Their story
Poet and writer shot with a war bullet by regime suppressors. Described as a cultured, moral person and noble child of the homeland. He was not only a father but also a cultural and human voice that was silenced by bullets, leaving his only daughter in eternal mourning. His killing represents the regime's fear of thought, words, and awareness.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام سعید خمودی قاضیانی؛ مهندسی که شعر میسرود
سعید خمودی قاضیانی، اصالتاً اهل گیلان بود؛ مهندسی که شعر میسرود، تاریخ، ادبیات و حقوق میخواند، صدایی خوش داشت و هرجا سخن میگفت، جمع را با خود همراه میکرد. نزدیکانش میگویند توصیف او آسان نیست. اگر تنها بگویند خوشسخن بود، حق مطلب ادا نشده است. اگر بگویند طناز بود، شاید تصویری نادرست در ذهن شکل بگیرد. طنز او از جنس تمسخر و نمایش نبود؛ آمیختهای بود از ادب، هوشمندی و مهربانی؛ همان ویژگی نادری که باعث میشد در جمعهای خانوادگی و محافل رسمی، همه مشتاق شنیدن حرفهایش باشند. کتاب، بخش جداییناپذیر زندگی او بود. ساعتهای بسیاری را صرف مطالعه تاریخ، ادبیات و حقوق میکرد و بسیاری از شعرهایش رنگ و بوی مسائل اجتماعی و سیاسی داشت. نسبت به رنج مردم بیتفاوت نبود. هرجا نشانی از بیعدالتی میدید، آرام و قرارش را از دست میداد. قلبش برای مردم میتپید و آرزو داشت شادی و آرامش سهم همه باشد. در کنار تنها دخترش، سرپرستی و حمایت دو کودک بیسرپرست را نیز بر عهده گرفته بود؛ کاری که کمتر دربارهاش سخن میگفت، اما بخشی از زندگی روزمرهاش بود. در خانواده، سعید ستون حلقهای بود که همه اعضای خانواده را به هم پیوند میداد. نزدیکانش میگویند: «ما مثل یک حلقه بودیم و سعید نگین آن حلقه بود. بعد از او فقط هستیم؛ اما دیگر نه آن شکل را داریم، نه معنا را.» هر اتفاقی که در خانواده رخ میداد، خاطرهای یا جملهای از سعید میان گفتوگوها زنده میشد؛ حضوری که حتی پس از رفتنش نیز از خانه بیرون نرفت. رابطه او با پدرش، پیوندی عمیق و کمنظیر بود. پدر، نگران روحیه عدالتخواه و صریح او بود و بارها به او هشدار داده بود که این راه میتواند برایش خطرناک باشد. اما سعید نیز عاشق پدر بود. پس از درگذشت پدر، بیتابیاش را خانواده هرگز فراموش نکردند. شاید به همین دلیل بود که وقتی خود سعید جان باخت، خانواده با همه توان تلاش کردند او را در کنار مزار پدر به خاک بسپارند. این خواسته ساده نیز آسان به دست نیامد. روزها میان ادارهها، تلفنها و نامهها سرگردان شدند، با دهها نفر صحبت کردند و سرانجام پس از رنج بسیار توانستند او را کنار پدری که دوستش داشت قرار دهند تا آرام بگیرد. شب نوزدهم دی ۱۴۰۴، درست در کوچهای که سالها در آن زندگی کرده بود، گلولهای جنگی از پشت به او اصابت کرد و زندگیاش را پایان داد. دو روز بعد، پیکرش به خانواده تحویل داده شد. اما پیش از آن، خانواده راهی کهریزک شدند؛ جایی که به گفته آنان، انبوهی از پیکرها روی هم قرار داشت. بعدها روایت کردند که برای یافتن سعید، ناچار بودند پیکرهای دیگر را کنار بزنند و آن صحنه چیزی جز تصویر قیامت نبود. هیچ خانوادهای نباید برای یافتن عزیزش چنین رنجی را تجربه کند. خاکسپاری نیز در سکوتی تلخ برگزار شد. ساعت هشت صبح، در سرمای سوزان دیماه، تنها اعضای خانواده اجازه حضور داشتند و مأمورانی که لحظهبهلحظه آنان را زیر نظر داشتند، این اندوه را سنگینتر میکردند. نه تشییعی درخور برگزار شد و نه مراسمی که بتواند مرهمی بر دل بازماندگان باشد. حتی مراسم ختم نیز با محدودیت و دخالت روبهرو شد. در همان روزها، خانوادهها هر شب با هراس میخوابیدند و صبح زود خود را به مزار عزیزانشان میرساندند؛ از ترس آنکه مبادا حتی حرمت آرامگاهشان نیز شکسته شود. پس از جانباختن سعید، خانواده نهتنها با اندوه فقدان، بلکه با زخم قضاوتها و تبعیضها نیز روبهرو شدند. از آنان مدرک و سند خواسته میشد؛ گویی در آن روزهای آشفته، خانوادهای که تنها دغدغهاش بازگرداندن پیکر عزیزش بود، فرصت گردآوری اسناد داشت. خانواده حاضر شدند هرچه میخواهند بپردازند، فقط سعید را به خانه برگردانند. با همه این تلخیها، آنچه از سعید در ذهن نزدیکانش مانده، بیش از هر چیز مهربانی اوست. کودکان خانواده او را همبازی خود میدانستند. سالمندان، همصحبت او بودند و جوانان، رفیقش. با کودک، کودک میشد؛ با پیر، پیر؛ و با جوان، جوان. دخترش در مراسم چهلم بسیار گریست؛ اما تنها دختر او نبود که دلتنگش بود. فرزندان دیگر خانواده نیز بخشی از کودکیشان را با داییای گذرانده بودند که برای هر کدام خاطرهای شیرین ساخته بود. پدری که عشقش به دخترش پایان نداشت، برادری که ستون خانواده بود و انسانی که قلبش برای مردم میتپید. جای خالی او هنوز در خانهای که هر روز به آن سر میزد، در پیامهای محبتآمیزی که برای تولد کودکان خانواده میفرستاد، در کتابهایی که ناتمام ماندند و در خاطرات کسانی که دوستش داشتند، حضوری زنده دارد؛ حضوری که با گذشت زمان کمرنگ نشده، بلکه هر روز بیشتر خود را نشان میدهد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آوین · Written ۱۴۰۵/۰۴/۲۷ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 48
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Qarchak, Tehran
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
We do not know yet where Saeed Ghaziani is buried. Help locate this grave
Names and spellings
- Name on this record
- سعید قاضیانیSaeed Ghaziani
How the sources wrote the name
- Saeed Ghazianaiiranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Saeed Ghaziani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Saeed Ghaziani | — | 2026-01-09 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] | Saeed Ghazianai | Qarchak | 2026-01-09 |
| Narrata | سعید قاضیانی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (4)
4 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VE574FE3
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Saeed Ghaziani. Messages appear after moderation.
Write a message for Saeed Ghaziani…
Do you know Saeed Ghaziani? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos