The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Hamid Reza Majidi

حمیدرضا مجیدی

31 years old · Tehran

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

#Hamid_Reza_Majidi#حمیدرضا_مجیدی

Sentenced to death on false charges of killing a security agent. Arrested on January 9, 2026 when agents raided his personal residence. Family is under pressure not to make this public.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام حمیدرضا مجیدی؛ نقشی که در صحنه‌ی زندگی نا تمام ماند

من حمیدرضا مجیدی، ۳۰ساله، در گلپایگان به دنیا آمدم؛ شهری قدیمی با طبیعتی زیبا و مردمانی خون‌گرم و دوست‌داشتنی. دوران کودکی و مدرسه‌ام در آن‌جا گذشت. فارغ‌التحصیل فوق‌دیپلم حسابداری بودم، ولی از وقتی که خودم را شناختم دوست داشتم هنرپیشه بشوم و برای دنبال کردن این آرزو به تهران مهاجرت کردم. حداقل ده سالی بود که در تهران و دور از خانواده زندگی می‌کردم. من با دوستم مجتبی هم‌خانه بودم. خیلی با هم صمیمی بودیم؛ او هم بچه‌ی گلپایگان بود. هر دو برای تأمین هزینه‌های زندگی اکثر اوقات کار می‌کردیم. دل‌خوشی من نواختن گیتار بود. گاهی هم موتورم را برمی‌داشتم و با سرعت در جاده‌ها می‌راندم تا برای مدتی مشکلاتم را فراموش کنم. نقش‌های زیادی در صحنه‌ی زندگی خودم داشتم: فرزند، برادر و دوست. این اواخر دایی هم شده بودم؛ خودم را در نقش دایی از همه بیشتر دوست داشتم. دیدن خواهرزاده‌ام خوشحالم می‌کرد. از زمان نوزادی‌اش رابطه‌ی خوبی با هم داشتیم. گاهی لباسی به تن داشت که روی آن نوشته بود: «فقط صبر کن بزار داییم بیاد.» با دیدن این جمله، قند در دلم آب می‌شد. من برای تأمین هزینه‌های زندگی‌ام شغل آزاد داشتم، گاهی دو شغل مختلف داشتم. هم‌زمان برای رسیدن به هدف اصلی‌ام که بازیگری بود تلاش می‌کردم، ولی کافی نبود. بازیگری شغل رانتی بود مثل اکثر شغل‌های دیگر. بعد از سال‌ها توانستم نقش کوچکی را مقابل دوربین بازی کنم. من در نقش فردی از نیروی انتظامی ظاهر شدم و آن روز نمی‌دانستم که شاید روزی خودم به دست نیروهای امنیتی یا انتظامی جمهوری اسلامی کشته شوم. گذران زندگی هر روز سخت‌تر می‌شد، نه فقط برای من، بلکه برای بیشتر مردم. گرانی، تورم و شرایط بد اجتماعی سفره‌ها را کوچک‌تر و مردم را بیشتر از پیش خسته کرده بود. با آمدن زمستان ۱۴۰۴ صبر مردم هم لبریز شد. خیابان‌های اکثر شهرها شلوغ شده بود، مردم خواهان گذار از جمهوری دیکتاتوری اسلامی بودند و تنها ناجی ایران را صدا می‌زدند. جدیت مردم و گستردگی اعتصابات و اعتراضات، فراخوان شاهزاده رضا پهلوی را به همراه داشت؛ او برای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه مردم را دعوت به حضور مسالمت‌آمیز در خیابان‌ها کرده بود. با آمدن فراخوان شور و شوق زیادی در بین مردم پیدا شده بود و روزنه‌ای از امید به سوی آزادی باز کرده بود. ۱۸ دی ۱۴۰۴، من به همراه مجتبی در خیابان بودم. گلوله‌ای به من اصابت کرد و بی‌هوش شدم. عده‌ای من را به پارکینگی در نارمک انتقال داده و تمام سعی خود را کردند که مرا تا آمدن آمبولانس زنده نگه دارند. خون زیادی از دست داده بودم و بدنم سرد و بی‌حس شده بود؛ دیگر توان زندگی نداشتم و همان‌جا جان باختم. من کارت شناسایی به همراه نداشتم. فکر نمی‌کردم که دیگر به خانه بازنگردم. تیری هم در قلب مجتبی جای گرفته بود و او هم جان باخته بود. پیکر مجتبی دلاوری، سریعاً شناسایی شد، اما از من خبری نبود. خانواده‌ام نمی‌دانستند چه بر سرم آمده است، تا این‌که عکس‌هایی از من در همان پارکینگ منتشر شد. سرانجام پس از روزها جست‌وجو و بی‌خبری، پیکر بی‌جانم را پیدا کردند. آن‌ها مرا به زادگاهم، گلپایگان، بازگرداندند؛ شهری که روزی در آن به دنیا آمده بودم و حالا قرار بود برای همیشه در خاکش آرام بگیرم. چهل روز گذشت؛ چهل روزی که برای خانواده‌ام با ناباوری، پریشانی و دلتنگی گذشت. مراسم چهلم بزرگی برپا شد. مانند یک جشن عروسی بود؛ فرصت جشنی که از من گرفته شد و حسرتش تا ابد در دل خانواده‌ام ماند. من پسری بودم که گیتار می‌زد، موتورسواری می‌کرد، رؤیای بازیگری داشت و تازه لذت دایی شدن را چشیده بود. خواهرزاده‌ام شاید هیچ‌وقت معنای بودن و نبودنم را نفهمد. کودکی که روی لباسش از آمدن دایی خبر می‌داد... دایی‌اش رفت و دیگر برنگشت.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: کتایون · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۷ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Hamid Reza Majidi
Photo: Narrata
Hamid Reza Majidi
Photo: Narrata

Part of these events

What we know

Age
31
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Tehran
Born
mercoledì 29 marzo 1995 ↗
Place of death
نارمک، تهران (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

Burial details

Cemetery
آرامستان قاضی زاهد، گلپایگان

Do you know this person?

If you knew Hamid Reza Majidi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Hamid Reza Majidi — 2026-01-09
Iran International Hamidreza Majidi Tehran 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] Hamidreza Majidi Tehran 2026-01-08
Narrata حمیدرضا مجیدی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (6)

6 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V422FA1E
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Hamid Reza Majidi. Messages appear after moderation.

Write a message for Hamid Reza Majidi…

Leave a few words in memory of Hamid Reza Majidi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.