Arshia Askari
ارشیا عسکری
17 years old · Mashhad, Razavi Khorasan
venerdì 9 gennaio 2026
Arshia Askari, 17 years old from Mashhad. On January 8, she was wounded by two direct bullets and died because she did not reach the hospital in time.
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
- IranTrial: کشتهشده
Their narrative
جاویدنام ارشیا عسکری؛ دومین جوانی که حمید مهدوی بر دوش کشید
زمستان ۱۴۰۴، مشهد نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران، روزهای پرالتهابی را تجربه میکرد. هجدهم دیماه، در حوالی ساختمان صداوسیمای مشهد، صدای فریاد و اضطراب به گوش میرسید. در میان این هیاهو، مردی که بعدها هویتش به عنوان «حمید مهدوی»، آتشنشان مشهدی، شناخته شد، نوجوانی زخمی را بر شانههایش گرفت. نوجوان بیحرکت بود و دستها و پاهایش از دو سوی شانههای حمید آویزان مانده بود. حمید با شتاب میدوید؛ تلاش میکرد او را به جایی امنتر برساند، شاید هنوز امیدی برای نجاتش باقی مانده باشد. اطرافیان نیز همزمان راه را باز کردند و کوشیدند کمک کنند. حمید نوجوان را به مردم سپرد و دوباره برای کمک به دیگر زخمیانی که بر اثر شلیک بر زمین افتاده بودند، به میان جمعیت بازگشت. آن نوجوان، ارشیا عسکری بود؛ متولد ۲۶ فروردین ۱۳۸۷، فرزند حمید و زهره، دانشآموز رشتهٔ کامپیوتر و ورزشکار. بوکس کار میکرد و بوکس به او ایستادن را آموخته بود؛ اینکه عقب ننشیند و از سختیها نترسد. کسانی که او را میشناختند، از پسری میگویند که مهربانی را با قدرت همراه کرده بود؛ نوجوانی خوشقلب، مسئولیتپذیر، شجاع و سرشار از عشق به ایران. او برای آنکه کمکخرج خانواده باشد، در کنار پدرش تراشکاری میکرد و برای دوستانش، رفیقی بود که میشد در روزهای دشوار به او اعتماد کرد. آموخته بود چگونه روی پای خودش بایستد؛ با عزتی که در تمام رفتارش دیده میشد. علاقهمند به موتورهای سنگین بود، اما سلاحی در دست نداشت؛ تنها امیدی در دلش بود برای آیندهای بهتر. در آخرین فیلمی که از خود گرفته، میگوید: «انشاءالله این آخرین باری باشه که خونه نریم، بیرونیم. داریم میریم اعتراضات.» او میخواست سهمی در ساختن فردایی بهتر داشته باشد و سکوت را تنها انتخاب پیش روی خود نمیدید. اما پاسخ اعتراض این نوجوان، گلوله بود. یکی از نیروهای سرکوبگر از میان جمعیت با کلت به سمت او که قامتی بلندتر از دیگران داشت، شلیک مستقیم کرد. گلوله، پیکر جوانش را شکافت و زخمی که بر تنش نشست، فرصت ادامهٔ زندگی را از او گرفت. حدود ساعت یازده شب بود و تلفنها قطع بودند. با ماشینهای مردمی او را به بیمارستان رساندند، اما بهمحض رسیدن به اتاق احیا، سه نفر مأمور وارد شدند، از نزدیک شدن دیگران جلوگیری کردند و همراهان را به مرگ تهدید نمودند. شدت جراحات و خونریزی شدید، مجال بازگشت را از ارشیا گرفت و خانوادهاش را با کوهی از اندوه روبهرو کرد. پس از جانباختن این نوجوان، بارها با خانوادهاش تماس گرفتند تا او را «شهیدِ حکومتی» اعلام کنند، اما خانواده هرگز این بنیاد شهید را نپذیرفتند. ویدئوهای منتشرشده نشان میدهند که مراسم چهلم ارشیا عسکری در بهشترضای مشهد برگزار شده است. در تصاویر، بسیاری از اعضای خانواده، نزدیکان و مردم در کنار مزار او دیده میشوند. دوستدارانش دور مزار ارشیا، لباسها و عکسهای او را میگردانند. تصویر ارشیا در میان گلها، بادکنکها و پارچهها قاب شده است. بعضی با گل آمدهاند و بعضی، خسته و اندوهگین، کبوترهای سفید را در دست گرفتهاند. لحظهای همهٔ نگاهها به سمت آسمان میرود. بعد، همزمان با رها شدن دستها، کبوترها برای چند ثانیه پایین میمانند، بال میزنند و سپس اوج میگیرند. دوربین بیشتر به پرواز آنها خیره میماند تا به جمعیت. قاب از زمین جدا میشود و مسیر پرواز پرندگان را دنبال میکند تا جایی که در دل آسمان، کوچکتر و کوچکتر میشوند. چند کبوتر، دایرهای کوتاه بر فراز گورستان میزنند؛ انگار هنوز چیزی آنها را به زمین بند کرده است. بعد آرامآرام ارتفاع میگیرند و از قاب دور میشوند. تا چند لحظه، هیچکس چشم از آسمان برنمیدارد؛ اما نه برای دنبال کردن کبوترها... از ارشیا دستکشهای بوکس، عکسهای جوانی و خاطراتی مانده که هر بار مرورشان، نبودنش را پررنگتر میکند. او در کنار نوجوانانی قرار دارد که آیندهشان، پیش از آنکه فرصت شکوفایی پیدا کند، با خشونت خاموش شد. یاد این بوکسور هفدهساله، یاد نسلی است که ایستادن را آموخته بود؛ حتی اگر بهای آن، جانش باشد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آوین · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 17
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Mashhad, Razavi Khorasan
- Cause of death
- Gunshot wound
- Born
- lunedì 14 aprile 2008 ↗
Burial details
- Cemetery
- بهشت زهرا مشهد — قطعه ۴۸
- Section
- 48
Do you know this person?
If you knew Arshia Askari, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (5)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Arshia Askari | — | 2026-01-09 |
| Iran International | Arshia Askari | Mashhad | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] | Arshia Askari | Mashhad | 2026-01-08 |
| IranTrial | ارشیا عسکری | مشهد | ۱۹ دی ۱۴۰۴ |
| Narrata | ارشیا عسکری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (2)
2 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V40F913A
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Arshia Askari. Messages appear after moderation.
Write a message for Arshia Askari…
Do you know Arshia Askari? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos