The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Alireza Amani

علیرضا امانی

23 years old · Bushehr

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

#Alireza_Amani#علیرضا_امانی

Alireza Amani, a 23-year-old young man from Abpakhsh, a suburb of Dashtestan in Bushehr province, was shot dead by the forces of the oppressive apparatus on the evening of 18 Dey in Abpakhsh.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام علیرضا امانی؛ رقص چمر در هیاهوی بادها

صدای یک‌نواخت و غمناک چرخ خیاطی مادر، سال‌ها موسیقی متن خانه‌ای کوچک در خاک تفتیده‌ی آب‌پخش دشتستان بود. زنی که هر صبح با سوزی که در چشم و عشقی که در انگشتانش داشت، تکه‌پارچه‌ها را به هم می‌دوخت تا آرزوهای قد کشیدن تنها پسرش را لابه‌لای کوک‌ها رج بزند. پدر، با دست‌هایی که از سال‌ها کارگری در پروژه‌های سخت جنوب ترک خورده و پینه بسته بود، غروب‌ها خستگی‌اش را با تماشای قامت بلند علیرضا از تن می‌تکاند. علیرضا، بیست‌وسه ساله‌ی دشتستان، جوان برومندی که با ورزش بدن‌سازی اندامی ورزیده ساخته بود، تازه طعم رهایی از خدمت اجباری سربازی را چشیده بود. او تک‌پسر خانواده بود؛ پناه و امید دو خواهری که او را چون جان شیرین دوست می‌داشتند. آرزوهای علیرضا بزرگ و دست‌نیافتنی نبودند؛ در کلام ساده‌اش تنها شوق یافتن کاری پایدار در شرکت‌های صنعتی بوشهر و ساختن آشیانه‌ای کوچک برای آغاز یک زندگی مشترک موج می‌زد. اما دست تقدیر سرنوشت او را با خطوط دیگری نگاشت. غروب سرد هجدهم دی‌ماه، آب‌پخش آغشته به التهابی غلیظ بود. خیابان‌ها سرشار از خشم فروخورده و فریادهای عدالت‌خواهی جوانانی بود که سهم خود را از زندگی و کرامت انسانی طلب می‌کردند. در آن هیاهوی سرخ، علیرضا نیز با همان شجاعت ذاتی‌اش در صف اول ایستاده بود. ناگهان، در نزدیکی پایگاه بسیج شهر، سکوت شب با شلیک مستقیم اسلحه شکسته شد. گلوله‌ای جنگی و گداخته، سینه هوا را شکافت و مستقیماً بر گلوگاه علیرضا نشست. تارهای صوتی و شریان‌های گردن آن پهلوان جوان در تلاقی با سرب گداخته از هم گسیخت. خون گرم او، خاک تف‌دیده‌ی دشتستان را رنگین کرد. با این‌که دستان پرمهر شهروندان پیکر نیمه‌جانش را با شتاب به بیمارستان رساند، اما فوران خون مجالی برای احیا نگذاشت و او پیش از آن‌که سپیده‌ی صبح را ببیند، جان به جان‌آفرین تسیلم کرد و به جاودانگان پیوست. مرگ او پایان مصیبت نبود، بلکه آغاز شکنجه‌ای روانی و کشدار برای خانوده‌اش شد. نهادهای امنیتی با چنگ انداختن بر پیکر بی‌جان علیرضا، او را به سردخانه‌ی پزشکی قانونی منتقل کردند و گروگان‌گیری بوروکراتیک جسد آغاز شد. کالبدشکافی‌های مکرر و چهار روز ممانعت از تحویل جسد، کارد کشیدن بر زخم‌های باز پدر و مادری داغ‌دار بود. مأموران، تسلیم پیکر را مشروط به سکوت خانواده، عدم دعوت از مردم و برگزاری تشییعی بی‌صدا و غریبانه کردند. در آن چهار روز تیره، چرخ خیاطی مادر برای همیشه از کار ایستاد و دیگر هیچ سوزنی سینه پارچه‌ای را نشکافت. پدر پیر، قامت خمیده‌اش را بر دیوارهای سرد سردخانه تکیه داده بود و در دل، خشمی گدازان را پنهان می‌کرد. بالاخره پس از اخذ تعهدهای اجباری، اجازه خاک‌سپاری صادر شد و علیرضا در غربت خاک دشتستان آرام گرفت، اما یاد او هرگز مدفون نشد. اندوه این فقدان، در کالبد خانواده‌ی امانی به شکلی غریب و تکان‌دهنده بازتعریف شد. ویدیویی که از رقص سوگ خانواده بر مزار او منتشر شد، مرزهای عزاداری سنتی را درنوردید و شگفتی‌آفرین شد. در این آیین، که تداعی‌گر سنت دیرینه‌ی «چمر» در میان اقوام جنوب غرب ایران بود، رقص نه نشانه‌ای از شادمانی، بلکه طغیانی عمیق علیه ظلم و ابراز غرور به مرگ قهرمانانه جوان ناکام‌شان بود. خواهران و مادر با گام‌هایی سنگین، موزون و باوقار، دایره‌وار بر گرد گورش حرکت می‌کردند. پا کوبیدن محکم آن‌ها بر خاک، بیدارباشی برای زمین بود. دست‌های گره‌خورده در هوا و چشم‌های پر از اشک و خشم‌شان نشان می‌داد که دشمن نتوانسته است با گلوله، قامت این خانه را خم کند. این رقص، تجلی افتخار به برادری بود که تسلیم نشد؛ رزمی بی‌صدا در قالب حرکاتی حماسی که مرگ را از معنای حقارت‌بارش تهی کرد و به مدال افتخار بدل ساخت. چهلمین روز وداع با علیرضا در بهمن‌ماه، به عرصه‌ی دیگری از رویارویی اراده‌ها تبدیل شد. با وجود محاصره‌ی شدید امنیتی و حضور مأمورانی که سایه به سایه جمعیت را رصد می‌کردند، هزاران نفر از سراسر دشتستان و طوایف بومی برای گرامیداشت او به آرامستان سرازیر شدند. اشعار سوزناک ایلاتی در فضای قبرستان طنین‌انداز بود و شعارهای پرخشم، سکوت خفقان‌آور را می‌شکست. در این میان، مأموران تلاش کردند مانع از شکل‌گیری کانون تجمع شوند. در این لحظه حساس، خواهر علیرضا، استوار و بی‌باک، بر بلندای مزار برادر ایستاد. او رو به مأموران و جمعیت خروشان کرد و با صدایی که از صلابت و داغ نشان داشت، گفت: «خواهش می‌کنم. اجازه دهید ما با مردمی که لطف کرده‌اند این‌جا تشریف آورده‌اند صحبت کنیم. بنده تعهد داده‌ام.» با کلام او، سکوتی سنگین همه‌جا را فرا گرفت. خواهر علیرضا، بی آن‌که صدایش بلرزد، خطابه تاریخی خود را آغاز کرد: «به نام وطن، به نام ایران، به نام آزادی و به نام خون جوانانی که بر خاک افتادند تا ما بایستیم... ما را به خاک نشاندید... اما خاک وطن ماست و از دل وطن دوباره پر می‌کشیم...» واژه‌هایش همچون تازیانه‌ای بر چهره‌ی شب‌پرستان فرود می‌آمد و لرزه بر تن مأموران می‌انداخت. سپس او با چشمان بارانی اما مصمم، بندهایی از چامه‌ی معروف شهریار دادور را فریاد زد: «گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهایتان زخم‌دار است. با ریشه چه می‌کنید؟ گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمینِ پرنده‌ای، پرواز را علامت ممنوع می‌زنید. با جوجه‌های نشسته در آشیانه چه می‌کنید؟» طنین پرقدرت این ابیات، غریو تشویق مکرر و بی‌وقفه‌ی حاضران را برانگیخت و اشک‌ها را به سلاح ایستادگی پیوند داد. علیرضا امانی، پسر بدنساز آب‌پخش، با آن قامت رعنا و پیراهنی که با نقش اساطیر ایران آذین شده بود، در بیست‌وسه سالگی زیر خروارها خاک سرد رفت؛ اما داستان او گواهی بر این حقیقت است که تبرهای مأموران سرکوب تنها ساقه‌ها را می‌زنند، اما ریشه‌ها در عمق خاک جنوب زنده‌تر و مستحکم‌تر از همیشه بیدار می‌مانند. دشتستان امروز نام او را نه به عنوان یک قربانی، بلکه به عنوان حماسه‌ای ناتمام در حافظه تاریخی خود ثبت کرده است؛ حماسه‌ای که با هر بار وزش باد لابه‌لای نخل‌های تشنه، دوباره خوانده می‌شود.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: میخک سپید · Written ۱۴۰۵/۰۴/۳۰ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

What we know

Age
23
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Bushehr
Cause of death
Gunshot wound
Place of death
آب‌پخش، بوشهر (in Persian) ↗

We do not know yet where Alireza Amani is buried. Help locate this grave

Do you know this person?

If you knew Alireza Amani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Alireza Amani — 2026-01-08
Iran International Alireza Amani Abpakhsh, Bushehr Province 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] Alireza Amani Abpakhsh, Bushehr Province 2026-01-09
Narrata علیرضا امانی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VD2334CA
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 21 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Alireza Amani. Messages appear after moderation.

Write a message for Alireza Amani…

Leave a few words in memory of Alireza Amani. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.