The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Hossein Bakhshi

Photo: javidnaman.iranintl.com — https://javidnaman.iranintl.com/memorial/tCKl8UDDdoQQUGMvcUGw8j

Hossein Bakhshi

حسین بخشی

26 years old · Qarchak, Tehran

venerdì 9 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 2753)

#Hossein_Bakhshi#حسین_بخشی
Add information

Their story

No account of how Hossein Bakhshi was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام حسین بخشی؛ خانه‌ای که پیش از روشن شدن، خاموش ماند

صبح‌های زیبا شهر قرچک هنوز از دل سیاهی شب به روشنایی نرسیده‌اند که حسین روزش را آغاز می‌کند. جوانی رعنا و بیست‌وشش‌ساله، با لبخندی آرام و حضوری که به خانه و خانواده گرما می‌بخشد. مهربانی در رفتارش پیداست و خستگی، با همه‌ی سنگینی‌اش، نمی‌تواند لبخند را از چهره‌اش بگیرد. او در میان همین روزهای ساده، آرام و بی‌هیاهو، آینده‌ای برای خود می‌سازد؛ آینده‌ای که در آن کار، خانواده، نامزدی و خانه‌ای تازه جای دارند. اما پیش از آن‌که کلید خانه‌ی آینده را در دست بگیرد، شب به سراغش می‌آید. شامگاه نوزدهم دی‌ماه، میدان کلانتری قرچک زیر ازدحام مردم و تیرگی شب نفس می‌کشد. ساختمان سنتنیال بر فراز میدان ایستاده است؛ توده‌ای خاموش و بلند که از آن بالا، بر خیابان‌ها سایه می‌افکند. در طبقات بالایی ساختمان، نیروهای مسلح مستقرند و از پشت پنجره‌های تاریک، میدان را زیر نظر دارند. با هر حرکت جمعیت، دهانه‌ی سلاح‌ها به سوی مردم می‌چرخد و صدای شلیک، سکوت سنگین شب را می‌شکافد. آن شب، مردم بی‌آنکه بدانند پناه کدام سوست، به کوچه‌ها و گوشه‌های میدان می‌گریزند. عده‌ای خود را به دیوارها می‌چسبانند، بعضی پشت خودروها پناه می‌گیرند و گروهی، دست زخمی‌ها را می‌گیرند و آنان را از خیابان دور می‌کنند. حسین همان‌جا، در دل میدان، حضور دارد. ناگهان گلوله‌ای از فراز سنتنیال فرود می‌آید و به سرش می‌خورد. در یک آن، رشته‌ی زندگی‌اش از هم می‌گسلد؛ رشته‌ای که تا همان شب، از میان خانواده، نامزدی، خرید وسایل خانه و رویای ساختن فردا می‌گذرد. آینده‌ای که آرام‌آرام برای خود بنا می‌کند، در خیابان‌های قرچک ناتمام می‌ماند. صبح، شهر هنوز سر جای خود ایستاده است. میدان همان میدان است و ساختمان سنتنیال همچنان بر فراز آن سایه انداخته؛ اما برای خانواده‌ی حسین، شهر دیگر به پیش از آن شب بازنمی‌گردد. از آن پس، هر خیابان می‌تواند خاطره‌ای از او را در خود نگه دارد: جوانی بلندبالا با لبخندی گرم، حضوری مهربان و دلی که برای ساختن خانه‌ای تازه می‌تپید. حسین تنها پسر مجرد خانواده است؛ یکی از سه برادر، فرزند خانه‌ای که به حضورش خو گرفته و نامزدی که قرار بوده زندگی‌اش را با او آغاز کند. وسایلی که برای خانه تهیه کرده، پس از رفتنش بر جای می‌مانند؛ خاموش و دست‌نخورده، شبیه نشانه‌های خانه‌ای که هرگز فرصت نمی‌کند صاحبش را در آغوش بگیرد. قرار بوده روزهای آینده‌اش را خودش بسازد؛ با کار، خستگی‌های روزانه و شادی‌های کوچک. قرار بوده جشن عروسی‌اش از راه برسد و خانه‌ی نیمه‌کاره با حضور او جان بگیرد. اما آن شب، پیش از آن‌که چراغی در آن خانه روشن شود، چراغ زندگی حسین خاموش می‌شود. نام حسین بخشی در قرچک با شبی گره خورده است که از آسمانش، به‌جای باران، گلوله فرود آمد. گلوله، جوانی را از میانه‌ی زندگی برداشت؛ از آغوش خانواده، از خانه‌ای که چشم‌به‌راهش بود، از جشن عروسی و از فرداهایی که هنوز نرسیده بودند. از آن شب، خانه شکل دیگری به خود می‌گیرد. جای خالی حسین در اتاق‌ها می‌ماند، سرِ سفره می‌نشیند و در سکوت هر غروب، خود را یادآوری می‌کند. چراغ خانه‌ای که قرار بود با حضور او روشن شود، پیش از آنکه نوری بر دیوارهایش بیندازد، خاموش می‌ماند. وسایل خانه هنوز همان‌جا هستند؛ نو، دست‌نخورده و بی‌صدا. و نام حسین، هر بار که بر زبان می‌آید، اندوهی آرام را در دل خانه بیدار می‌کند. پیکر حسین را در لفافه‌ای از سکوت به خانواده می‌سپارند؛ سکوتی که نه مرهم اندوه، که قفلی بر دهان داغ‌دیدگان است. خانواده ناگزیر اشک‌هایشان را پشت درهای بسته نگه می‌دارند تا سوگ‌شان را به گوش کسی نرسانند. جوانی را که هنوز باید لباس دامادی بر تن کند، زیر سایه‌ی سنگین ماموران به خاک می‌سپارند؛ بی‌آنکه مجال یابند گریه راه خودش را تا آسمان پیدا کند. آن روز، گورستان شبیه خانه‌ای است که چراغ‌هایش را از بیم باد خاموش کرده باشند. خاک، آرام و سرد، پیکر جوانی را در آغوش می‌گیرد که خانه‌ای در انتظارش است، دستی در انتظار حلقه‌ای و مادری که هنوز شاید چشم‌به‌راه صدای باز شدن در است. انگار می‌خواهند با مشتی خاک، هم پیکر او را پنهان کنند و هم نامش را. اما خاک، حافظه دارد. هیچ سنگی تا ابد زبان‌بسته نمی‌ماند. بعدها، تصویری از مزار حسین از دیوارهای خاموش گورستان می‌گذرد و دست‌به‌دست در شهر می‌چرخد. نام او، در کنار نام جوانان دیگری از قرچک و زیباشهر، دوباره بر زبان‌ها می‌افتد. مزارش دیگر فقط تکه‌ای زمین نیست؛ نشانی است برای زنده نگه‌ داشتن نام جوانی که پیش از رسیدن به خانه‌ی بخت، به خانه‌ی خاک رفت خاکی که او را برای همیشه زنده نگه می‌دارد. تهران حسین بخشی زیباشهر (قرچک)

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: روشنا · Written ۱۴۰۵/۰۶/۲۶ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Hossein Bakhshi
Photo: Narrata

Part of these events

What we know

Age
26
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Qarchak, Tehran
Father’s name
غلامرضا (in Persian) ↗
Place of death
زیباشهر (قرچک)، تهران (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Hossein Bakhshi is buried. Help locate this grave

Do you know this person?

If you knew Hossein Bakhshi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (3)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Hossein Bakhshi — 2026-01-09
iranvictims.com Hossein Bakhshi Qarchak 2026-01-09
Narrata حسین بخشی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (1)

1 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V91BFA84
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Hossein Bakhshi. Messages appear after moderation.

Write a message for Hossein Bakhshi…

Leave a few words in memory of Hossein Bakhshi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.