The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Abbas (Hassan) Akbarpour

عباس اکبرپور

39 years old · Malak-Shahr, Isfahan

venerdì 9 gennaio 2026

BOne trusted list

#Abbas_Akbarpour#عباس_اکبرپور
Add information

Their story

Shot directly to the heart between 8:30-9:00 PM on Friday in Malakshahr, Isfahan. Worked as a trailer tanker driver transporting fuel materials for Isfahan refinery. Also known by the nickname Abbas. Authorities restricted funeral ceremonies, did not allow formal ceremonies or announcements. Intelligence agents from IRGC came to observe the burial and threatened to take the body away if more than 10 people gathered.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: اصابت تیر به قلب

Their narrative

جاویدنام عباس (حسن) اکبرپور؛ مردی که دلش برای مردم می‌تپید

عباس اکبرپور که همه او را «حسن» صدا می‌زدند، مردی ۳۹ ساله از فسا بود؛ مردی شریف، مهربان و زحمت‌کش که قلبش پیش از آن‌که برای خودش بتپد، برای مردم و سرزمینش می‌تپید. شب خونین نوزدهم دی‌ماه در ملک‌شهر اصفهان، گلوله‌ای جنگی قلب او را نشانه گرفت و زندگی مردی را خاموش کرد که تمام عمرش در اندیشهٔ آسایش دیگران بود. حسن آن شب تنها نبود؛ در کنار سه تن از بستگان نزدیکش میان مردم ایستاده بود و خواسته‌ای را فریاد می‌زد که آرزوی مشترک میلیون‌ها ایرانی بود. اما همان‌جا، در آغوش عزیزانش، جانش را در راه آرمانی که به آن باور داشت از دست داد. ظهر همان روز، کنار مادر و خواهرش بر سر سفره نشسته بود. صحبت از وقایع شب گذشته بود (هجدهم دی‌ماه) و از رنج مردمی که هر روز بیشتر زیر بار مشکلات خم می‌شدند. با اندوه گفته بود: «درسته ما روزگارمون می‌گذره، ولی مردم خیلی بدبخت شدن.» این حرف از دل مردی برمی‌آمد که درد دیگران را درد خودش می‌دانست. روز قبل از آن نیز به پسرخاله‌اش گفته بود: «حاضرم منم برم کشته شم، اما همین فردا همه چیز برای مردم درست بشه.» شاید هیچ‌کس آن روز نمی‌دانست این جمله، پیش‌گویی سرنوشت خودش خواهد شد. حسن از آن آدم‌هایی بود که مهربانی را نه در حرف، که در عمل معنا می‌کردند. هر سال هنگام فوت کردن شمع تولدش، نخستین آرزویش سلامتی و خوش‌بختی اطرافیانش بود و بعد، اگر فرصتی می‌ماند، به آرزوهای خودش فکر می‌کرد. حتی روشن ماندن آتشی کوچک آزارش می‌داد؛ نه برای خودش، بلکه به این دلیل که دودش ممکن بود رهگذری را اذیت کند. روزی صدایی از کوچه شنید. بی‌درنگ بیرون رفت و دید خودروی یکی از همسایه‌ها آتش گرفته است. همه ایستاده بودند و نظاره می‌کردند، اما حسن تماشاچی نبود. پیش از آن‌که آتش‌نشان‌ها برسند، به تنهایی وارد عمل شد و آتش را خاموش کرد. او همیشه همین‌گونه بود؛ هر جا خطری، رنجی یا نیازی وجود داشت، خودش را مسئول می‌دانست. حسن رانندهٔ تریلی سوخت‌رسان بود؛ شغلی سخت که در سرما و گرما، شب و روز، بی‌وقفه انجامش می‌داد. زندگی‌اش روی روال بود. برای آینده‌اش برنامه داشت و چیزی کم نداشت. اما او از آن دسته آدم‌هایی نبود که فقط به زندگی خودشان فکر کنند. دغدغه‌اش مردم بود و آرزویش آزادی و سربلندی ایران. آن شب تلخ، پیکر بی‌جانش را دو خواهرش و داماد خانواده در حیاط خانه نگه داشتند. مادر، بی‌خبر از همه‌جا، تا صبح چشم به در دوخته بود و انتظار بازگشت پسرش را می‌کشید؛ غافل از آن‌که تنها یک دیوار، میان او و پیکر فرزند دلبندش فاصله بود. هیچ‌کس نمی‌تواند عمق رنج آن دو خواهر را در آن شب طولانی توصیف کند. صبح بیستم دی‌ماه، حقیقت ناگزیر آشکار شد و مادری که همه امیدش حسن بود، ساعت‌ها نام فرزندش را فریاد زد؛ فریادی که هنوز پس از گذشت ماه‌ها خاموش نشده است. حسن سه خواهر و یک برادر داشت. فرزند سوم خانواده و پسر ارشد خانه بود. چهار سال پیش از آن، پدرش را از دست داده بود و از همان روز تلاش می‌کرد جای خالی او را برای خواهران و برادرش پر کند. تکیه‌گاه خانواده بود؛ حضوری گرم، مطمئن و آرامش‌بخش که نبودنش دردی ابدی بر جان عزیزانش گذاشت؛ دردی که با گذر زمان نه‌تنها التیام نیافت، بلکه سنگین‌تر شد. او مردی پاک، بی‌آزار و دلسوز بود؛ انسانی که حتی تحمل رنج غریبه‌ای را نداشت. با این حال، گلوله‌ای قلب مهربانش را نشانه گرفت و او را از خانواده و مردمی که دوستشان داشت جدا کرد. حسن ایستاده بود، در میان مردم، و خواسته‌ای را فریاد می‌زد که رویای مشترک یک ملت بود. همان‌جا پر کشید و به جمع جاودانگان راه آزادی پیوست. اما صدای او خاموش نشد. امروز نیز خانواده‌اش، دوستانش و همه کسانی که او را می‌شناختند، همچنان ایستاده‌اند؛ تا روز روشنایی، تا روزی که آرزوهای حسن و هزاران چون او به حقیقت بپیوندد. نام حسن اکبرپور، یادآور مردی است که زندگی‌اش را با مهربانی زیست و جانش را با شرافت تقدیم آرمانی کرد که به آن ایمان داشت.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۳/۲۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Part of these events

What we know

Age
39
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Malak-Shahr, Isfahan
Born
sabato 6 settembre 1986 ↗
Place of death
ملک‌شهر، اصفهان (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Abbas (Hassan) Akbarpour is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
عباس اکبرپورAbbas (Hassan) Akbarpour
Also written (English)
Hassan Akbarpour

How the sources wrote the name

  • Abbas Akbarpour
    iranvictims.com
  • Hassan (Abbas) Akbarpour
    iranvictims.com
  • حسن (عباس) اکبرپور
    IranTrial

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Abbas (Hassan) Akbarpour, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Abbas (Hassan) Akbarpour — 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] Abbas Akbarpour · Hassan (Abbas) Akbarpour Malak-Shahr, Isfahan · Isfahan 2026-01-09
IranTrial حسن (عباس) اکبرپور اصفهان 1404/10/19
Narrata عباس اکبرپور — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (8)

8 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V62A7C76
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Abbas (Hassan) Akbarpour. Messages appear after moderation.

Write a message for Abbas (Hassan) Akbarpour…

Leave a few words in memory of Abbas (Hassan) Akbarpour. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.