The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Meysam Kazemi

میثم کاظمی

39 years old · Tehran

venerdì 9 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 1914)

#Meysam_Kazemi#میثم_کاظمی

Firefighter.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام میثم کاظمی؛ آتش‌نشانِ بی نشان

میثم کاظمی از مردانی بود که دیگران در سخت‌ترین لحظات زندگی چشم‌انتظار رسیدنشان می‌ماندند. وقتی شعله‌ها زبانه می‌کشیدند و دود راه نفس را می‌بست، او به جایی قدم می‌گذاشت که دیگران برای نجات جانشان از آن می‌گریختند. پانزده سال از زندگی‌اش در آتش‌نشانی گذشت؛ سال‌هایی که در آن، نجات یک انسان می‌توانست ارزش به خطر انداختن جان خود را داشته باشد. میثم ورزشکار بود، روحیه‌ای جوانمرد داشت و مهربانی‌اش به حرف محدود نمی‌شد. از سال ۱۳۹۰ به آتش‌نشانی پیوسته بود و حتی پس از انتقال به بخش اداری، پیوندش با کار امداد و نجات از میان نرفت. در روزهای جنگ دوازده‌روزه نیز داوطلبانه به عملیات بازگشت. گویی در وجودش چیزی بود که نمی‌گذاشت هنگام خطر، آسودگی خود را بر جان دیگران ترجیح دهد. دی‌ماه ۱۴۰۴، ایران بوی دگرگونی می‌داد. پس از سال‌ها رنج و ایستادگی، امید به آزادی بار دیگر در خیابان‌ها جان گرفته بود. هم‌زمان با فراخوان شاهزاده‌ی رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، مردم در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی برای خاموش کردن این خیزش، با سلاح گرم، باتوم، قمه و چاقو به جان مردم افتادند. خیابان‌ها از صدای شلیک و فریاد مجروحانی پر شد که میان ازدحام و هراس، در انتظار رسیدن کمک بودند. در آن روزها، فرمان‌هایی برای جلوگیری از امدادرسانی صادر شده بود. آتش‌نشانانی که سال‌ها برای حفظ جان مردم آموزش دیده بودند، حالا با دستورهایی روبه‌رو بودند که آنان را از انجام ابتدایی‌ترین وظیفه‌ی انسانی‌شان بازمی‌داشت. گویی قرار بود حتی دست یاری نیز از مردمی که زیر ضربات سرکوب‌گران بر زمین افتاده بودند، دریغ شود. اما وجدان را نمی‌توان با فرمان خاموش کرد. میثم کاظمی آن شب لباس آتش‌نشانی را از تن درآورد و جامه‌ی شرافت و شجاعت پوشید. دیگر مسئله انجام وظیفه‌ای اداری نبود؛ در خیابان‌ها، انسان‌هایی زخمی بر زمین افتاده بودند، خانواده‌هایی در جست‌وجوی عزیزانشان بودند و کسانی برای نجات مجروحان، جان خود را به خطر می‌انداختند. میثم می‌دانست چه خطری در انتظار کسانی است که به یاری آنان می‌شتابند. با این همه، راهی را برگزید که سال‌ها پیش، با نخستین قدم‌هایش در حرفه‌ی آتش‌نشانی، معنای آن را آموخته بود. او کنار مردم ایستاد. در آن شب، شجاعت تنها در برابر شعله‌های آتش معنا نمی‌شد. شجاعت در دست‌هایی بود که برای بلند کردن مجروحی دراز می‌شد، در قدم‌هایی که با وجود صدای شلیک عقب نمی‌نشست و در انسان‌هایی که حاضر نبودند نجات جان دیگری را به اجازه‌ی صاحبان اسلحه وابسته کنند. میثم یکی از آنان بود. در پرند، نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی به مردی که برای یاری هم‌وطنانش آمده بود، امان ندادند. با باتوم به سرش ضربه زدند و سپس گلوله‌ای به گردنش شلیک کردند. مردی که سال‌ها با مرگ جنگیده و جان انسان‌ها را از میان شعله‌ها بیرون کشیده بود، این‌بار خود هدف کسانی قرار گرفت که سلاحشان را به سوی مردم گرفته بودند. بر سنگ مزار میثم، ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ به‌عنوان روز درگذشتش حک شده است؛ او را تنها بیست‌ویک روز پس از سی‌ونهمین سالروز تولدش، از زندگی گرفتند. پس از کشته‌شدن میثم، خانواده‌اش مقابل دوربین رسانه‌های حکومتی قرار گرفتند و نام او با عنوان شهید معرفی شد. اما هیچ تصویری که پس از مرگ از او ساخته شود، نمی‌تواند آنچه را در آخرین روز زندگی‌اش برگزید، از میان ببرد. میثم را نمی‌توان با عنوان‌هایی که دیگران بر نامش گذاشتند، شناخت؛ او پیش از آنکه کسی بخواهد داستان زندگی‌اش را به نام خود بنویسد، با آخرین انتخابش نشان داده بود که در کدام سوی این روزهای خونین ایستاده است. او در این انتخاب تنها نبود. در روزهای خونین دی‌ماه، نام آتش‌نشانان دیگری نیز در کنار نام میثم کاظمی ماند: حمید مهدوی، محمد گلی، محمد بیات، یوحنا میریادیاب، ناصر شیرازی کرامی، جواد طالبی، میلاد عطایی و حسین رادی؛ مردانی که نامشان یادآور مسئولیتی است که از مرز لباس و نشان فراتر می‌رود. آنان در روزهایی که مرگ در خیابان‌ها می‌دوید، برای حفظ جان دیگران ایستادند و خود از زندگی بازماندند. اکنون بر مزار میثم، تصویرش با لباس آتش‌نشانی دیده می‌شود؛ تصویری که یادآور پانزده سال شهامت، فداکاری و دستانی است که برای نجات جان انسان‌ها به سوی خطر دراز شده بودند. لباسی که روزگاری بر قامت او بود، امروز بر سنگ مزارش نقش بسته است؛ یادگار مردی که سال‌ها برای بازگرداندن عزیزان دیگران به آغوش خانواده‌هایشان کوشید، اما خود از آغوش عزیزانش ربوده شد. آتش‌نشانان دی‌ماه آن شب مأمور خاموش‌کردن حریق نبودند. آزمونی بزرگ‌تر پیش رویشان قرار داشت؛ آزمونی که نه به مهارتشان در مهار شعله‌ها، که به بزرگی قلب و استواری وجدانشان وابسته بود. آنان هرچه از نجات آموخته بودند، بی‌نیاز از لباس و نشان، به میان خیابان‌ها بردند و نثار هم‌وطنانشان کردند. میثم کاظمی و همراهانش در آن لحظه سرنوشت‌ساز، به وجدان خود وفادار ماندند و نامشان بر دیوار ایستگاه‌های آتش‌نشانی و در حافظه‌ی یک ملت ثبت شد. آتش روزی خاموش می‌شود، اما نام او هرگز.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۸ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
39
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Tehran
Father’s name
عباس (in Persian) ↗
Born
giovedì 18 dicembre 1986 ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

Burial details

Cemetery
بهشت زهرا تهران
Section
71
Row
236
Number
52

Do you know this person?

If you knew Meysam Kazemi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Meysam Kazemi — 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] Meysam Kazemi Tehran 2026-01-09
نشانی سرو میثم کاظمی — —
Narrata میثم کاظمی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VA9AA9A8
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Meysam Kazemi. Messages appear after moderation.

Write a message for Meysam Kazemi…

Leave a few words in memory of Meysam Kazemi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.