کودکی از دست دادم. پس از ازدواج دوباره مادرم، شرایط زندگی‌ام تغییر کرد و بخش بزرگی از سال‌های بعد را دور از خانواده گذراندم. زندگی آسانی نداشتم، اما یاد گرفتم برای تأمین نیازهایم کار کنم و به تلاش خودم تکیه داشته باشم. از راین راهی تهران شدم و کارگری کردم. بیشتر روزهایم میان کار و خستگی می‌گذشت. درآمد زیادی نداشتم و آنچه به دست می‌آوردم، حاصل ساعت‌ها زحمت بود. می‌خواستم پس‌اندازی جمع کنم، وسیله نقلیه‌ای برای خودم بخرم و زندگی مستقلی بسازم. آرزوهایم دور از دسترس به نظر نمی‌رسیدند. می‌خواستم بتوانم بدون نگرانی همیشگی از هزینه‌های زندگی، برای آینده‌ام برنامه داشته باشم. برای رسیدن به همین خواسته‌های معمولی کار می‌کردم و امیدوار بودم روزی شرایط بهتری پیدا کنم. دی‌ماه ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری ایران گسترش یافت. مردم در شهرهای مختلف علیه مشکلات اقتصادی، محدودیت آزادی‌ها و سرکوب به خیابان آمدند. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، هم‌زمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، تجمعات گسترده‌ای در جریان خیزشی برگزار شد که با عنوان انقلاب شیر و خورشید نیز شناخته می‌شود. من هم از شرایط زندگی و آینده‌ای که پیش رویم بود ناراضی بودم. پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، برابر با ۸ ژانویه ۲۰۲۶، در جریان اعتراضات منطقه سلسبیل تهران حضور داشتم. آن شب، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی با استفاده از سلاح جنگی به معترضان شلیک کردند. من نیز هدف قرار گرفتم و دیگر به محل زندگی و کارم بازنگشتم. اما آنچه پس از آن بر سر پیکرم آمد، پرسش‌های دردناک دیگری بر جای گذاشت. در روایت‌هایی که درباره آخرین لحظات زندگی‌ام منتشر شده، از قرار گرفتنم در کیسه مخصوص حمل اجساد در حالی سخن گفته‌اند که هنوز زنده و مجروح بودم. از سوراخی روی کیسه حمل پیکرم و زخمی در بدنم، درست در زیر محل آن سوراخ، نیز گفته شده است؛ دو نشانه‌ای که این احتمال هولناک را مطرح کرده‌اند که پس از قرار گرفتن در کیسه، بار دیگر هدف شلیک قرار گرفته باشم. اینکه دقیقاً چه زمانی آن زخم ایجاد شد و آیا هنگام شلیک احتمالی هنوز زنده بودم، روشن نشده است. اما همین پرسش، بخشی از حقیقتی است که درباره مرگ من نیازمند بررسی و پاسخ‌گویی است. پس از آن شب، دیگر خبری از من نبود. زندگی مستقلی داشتم و دوری از خانواده باعث شد ناپدید شدنم دیرتر پیگیری شود. روزها گذشت و من به محل کارم بازنگشتم. همکارانم که به حضورم عادت داشتند، از غیبت طولانی‌ام نگران شدند. جست‌وجو برای پیدا کردنم آغاز شد. سرانجام رد مرا در پزشکی قانونی پیدا کردند. نزدیک به چهل روز از کشته شدنم گذشته بود. پیکرم در سردخانه مانده بود، بی‌آنکه هویتم شناسایی شده و خانواده‌ام از سرنوشتم آگاه شده باشند. چهل روز، نام من در میان پیکرهای جان‌باختگان ناشناس مانده بود؛ در حالی که پیش از آن، هر روز برای ساختن آینده‌ای بهتر کار می‌کردم. سرانجام پیکرم شناسایی شد و به زادگاهم، راین کرمان، بازگشت. در آرامستان راین به خاک سپرده شدم. زندگی‌ام با کار و تنهایی‌های بسیاری گذشته بود و بدرقه‌ام نیز ساده و کم‌جمعیت بود. اما پس از انتشار نام و سرگذشتم، کسانی که هرگز مرا از نزدیک ندیده بودند، از زندگی و سرنوشتم نوشتند. دوستان و همدردانم از این گفتند که نباید نامم در سکوت فراموش شود. مردمی که مرا نمی‌شناختند، از جوانی یاد کردند که سال‌ها کار کرده بود و برای رسیدن به ابتدایی‌ترین خواسته‌های زندگی تلاش داشت. من علی آزادفر هستم.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: ارشان · Written ۱۴۰۵/۰۳/۱۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Part of these events

What we know

Age
23
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Kerman
Place of death
کرمان (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

Do you know this person?

If you knew Ali Azadfar, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (3)
SourceName as writtenPlaceDate
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] Ali Azadfar Kerman 2026-01-08
IranTrial علی آزادفر تهران 1404/10/18
Narrata علی آزادفر — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (11)

11 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V37D66C4
Evidence tier
C Based on family and witness reports

Added 27 settembre 2026 · updated 21 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Ali Azadfar. Messages appear after moderation.

Write a message for Ali Azadfar…

Leave a few words in memory of Ali Azadfar. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.