The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Matin Montazerolzohour

متین منتظرالظهور

32 years old

DNeeds verification

This record needs verification — it is not fake or doubtful, it just needs another source. Can you help?

Named on the government’s official list (row 1508)

#Matin_Montazerolzohour#متین_منتظرالظهور
Add information

Their story

No account of how Matin Montazerolzohour was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.

This name also appears on the Iranian government's own list.

Their narrative

جاویدنام متین منتظرالظهور

«داداش، بودی هم نمی‌تونستی کاری بکنی... این‌قدر فشار امنیتی شدیده که خفقان رو توی خیابون، وقتی راه میری، با تمام وجود حس می‌کنی. من خودم اومدم شاهرود. این‌جا از گرگان این چند شب شلوغ‌تر بوده. حالا ببینیم گرگان چجوری میشه، شاید برگشتم... ان‌شاالله این دفعه یه چیزی می‌شه.» ساعتی پیش از فرستادن این پیام، متین استوری دیگری هم منتشر کرده بود؛ استوری‌ای با عنوان «ساعت صفر» که با آهنگ This Is the End منتشر شده بود. این‌ها آخرین ردپاهای متین منتظرالظهور بود. چند ساعت بعد، میدان آزادی شاهرود پر از دود و اضطراب بود. دکه‌ای در آتش می‌سوخت و صدای تیراندازی لحظه‌ای قطع نمی‌شد. مردم ابتدا متوجه شدند گلوله‌ها از روی آسفالت رد می‌شوند و از زیر پایشان می‌گذرند. خیلی‌ها تصور کردند هدف، فقط ترساندن و پراکنده کردن جمعیت است. اما چند دقیقه بعد، جهت شلیک‌ها تغییر کرد. این‌بار گلوله‌ها مستقیم به سمت مردم نشانه رفتند. متین میان همان جمعیت ایستاده بود. گلوله‌ای جنگی به سینه‌اش اصابت کرد؛ قلب و ریه‌اش را شکافت و او را بر زمین انداخت. سال‌ها پیش، همین دست‌ها دنیای دیگری می‌ساختند. روی زمین می‌نشست، چند برگ کاغذ، یک قیچی و کمی چسب کنارش می‌گذاشت و ساعت‌ها بی‌صدا ماکت می‌ساخت. دیوارها را با حوصله کنار هم می‌گذاشت، سقف را اندازه می‌کرد و از دل چند تکه کاغذ، خانه‌ای تازه جان می‌گرفت. خانواده‌اش از همان روزها می‌گفتند متین عاشق ساختن است. شاید برای همین بود که بعدها معماری خواند. همان دست‌هایی که روزی کاغذها را تا می‌زدند، سال‌ها بعد نقشه می‌کشیدند. اما رؤیای متین فقط ساختن ساختمان نبود. همیشه می‌گفت می‌خواهد آن‌قدر پولدار شود که بتواند به دیگران کمک کند. کمک کردن برایش یک شعار نبود؛ بخشی از زندگی‌اش بود. از آن آدم‌هایی بود که اگر کسی به او زنگ می‌زد، کمتر پیش می‌آمد جوابش «نه» باشد. می‌شد رویش حساب کرد. دست‌ودلباز بود و خنده‌هایش آن‌قدر به دل می‌نشست که بودن کنارش، حال آدم‌ها را بهتر می‌کرد. متین، تنها فرزند خانواده بود. همه مقدمات مهاجرتش هم فراهم شده بود؛ بلیت سفر را گرفته بود و می‌توانست زندگی تازه‌ای را در جایی دیگر آغاز کند. اما چند شبی بود که شاهرود آرام نداشت. مردم به خیابان آمده بودند و او تصمیم گرفت پیش از رفتن، خودش را به آن شهر برساند و کنار مردم بایستد. او را به بیمارستان بهار شاهرود رساندند. وقتی خانواده رسیدند، مسئولان حضور متین را انکار کردند. پدر و مادرش چهار روز میان بیمارستان و نهادهای مختلف و مراجعه کردن‌های پیاپی سرگردان بودند تا سرانجام توانستند پیکر فرزندشان را، در میان تدابیر شدید امنیتی، تحویل بگیرند. می‌گویند آخرین کلمه‌ای که متین پیش از خاموش شدن بر زبان آورد، فقط یک واژه بود: «آزادی.» چهل روز بعد، پدرش پشت تریبون ایستاد و از تأسیس «بنیاد تحصیلی متین» خبر داد؛ بنیادی که قرار بود آرزوی همیشگی پسرش را ادامه دهد؛ کمک به دیگران. اما حتی این یادگار هم از فشارهای امنیتی در امان نماند. هم خانواده متین به دلیل فعالیت در فضای مجازی تحت فشار قرار گرفتند و هم بنیادی که به نام او شکل گرفت، با محدودیت‌ها و فشارهای امنیتی روبه‌رو شد. دست‌های متین دیگر ماکتی نمی‌سازند، نقشه‌ای نمی‌کشند و دست کسی را نمی‌گیرند؛ اما آرزویی که سال‌ها با همان دست‌ها ساخته بود، هنوز با نام «بنیاد تحصیلی متین» نفس می‌کشد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۴/۳۰ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
32
Father’s name
نقی (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death, Killed, Place. Help complete this record

We do not know yet where Matin Montazerolzohour is buried. Help locate this grave

Help verify and complete this record

If you knew Matin Montazerolzohour, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (2)
SourceName as writtenPlaceDate
Office of the President of Iran متین منتظرالظهور — —
Narrata متین منتظرالظهور — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (1)

1 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VAD1CEBB
Evidence tier
D Needs verification — no trusted source has been found for this name yet

Added 15 ottobre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Matin Montazerolzohour. Messages appear after moderation.

Write a message for Matin Montazerolzohour…

Leave a few words in memory of Matin Montazerolzohour. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.