The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Hamed Talebi Chamgardani

حامد طالبی چمگردانی

21 years old · Chamgardan, Isfahan

venerdì 9 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 1765)

#Hamed_Talebi_Chamgardani#حامد_طالبی_چمگردانی
Add information

Their story

Hamed Talebi, 21, killed in Chamgardan, Lanjan, Isfahan. Hamed was arrested on January 9 in the presence of his friend. The family searched for him in prisons for several days until his body was found in Bagh Rezvan. Even on the day of the burial, the family was not allowed to see the rest of the body except for the face. There were signs of beatings on Hamed's face. In the washroom before burial, Hamed Talebi's shroud was opened, his teeth were broken, his neck and his chest were bruised.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام حامد طالبی؛ یک روز اسم من جهانی میشه

حامد را هر کس می‌شناخت، بیشتر از هر چیز با شورِ زندگی‌اش به یاد می‌آورد؛ با خنده‌هایی که از ته دل بود، با موسیقی‌ای که همیشه در خانه می‌پیچید و با انرژی‌ای که هر جمعی را گرم‌تر می‌کرد. اگر چیزی می‌خرید، اول سهم دیگران را می‌داد و بعد به خودش می‌رسید. باران که می‌بارید، مادرش را سوار ماشین می‌کرد و برای یک دورِ کوتاه بیرون می‌برد. همیشه هوای مادرش را داشت و اگر از او می‌پرسیدند عزیزترین آدمِ زندگی‌ات کیست، فقط یک جواب داشت: «خط قرمزم مامانمه.» جاویدنام حامد طالبی، متولد ۱۰ اسفند ۱۳۸۳، جوانی ۲۱ سالهٔ اهل چمگردان، از توابع شهرستان لنجانِ اصفهان بود. چند سال تکواندو کار کرد و دان دو گرفت. به محض آنکه هجده‌ساله شد، گواهی‌نامهٔ رانندگی گرفت و خیلی زود به خدمت سربازی رفت. در ارتش آشپز بود و هم‌زمان با اسنپ کار می‌کرد تا کمک‌خرجِ خانواده باشد. آرزوهایش هم جنسِ زندگی بودند؛ دلش می‌خواست یک پژو ۴۰۵ سفید بخرد، زندگیِ خودش را بسازد و همیشه با خنده به مادرش می‌گفت: «مامان، زودتر آستین بالا بزن، می‌خوام برات عروس بیارم.» وقتی بیماریِ پدر، آرامشِ خانه را بر هم زد، حامد بیشتر از همیشه کنار خانواده ایستاد. روزی که با شنیدن فریادِ پدر، اورژانس را خبر کرد و بعد فهمیدند او به تومور مغزی مبتلاست، بسیاری از برنامه‌های شخصی‌اش را کنار گذاشت تا در رفت‌وآمدهای درمان، همراه پدر باشد و بارِ نگرانی را از دوش مادرش کم کند. برای برادرش آرش هم فقط یک برادر نبود؛ پشت‌وپناهش بود و دلش می‌خواست هرچه برای خودش دارد، آرش هم داشته باشد. شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، هم‌زمان با اعتراضات سراسری، تصمیم گرفت از خانه بیرون برود. پیش از رفتن، پدر به او گفت: «حامد نرو، امشب می‌کشن.» اما تصمیمش را گرفته بود. خداحافظیِ کوتاهی کرد و رفت؛ با همان شور و شتابی که همیشه داشت. آن شب، یکی دو بار با مادرش تماس گرفت. صدایش از میان هیاهوی خیابان می‌آمد. گفت: «مامان… اینجا قیامته، خیلی شلوغه.» بعد، مثل همیشه، تلاش کرد دلِ مادرش را آرام کند: «نگران نباش، زود میام. مجبورم گوشیمو خاموش کنم، نگران نشی.» این آخرین باری بود که خانواده صدای او را شنیدند. بعد از آن، هرچه با او تماس گرفتند، پاسخی نیامد. هر دقیقه‌ای که می‌گذشت، نگرانی بیشتر می‌شد. کمی بعد خبر رسید که در شهر مردم را به گلوله بسته‌اند. از همان شب، جست‌وجوی خانواده آغاز شد. به بیمارستان‌ها و هر جایی که احتمال می‌دادند خبری از حامد داشته باشند، سر زدند؛ اما هر بار با همان پاسخ روبه‌رو شدند: «اینجا نیست.» این جست‌وجو چهار روز ادامه داشت؛ چهار روزی که میان امید و بی‌خبری گذشت. روز پنجم، انتظارِ خانواده در باغ رضوانِ اصفهان پایان یافت. یکی از بستگان جاویدنام کوروش ضیایی که برای تحویلِ پیکرِ برادرش به آنجا رفته بود، حامد را شناسایی کرد. آثار شکنجه بر پیکرش آشکار بود و کبودی‌های روی صورت و زیر چشم‌هایش به‌وضوح دیده می‌شد. چهار روز پیش، با امید از خانه بیرون رفته بود؛ چهار روز بعد، تنها پیکرش به خانواده بازگردانده شد. هیچ‌کس نمی‌داند در آن چهار روز چه بر حامد گذشت. نمی‌دانیم در آن ساعت‌ها چه رنجی را تحمل کرد، آخرین بار به چه کسی فکر کرد، نام چه کسی را زیر لب صدا زد یا با چه امیدی چشم‌هایش را بست. تنها چیزی که از آن روزها به خانواده رسید، پیکری بود که آثار شکنجه را با خود داشت؛ پیکری که پاسخِ بسیاری از پرسش‌ها را برای همیشه با خود برد. پس از جان‌باختنش نیز فشارها ادامه داشت. از خانواده تعهد گرفتند که مراسمی در مسجد برگزار نکنند، شعاری داده نشود و خاک‌سپاری در سکوت انجام شود. صبح زود، ساعت هفت، پیکرش را در آرامستان بقیع چمگردان به خاک سپردند. اما آن سکوت دوام زیادی نداشت. چهل روز بعد، دوباره مردم بر مزارش جمع شدند. برای جوانی که فرصت داماد شدن پیدا نکرد، لباس دامادی آوردند، پول بر مزارش ریختند، دست زدند و نامش را صدا کردند. آن روز، هیچ‌کس تلاش نکرد اندوهش را پنهان کند؛ همه آمده بودند تا حامد را همان‌گونه بدرقه کنند که او زندگی کرده بود؛ با لبخند، با عشق و با احترام. مادرش، هر بار که از او حرف می‌زند، بیش از هر صفتی فقط یک کلمه را تکرار می‌کند: «مظلوم.» شاید حق با او باشد. اما حامد، فقط روایتِ مظلومیت نیست. روایت پسری است که زندگی را با تمام وجود زندگی کرد؛ با خنده‌های بلند، با موسیقی، با امید و با زندگی‌ای که هنوز فصل‌های نانوشتهٔ بسیاری پیش رویش بود. گلوله‌ها فرصتِ ادامهٔ آن زندگی را از او گرفتند، اما نتوانستند رؤیایی را که برایش جان داد، از یادِ این سرزمین ببرند. امروز، نام حامد طالبی، فراتر از شهر کوچک چمگردان، در کنار نام فرزندان جاویدنام ایران ایستاده است؛ همان‌گونه که خودش بارها گفته بود: «یک روز اسم من جهانی می‌شود.»

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۴/۲۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
21
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Chamgardan, Isfahan
Cause of death
Beating
Father’s name
حمید (in Persian) ↗
Born
lunedì 28 febbraio 2005 ↗
Occupation
آشپز (in Persian) ↗

Names and spellings

Name on this record
حامد طالبی چمگردانیHamed Talebi Chamgardani

How the sources wrote the name

  • Hamed Talebi Chamgordani
    Iran Human Rights (IHRNGO)
  • Hamed Talebi
    iranvictims.com
  • حامد طالبی
    IranTrial, Narrata

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Hamed Talebi Chamgardani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Hamed Talebi Chamgordani — 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] Hamed Talebi Chamgardan, Isfahan 2026-01-09
IranTrial حامد طالبی چمگردان 1404/10/19
Narrata حامد طالبی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VC02716A
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Hamed Talebi Chamgardani. Messages appear after moderation.

Write a message for Hamed Talebi Chamgardani…

Leave a few words in memory of Hamed Talebi Chamgardani. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.