The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Saead Khorcheh Farahani

سعید خورچه فراهانی

32 years old · Tehran (Afsariyeh area)

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 94)

#Saead_Khorcheh_Farahani#سعید_خورچه_فراهانی
Add information

Their story

No account of how Saead Khorcheh Farahani was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام سعید خورچه فراهانی؛ شهید راه وطن

سعید خورچه فراهانی ۳۲ سال داشت؛ جوانی از آشتیان که زندگی‌اش در تهران گذشته بود. خانه‌اش در مشیریه بود و در افسریه شیشه و قفل خودرو تعمیر می‌کرد. از آن آدم‌هایی بود که زندگی را در اتفاق‌های بزرگ جست‌وجو نمی‌کرد؛ کار می‌کرد، کنار آدم‌ها بود، می‌خندید و هر وقت فرصتی دست می‌داد، سهم خودش را از شادی برمی‌داشت. از روزهای زندگی‌اش فیلم‌های زیادی مانده؛ تصویر جوانی سرزنده که هنوز فرصت‌های زیادی پیش رویش بود. پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، افسریه یکی از نقاط پرالتهاب تهران بود. جمعیت زیادی به خیابان آمده بودند و سعید نیز میان آن‌ها بود؛ در محله‌ای که خودش هر روز برای کار به آن رفت‌وآمد داشت. بالای یکی از ساختمان‌های نزدیک، تک‌تیراندازی مستقر بود و مردم را هدف می‌گرفت. گلوله‌ای از پشت به سر سعید اصابت کرد و او همان‌جا جان باخت. کسانی که بالای سرش رسیدند، او را نمی‌شناختند و نمی‌دانستند خانواده‌اش را چطور پیدا کنند. گوشی سعید را پیدا کردند و با انگشت خودش قفل تلفن را باز کردند تا میان شماره‌هایش کسی را پیدا کنند. حدود ساعت ده شب، اولین تماس با خانواده گرفته شد. آن سوی خط کسی بود که خبر داد: «بیایید، سعید تیر خورده.» آن شب سعید تنها جوانی نبود که پیکرش در خیابان مانده بود. چند نفر دیگر هم کشته شده بودند و در میان آن آشوب، آدم‌هایی که تا چند ساعت پیش حتی نام یک‌دیگر را نمی‌دانستند، به کمک هم آمدند. یکی در خانه‌اش را باز کرد، دیگری پیکری را از خیابان برداشت، یکی دنبال تلفن و نشانی خانواده‌ای گشت. پیکر سعید و چند جان‌باخته دیگر را به پارکینگ خانه‌ای در همان نزدیکی بردند تا روی زمین خیابان نمانند و خانواده‌هایشان بتوانند پیدایشان کنند. آن شب غریبه‌ها برای هم غریبه نماندند؛ هرکس هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام داد تا پیکر فرزند یک خانواده، برادر یک خواهر یا عزیز یک خانه، بی‌نام و تنها روی آسفالت نماند. سعید ۱۸ دی کشته شد، اما پیکرش را سه روز بعد، در ۲۱ دی، به خانواده تحویل دادند. برای خاک‌سپاری هم شرط گذاشته بودند: مراسم باید در سکوت و بدون جمعیت برگزار می‌شد و تا ساعت شش صبح همه‌چیز تمام می‌شد. خانواده فرصت یک بدرقه معمولی هم نداشتند. سعید را در ساعاتی به خاک سپردند که شهر هنوز بیدار نشده بود. چهل روز بعد اما مزار سعید دیگر خلوت نبود. مردم آمده بودند و قبرش زیر انبوه گل‌ها پوشیده شده بود. موسیقی پخش شد، دست‌ها به علامت پیروزی بالا رفت و جمعیت یک‌صدا خواند: «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده.» آن روز برای سعید رقصیدند؛ برای همان جوانی که خودش بارها رقصیده بود و حالا فیلم‌هایش، خنده‌ها و لحظه‌های شادی‌اش را برای عزیزانش به جا گذاشته بود. میان آن همه گل، لباس دامادی سعید را هم آوردند. عکس خندانش بالای مزار بود و خواهرش بالای سر برادر قند سایید. قندها فرو می‌ریختند، لباس دامادی کنار مزار بود و سعید از میان قاب عکس می‌خندید. سهم او از آن مراسم، به جای ایستادن کنار عروس، عکسی بود میان گل‌ها؛ و سهم خواهر، به جای قند ساییدن در جشن برادر، انجام همان رسم بالای خاک او. بعدتر مردم به همان نقطه‌ای در افسریه برگشتند که سعید در آن هدف گلوله قرار گرفته بود. عکس‌هایش را همان‌جا چیدند، شمع روشن کردند و زمین را با گل و گلبرگ پوشاندند. جایی که در ۱۸ دی پیکرش بر زمین افتاده بود، این‌بار زیر گل رفت؛ و میان گل‌ها، چند تصویر از همان جوان ۳۲ ساله‌ای بود که تا پیش از آن شب، افسریه برایش محل کار و بخشی از زندگی روزمره‌اش بود. اما سعید یک روز پیش از کشته‌شدن، حرفی با مادرش زده بود. گفت‌وگویی میان یک مادر و پسر که آن لحظه شاید تنها چند جمله بود، اما یک روز بعد معنایی پیدا کرد که هیچ‌کدام نمی‌توانستند از آن فرار کنند. سعید به مادرش گفته بود: «اگر من برنگشتم، از من به عنوان شهید راه وطن یاد کنید.» او ۱۸ دی از خانه رفت و دیگر فرصت نکرد خواسته دیگری برای بعد از خودش بگذارد. همان چند کلمه ماند؛ وصیت نانوشته جوانی که خودش گفته بود اگر روزی برنگشت، دوست دارد چگونه از او یاد شود. پس امروز، به حرمت خواسته خودش، او را همان‌گونه صدا می‌کنیم: شهید راه وطن، فرزند ایران و جان‌فدای میهن؛ جاویدنام سعید خورچه فراهانی، ۱۸ دی‌ماه، افسریه تهرانِ عزیز.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
32
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Tehran (Afsariyeh area)
Father’s name
محمد (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Saead Khorcheh Farahani is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
سعید خورچه فراهانیSaead Khorcheh Farahani

How the sources wrote the name

  • Saeed Khoorcheh Farahani
    Iran International, iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Saead Khorcheh Farahani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Saead Khorcheh Farahani — 2026-01-08
Iran International Saeed Khoorcheh Farahani Tehran (Afsariyeh area) 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] Saeed Khoorcheh Farahani Tehran (Afsariyeh area) 2026-01-08
IranTrial سعید خورچه فراهانی تهران 1404/10/18
Narrata سعید خورچه فراهانی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V7B70A75
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 13 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Saead Khorcheh Farahani. Messages appear after moderation.

Write a message for Saead Khorcheh Farahani…

Leave a few words in memory of Saead Khorcheh Farahani. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.