Photo: Iran International
Pouriya Kheyri
پوریا خیری
29 years old · Shahrak Andisheh, Tehran
venerdì 9 gennaio 2026
Their story
Shot from behind with a war bullet in the lumbar area while in Andisheh Township, Tehran. He was a 30-year-old single CNC machine operator. After being shot, he was transferred to hospital but his body was then moved to Kahrizak. His family had to search extensively and endure pressure and follow-ups for about a week before they were able to retrieve his body. He was born on 29 Dey and was only a few days away from his 30th birthday.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام پوریا خیری؛ پروازی در آغوش مادر
صدای شلیکها در شهرک اندیشه قطع نمیشود. پدر و مادر پوریا در پارکینگ خانهاند؛ منتظر پسرشان و نگران از خیابانی که هر لحظه صدای گلولهای تازه از آن بلند میشود. پوریا هنوز برنگشته، اما باید نزدیک خانه باشد. چشمها به در است و دلها بیرون، دنبال پسری که هر لحظه ممکن است از راه برسد. ناگهان جوانی درست مقابل خانه بر زمین میافتد. تیر خورده است. صورتش پشت ماسک پیدا نیست. پدر و مادر بیدرنگ در را باز میکنند و به کمکش میروند. جوان زخمی را از زمین بلند میکنند و به پارکینگ میآورند؛ هنوز نمیدانند چه کسی را در دست گرفتهاند. مادر بالای سرش میرسد. دست به صورت جوان میبرد و ماسک را کنار میزند. پوریاست. انتظار همانجا تمام میشود؛ پسرشان به خانه رسیده، اما با گلولهای در کمر. گلوله از پشت به او خورده، از ستون فقراتش گذشته و نخاعش را قطع کرده است. پدر و مادر دورش را میگیرند، دستهایشان تن زخمی پسر را در آغوش میکشد. پوریا حدود یک ساعت در همان آغوش نفس میکشد و سرانجام، پروازش را از میان دستهای پدر و مادر آغاز میکند. ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ است. پوریا خیری ۲۹ ساله است؛ حسابداری خوانده و لیسانس گرفته، اما روزهای کاریاش در یک کارگاه صنعتی و پای دستگاه CNC میگذرد. شاد است، باهوش است، مهربان است و موسیقی هم بخشی از دنیایش؛ رپ میخواند. آن شب پیکر پوریا را به بیمارستان میرسانند. میگویند فردا برای تحویلش بیایید، اما فردا خبری از تحویل نیست؛ نشانی بعدی که به خانواده میدهند کهریزک است. روزها میگذرد تا خانواده بتواند پسرش را پس بگیرد. در همان روزها از آنها میخواهند پوریا را «شهید» معرفی کنند. خانواده نمیپذیرد. روی گواهی فوت هم گلوله ناپدید میشود و جایش را چند کلمه میگیرد: «برخورد اجسام سخت یا تیز»؛ چند کلمه روی یک برگ کاغذ، مقابل پدر و مادری که خودشان پیکر زخمی پسرشان را از جلوی خانه برداشته و رد گلوله را بر تن او دیدهاند. سرانجام پیکر پوریا را در تاریخ ۲۵ دیماه به خانواده میدهند. روز خاکسپاری، صدای ساز میان سوگ میپیچد؛ دف میزنند، نی و تار مینوازند و مردم پیکر جوانی را بدرقه میکنند که تنها چهار روز با زادروزش فاصله داشت. و بعد ۲۹ دیماه از راه میرسد؛ زادروز پوریا. تنها ده روز از ۱۹ دی گذشته و حالا گلها روی خاکی نشستهاند که نام پوریا را با خود دارد. کنار پوریا، جاویدنام کمیل جمشیدی آرمیده است. همسایگی دو پسر، مادرانشان را هم شانهبهشانهی یکدیگر نشانده. هرکدام تصویر فرزندش را در آغوش دارد؛ تصویر پسرانی که همین چند روز پیش با دستهای خودشان به خاک سپردهاند. اما دستِ دیگرِ مادرها، پایین نمیماند؛ بالا میرود و دو انگشت، میان آن همه غم، نشان پیروزی میسازد. پوریا و کمیل زیر انبوه گلها کنار هم آرمیدهاند؛ اما مادرها نمیگذارند خاک، پایان آن راه باشد. نشان پیروزی را بالا میبرند تا آنچه پسرانشان برایش ایستادند، زیر آوار این سوگ دفن نشود. چهلمش که از راه میرسد این بار جمعیت زیادی برای ادای احترام میآیند. مادران دیگر جاویدنامان هم میان مردماند و دو مزار کنار هم زیر گل پوشیده شدهاند. مادر پوریا روی زانوهایش، بر خاک پسرش خم شده است. کنارش، مادر جاویدنام کمیل جمشیدی نشسته؛ او هم کنار خاک پسر خودش. دستش را از گلبرگ پر میکند، به سوی مادر پوریا دراز میکند و آرام روی قامت خمیدهی او میریزد. گلبرگها روی کمر خمیدهی او مینشینند؛ مادری، مادر دیگری را بر خاک پسرش گلباران میکند؛ انگار در آن لحظه، جز او کسی نمیداند برای چنین دردی چه باید کرد. مادر پوریا اما چیزی با خودش آورده که برای مزار نیست. کتوشلوار دامادی پسرش. آن را میان جمعیت میآورد و صدایش بلند میشود: «کتشلوار بچهمه، نشون همه بدید.» کتوشلوار روی دستها بالا میرود. طبل و تنبک به صدا درمیآید، هلهله و کلکشیدن بلند میشود. میان مراسم، مادر نام دیگری برای چهلم پسرش انتخاب میکند؛ نامی که کتوشلوار پوریا را هم برای آن آورده است: «عروسی بچهمه، دست بزنید.» و مردم دست میزنند. هلهله میکشند، کل میکشند، ساز میزنند. کتوشلوار دامادی پوریا بالای دستهاست و مادر نگاهش میکند؛ عروسی پسرش را همانجا، میان مردمی برپا کرده که با صدای او دست میزنند و همزمان اشک میریزند. بعد مادر کمر راست میکند. با ابهت میان جمعیت میایستد. قاب عکس پوریا را نزدیک صورتش میگیرد؛ صورت مادر کنار صورت پسر. لحظهای همانطور میماند و بعد دستهایش را بالا میبرد. تصویر پوریا بالای سر مادر میرود، رو به تمام آدمهایی که دور مزار ایستادهاند. میخواهد همه پسرش را ببینند، همه پوریا را بشناسند؛ همانطور که بود، همانطور که زیست. صدای مادر بلند میشود: «بچهم آزادیخواه بود، باغیرت بود. بچهم مهربون بود، مظلوم بود.» چهل روز پیش، همین دستها تن تیرخوردهی پوریا را در آغوش گرفته بودند و مادر آخرین نفسهای پسرش را در آغوش خودش شمرده بود. حالا همان دستها تصویر او را بالای سر گرفتهاند، رو به یک ملت. مادری که پسرش در آغوشش پر کشید، امروز او را با صدای خودش به مردم میشناساند و پارهی تنش را همانگونه که زیست، به تاریخ میسپارد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۶/۰۸ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Age
- 29
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Shahrak Andisheh, Tehran
- Cause of death
- Gunshot wound
- Born
- venerdì 19 gennaio 1996 ↗
Burial details
- Cemetery
- بهشت رضوان ۲
- Section
- 21
Names and spellings
- Name on this record
- پوریا خیریPouriya Kheyri
How the sources wrote the name
- Pourya KeheyriIran Human Rights (IHRNGO)
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Pouriya Kheyri, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Pourya Keheyri | — | 2026-01-09 |
| Iran International | Pouriya Kheyri | Shahrak Andisheh | 2026-01-09 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] | Pouriya Kheyri | Shahrak Andisheh | 2026-01-09 |
| Narrata | پوریا خیری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (6)
6 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V7F94EFB
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Pouriya Kheyri. Messages appear after moderation.
Write a message for Pouriya Kheyri…
Do you know Pouriya Kheyri? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos