The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Amir Mohammad Kouhkan

امیرمحمد کوهکن

26 years old · Neyriz, Fars

sabato 3 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 718)

#Amir_Mohammad_Kouhkan#امیرمحمد_کوهکن
Add information

Their story

امیرمحمد شامگاه ۱۳ دی، حدود ساعت ۸:۳۰، در فاصله میان فلکه اصلی و فلکه ۱۵ خرداد نی‌ریز، با اصابت گلوله جنگی جان باخت.‌ مربی و داور فوتسال، اهل شهرستان نی‌ریز در استان فارس بود.‌ به گفته یک منبع آگاه که با بخش راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی فارسی او «را به مهربانی و خوش‌نامی می‌شناختند. در شهرش محبوب بود. از آن آدم‌هایی بود که تاب دیدن رنج دیگران را نداشت و دلش نمی‌خواست مردم را در آن وضعیت ببیند. مرگش برای خانواده و دوستانش ناباورانه و زود بود.»

This text is available in Persian only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام امیرمحمد کوهکن؛ داور و مربی فوتسال

در دامان زاگرس، نی‌ریز بار دیگر سر از افسون تاریخی خود برآورده بود؛ شب‌های خاموشش دگرگونه بودند. از خانه‌های قدیمی و کوچه‌باغ‌های انار، مردم آرام نی‌ریز، خسته و دل‌خون، به خیابان‌ها آمده بودند و شهر، در شب‌های پیاپی اعتراض، رنگ عوض کرده بود. دی‌ماه ۱۴۰۴، در خیابان‌های نی‌ریز هم خیزش مردمی دیده می‌شد که هر شب بر شمارشان می‌افزود. شامگاه شنبه ۱۳ دی، جمعیت معترضان بیشتر از شب‌های پیش بود و در میان جمعیت، امیرمحمد حضور داشت. امیرمحمد کوهکن، ۲۶ ساله، به ورزش فوتسال علاقه داشت. سال‌ها دروازه‌بان بود؛ بعد از آن به مربیگری روی آورد و از سال ۱۳۹۸ در رده‌های پایه و بزرگ‌سالان شیراز و نی‌ریز به آموزش فوتسال پرداخت. بعدها داوری را نیز آغاز کرد و پس از گذراندن دوره‌ها و آزمون‌های داوری، از سال ۱۴۰۲ به‌طور رسمی داور فوتسال شد. سرمربی تیم فوتسال آتیه‌سازان بود و در کنار مربیگری، داوری می‌کرد. در صفحه شخصی‌اش برای شاگردانش از اهمیت کتاب نوشته بود. سینما را دوست داشت، از سفر و ورزش لذت می‌برد و اهل مطالعه بود؛ به‌ویژه فلسفه و ادبیات روسیه و آثار چخوف. کتابخانه شخصی خودش را داشت؛ کتاب‌هایی که برایش ارزشمند بودند. گاهی کتابی را از قفسه برمی‌داشت و به یکی از شاگردانش هدیه می‌داد. امیرمحمد می‌دانست، آموزش فراتر از زمین ورزشی است؛ او دوست داشت چیزی از جهان کتاب و اندیشه را نیز با نوجوانانی که روبه‌رویش می‌ایستادند، قسمت کند. شب ۱۳ دی، اعتراضات در نی‌ریز ادامه داشت. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، نیروهای امنیتی به سوی معترضان شلیک کردند و امیرمحمد بر اثر اصابت چند گلوله جان باخت. چند ساعت بعد، امیرمحمد دیگر به خانه بازنگشت، اما استوری او هنوز دیده می‌شد. چند ساعت پیش از شلیک به او، در صفحه‌اش دیالوگی از فیلم «راننده تاکسی» منتشر کرده بود: «نمی‌دانم. فقط می‌خوام بزنم بیرون و فکرهایی در سرم هست.» خانواده نتوانستند پیکر عزیزشان را در آغوش بگیرند و سوگواری کنند. به گفته شاهدان، نیروهایی که به او شلیک کرده بودند، همان‌جا بالای پیکرش ایستادند و بعد او را با خود بردند و برای مدتی خانواده و دوستانش نمی‌دانستند او کجاست. پدر و مادرش احضار شدند و خانواده تحت فشار قرار گرفتند. از آنان خواسته شد در برابر دوربین صداوسیمای فارس بگویند امیرمحمد معترض نبوده، برای کمک به فقرا از خانه بیرون رفته و به دست معترضان کشته شده است. نیروهای امنیتی از مطلع شدن فدراسیون جهانی فوتبال از قتل این داور خشمگین بودند. هیچ‌وقت پیکرش به خانواده تحویل داده نشد. شب ۲۰ دی‌ماه، خانواده در یک حصر هفت‌ساعته قرار گرفتند؛ بدون دسترسی به تلفن و حتی ساعت. در نیمه‌های شب او را به دارالرحمه بردند و فقط اجازه دادند خانواده چند ثانیه صورتش را ببینند. چند دقیقه بعد، در شرایطی با تدابیر شدید امنیتی و با حضور تنها اعضای خانواده و نیروهای امنیتی، به خاک سپرده شد. آن شب تولدش بود. سه روز بعد از به قتل رسیدن او، در شامگاه ۱۶ دی، نی‌ریز دوباره نام امیرمحمد را در خیابان‌هایش شنید. گروه عظیمی از مردم نی‌ریز، برای یادبود او گرد آمدند؛ شمع روشن کردند، دست زدند و یاد او را گرامی داشتند. اما در همان مراسم یادبود هم نیروهای سرکوبگر به مردم حمله کردند. ویدیوهای یادبود امیرمحمد و حمله به مردم در شبکه بی‌بی‌سی به نمایش گذاشته شد. تصویری هست از امیرمحمد در آرامگاه، روز اول اردیبهشت، زیر درخت زیتون؛ روزی که برای بدرقه پدربزرگش آمده بود. همان‌جا نشسته بود؛ جایی که بعدها خودش در آن آرمید. مادرش کنار مزار او نوشته است: کاش یک‌بار دیگر صدایت می‌کردم و تو می‌گفتی: «جانم مامان.» تو رفتی، اما برای من هنوز همان پسری هستی که با آمدنت خانه جان می‌گرفت و با خنده‌هایت دل مادر روشن می‌شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: آوین · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
26
Killed
sabato 3 gennaio 2026
Place
Neyriz, Fars
Cause of death
Gunshot wound
Born
domenica 10 gennaio 1999 ↗
Occupation
مربی (in Persian) ↗
Place of death
نی‌ریز (in Persian) ↗

We do not know yet where Amir Mohammad Kouhkan is buried. Help locate this grave

Do you know this person?

If you knew Amir Mohammad Kouhkan, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Amir Mohammad Kouhkan — 2026-01-03
Hengaw [2] Amir Mohammad Kouhkan Neyriz 2026-01-03
Iran International Amir Mohammad Kouhkan Neyriz 2026-01-03
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] Amir Mohammad Kouhkan Neyriz 2026-01-03
Narrata امیرمحمد کوهکن — ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
Posts and videos (5)

5 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VC4CCD5B
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Amir Mohammad Kouhkan. Messages appear after moderation.

Write a message for Amir Mohammad Kouhkan…

Leave a few words in memory of Amir Mohammad Kouhkan. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.