The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Hossein Heydari

حسین حیدری

50 years old · Tehran

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 3019)

#Hossein_Heydari#حسین_حیدری

Shot directly in the back by security forces during protests in Haft-e Tir Square, Tehran.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام حسین حیدری؛ جای همه‌تان کف خیابان خالی

من حسین حیدری هستم؛ مردی از تهران، پدری که خانواده‌اش را دوست داشت و از خندیدن و شادی کردن لذت می‌برد. کسانی که مرا می‌شناختند، بیشتر با لبخند و روحیه‌ی شادم به یادم می‌آورند. فوتبال را دوست داشتم و طرفدار استقلال بودم. رنگ آبی برایم رنگی آشنا و دوست‌داشتنی بود؛ رنگ تیمی که بازی‌هایش را دنبال می‌کردم و به آن علاقه داشتم. دختری داشتم که بودنش بخش مهمی از زندگی‌ام بود. سال گذشته برای تولدم یک جفت پوتین به من هدیه داده بود. هدیه‌ای که شاید در ظاهر ساده به نظر می‌رسید، اما برای من یادگاری از محبت او بود. آن پوتین‌ها را می‌پوشیدم، بی‌آنکه بدانم روزی قرار است نشانه‌ای برای پیدا کردن پیکرم شوند. زندگی من هم مانند بسیاری از مردم ایران با دغدغه‌های روزمره همراه بود. در شهری زندگی می‌کردم که مردمش با مشکلات اقتصادی، محدودیت‌ها و نگرانی از آینده روبه‌رو بودند. نمی‌توانستم نسبت به آنچه بر سر کشورم می‌گذشت بی‌تفاوت بمانم. دی‌ماه ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری ایران گسترش یافت. مردم در شهرهای مختلف به خیابان آمدند و خواسته‌های اقتصادی و سیاسی خود را مطرح کردند. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، هم‌زمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور مردم در خیابان‌ها، تهران نیز شاهد تجمعات گسترده‌ای شد؛ اعتراضاتی که با عنوان انقلاب شیر و خورشید شناخته می‌شود. من هم تصمیم گرفته بودم در اعتراضات شرکت کنم. می‌خواستم صدایم شنیده شود و در کنار مردمی باشم که برای تغییر شرایط زندگی‌شان به خیابان آمده بودند. پیش از حضور در اعتراضات، در پیامی نوشته بودم: «جای همه‌تون کف خیابونه؛ هر شب تا رسیدن به آزادی، یه لحظه هم نمی‌نشینیم.» این حرف را نوشته بودم، چون باور داشتم سکوت کردن نمی‌تواند پاسخ همه آنچه بر مردم گذشته باشد. پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، برابر با ۸ ژانویه ۲۰۲۶، به میدان هفت‌حوض تهران رفتم. آن شب، خیابان‌های نارمک شاهد حضور معترضانی بود که شعار می‌دادند و خواسته‌هایشان را فریاد می‌زدند. در اطراف میدان، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مستقر شده بودند و فضای شهر با تیراندازی و سرکوب همراه شد. در جریان همان اعتراضات، از پشت سر هدف گلوله جنگی قرار گرفتم. گلوله‌ها به پشت سر و پهلویم اصابت کردند و به‌شدت مجروح شدم. من با دست‌های خالی در خیابان حضور داشتم، اما نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی با سلاح جنگی به سوی معترضان شلیک می‌کردند. پس از مجروح شدنم، مرا به بیمارستان منتقل کردند. خانواده‌ام که از سرنوشتم بی‌خبر بودند، با تلفن همراهم تماس گرفتند و فهمیدند که به بیمارستان برده شده‌ام. جست‌وجو برای پیدا کردنم آغاز شد، اما پیدا کردن من در میان آن همه مجروح و جان‌باخته آسان نبود. آن شب بیمارستان الغدیر تهران با شمار زیادی از مجروحان و پیکرهای کشته‌شدگان روبه‌رو شده بود. ظرفیت سردخانه پاسخگوی شمار جان‌باختگان نبود و پیکرهای بسیاری را در راهروها و حیاط پشتی بیمارستان قرار داده بودند. پیکر من نیز در حیاط پشتی بیمارستان، میان پیکرهای دیگر و پیچیده در پتویی آبی قرار داشت. خانواده‌ام پس از جست‌وجوی بسیار سرانجام مرا پیدا کردند. اما آنچه باعث شد مرا بشناسند، صورتم نبود. پوتین‌هایم بود، همان پوتین‌هایی که دخترم سال گذشته برای تولدم خریده بود. هدیه‌ای که روزی با شادی و محبت به من داده شده بود، حالا در میان پیکرهای بی‌جان، نشانه شناسایی پدرش شده بود. تنها دو روز تا تولدم باقی مانده بود. قرار بود روز دیگری از زندگی‌ام آغاز شود، اما خانواده‌ام به‌جای آماده شدن برای تولدم، در جست‌وجوی پیکرم بودند. پس از پیدا شدنم، خانواده برای تحویل پیکر با فشارهای امنیتی روبه‌رو شدند. سرانجام روز ۲۲ دی ۱۴۰۴، پیکرم را تحویل گرفتند و مراسم خاک‌سپاری در شرایط امنیتی برگزار شد. در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شدم. برای نزدیکانم، از من خاطراتی باقی ماند که تنها به آخرین شب زندگی‌ام محدود نمی‌شد؛ خنده‌هایم، علاقه‌ام به فوتبال، رنگ آبی و روزهایی که در کنار خانواده گذرانده بودم. من حسین حیدری هستم.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: سیروان · Written ۱۴۰۵/۰۲/۲۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
50
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Tehran
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
اسداله (in Persian) ↗
Born
sabato 10 gennaio 1976 ↗
Favourite team
استقلال (in Persian) ↗

Burial details

Section
قطعه ۲۴۹، ردیف ۵۰۱، شماره ۵

Names and spellings

Name on this record
حسین حیدریHossein Heydari

How the sources wrote the name

  • Hossein Heidari
    Iran International, iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Hossein Heydari, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (6)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Hossein Heydari — 2026-01-08
Iran International Hossein Heidari Tehran 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] Hossein Heidari Tehran 2026-01-08
نشانی سرو حسین حیدری — —
IranTrial حسین حیدری تهران 1404/10/18
Narrata حسین حیدری — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (9)

9 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VB166B53
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Hossein Heydari. Messages appear after moderation.

Write a message for Hossein Heydari…

Leave a few words in memory of Hossein Heydari. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.