Ali Anbarestani
علی عنبرستانی
37 years old · Tehran
giovedì 8 gennaio 2026
Ali Anbarstani, 37. Killed by the Islamic Republic regime on January 8, 2026, in Tehran. علی عنبرستانی
Their story
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
- IranTrial: کشتهشده
Their narrative
جاویدنام علی عنبرستانی
امسال آویسا شمعهای کیک تولدش را بیحضور پدر خاموش کرد. از پدرش ویدیوهایی به جا مانده که مهر او به این دختر را بیواسطه نشان میدهد. علاقهای در آن قابها پیداست که به هیچ توضیحی نیاز ندارد. اکنون، از آن همه حضور، همین قابها مانده است و صندلیای که در جشن تولد امسال خالی ماند. علی عنبرستانی سیوهفت سال داشت. مهندس متالورژی و ورزشکار بود، ریشهاش به سبزوار میرسید و زندگیاش در تهران میگذشت. وقتی برای همیشه رفت، آویسا هشت سال بیشتر نداشت. اگر بخواهیم علی را از میان گفتههای نزدیکانش بشناسیم، تصویری که پیش چشم میآید تصویر مردی است که حضورش برای دیگران معنای پناه داشت. در خانهی پدری، علی فرزند آخر بود؛ پسر کوچکی که مادر دلبستگی خاصی به او داشت. اما برای خواهرش، این برادر کوچکتر جایگاهی بسیار بزرگتر از سن و ترتیب تولدش داشت. خواهرش علی را تکیهگاه و پشتوپناه خود میدانست و میگوید هر بار که گرفتار مشکلی میشد، علی به یاریاش میآمد. دوستان و آشنایان نیز او را با صفتهایی یاد میکنند که کمکم و در گذر سالها به دست میآید، نه در یک روز: صبور، بامرام و شریف. یکی از آشنایانش در چند کلمهی ساده همهی اینها را گفته است: «علی آقای مهربون، باادب، مردمدار و بامعرفت... داغت خیلی سنگینه، خیلی...» زمستان ۱۴۰۴ با خشمی آغاز شد که از دل بازار تهران برخاست. از هفتم دی، بازاریان و کسبه در اعتراض به آشفتگی بازار و سقوط ارزش پول ملی مغازههایشان را بستند. صدای آنها، روز به روز، از راستههای بازار فراتر رفت و به شهرهای دیگر رسید. سهشنبه ۱۶ دی، شاهزاده رضا پهلوی نخستین فراخوان خود را منتشر کردند. ایشان از ایرانیان درخواست کردند که شبهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی، رأس ساعت هشت، صدایشان را با هم بلند کنند؛ هر کس از هر جا که میتواند، در خیابان یا از خانه. شامگاه پنجشنبه، شهرها پاسخ دادند. در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر، جمعیتی به خیابان آمد که از انقلاب ۱۳۵۷ به این سو کمتر نظیرش دیده شده بود. در همان ساعتها اینترنت کشور قطع شد و خیابانها در بیخبری فرو رفتند. علی نیز آن شب به این فراخوان پاسخ مثبت داد و شامگاه ۱۸ دیماه، برای پیوستن به اعتراضات خیابانی به خیابان هفتحوض در نارمک رفت. همانجا، از بالای ساختمان کلانتری، به سوی او شلیک شد. گلوله به سرش اصابت کرد و علی جان باخت. مهندسی که سالها خود را به یاری دیگران رسانده بود، بیآنکه فرصت وداع با دخترش را بیابد، در خیابانی از شهر خودش بر زمین افتاد. هیچکدام از کسانی که بارها به او پناه برده بودند، کنارش نبودند. خانواده بیخبر ماندند. بارها با تلفن همراهش تماس گرفتند و هر بار تماس بیپاسخ ماند. این بار ماجرا وارونه شده بود؛ کسی که همیشه خودش به سراغ گرفتاریهای خانواده میآمد، حالا خود در جایی بود که هیچ صدایی به او نمیرسید. سرانجام یکی از آشنایان خبر داد که همهی زخمیها را به بیمارستان الغدیر بردهاند. در الغدیر، خانواده با پیکر شمار زیادی از جانباختگان روبهرو شدند و در میان آنها علی را شناختند. به گفتهی خواهرش، علی شب ۱۸ دی در حیاط همین بیمارستان بود و خانواده روز ۱۹ دی پیکرش را بهزور از زیرزمین همان بیمارستان تحویل گرفتند. بنا بر گزارشها، تحویل پیکر او، مانند بسیاری از پروندههای مشابه، تنها پس از دریافت «حق تیر» ممکن شد؛ پولی که از خانوادهها بابت گلولهای گرفته میشد که جان عزیزشان را گرفته بود. فشارهای امنیتی فرصت وداعی آرام به خانواده نداد. پدر و برادر علی پیکرش را شبانه به سبزوار، شهر آباد و اجدادیاش، بردند. علی همانجا به خاکسپرده شد و مراسم چهلمش نیز در همان شهر برگزار شد. مردی که عمری پشت و پناه دیگران بود، در آخرین مسیرش به پدر و برادرش سپرده شد تا او را در دل شب به خاک نیاکانش برسانند. از آن روز، مادری که به پسر کوچکش دلبستگی خاصی داشت، در سوگ او بیتابی بسیار میکند. خواهرش ویدیویی از او در اینستاگرام منتشر کرد و در کنارش نوشت: «الهی داداش، حیف تو… بمیرم برات دُردونهی قلب آبجی. با چه آرزوهایی رفتی زیر خاک داداش… علی، برای صبر دل مامان دعا کن، داره دق میکنه. آخ خدا، کاش یه خواب بود… نامت جاودان، شهید وطن.» خواهری که سالها در هر گرفتاری علی را کنار خود داشت، اکنون از او میخواهد این بار برای صبر دل مادر دعا کند. ایران اینترنشنال کارزاری با عنوان «بیمارستان الغدیر» راه انداخت تا جاویدنامهایی را که به این بیمارستان منتقل شده بودند شناسایی کند. علی عنبرستانی بیستودومین نامی بود که در این فهرست شناسایی شد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۳/۰۷ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 37
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Cause of death
- Gunshot wound
- Occupation
- ورزشکار (in Persian) ↗
We do not know yet where Ali Anbarestani is buried. Help locate this grave
Do you know this person?
If you knew Ali Anbarestani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (6)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Ali Anbarestani | — | 2026-01-08 |
| Hengaw | Ali Anbarestani | Tehran | 2026-01-08 |
| Iran International | Ali Anbarestani | Tehran | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] | Ali Anbarestani | Tehran | 2026-01-08 |
| IranTrial | علی عنبرستانی | تهران | 1404/10/18 |
| Narrata | علی عنبرستانی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (7)
7 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VC05444E
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Ali Anbarestani. Messages appear after moderation.
Write a message for Ali Anbarestani…
Do you know Ali Anbarestani? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos