The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Mehrshad Shafaei

Photo: IranTrial

Mehrshad Shafaei

مهرشاد شفائی

22 years old · Saveh, Markazi

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 2016)

#Mehrshad_Shafaei#مهرشاد_شفائی

Mehrshad Shafaei, 22, an accounting student, resident of Saveh, was killed on January 8, 2026 during public protests by a direct shot to the heart by government repressive forces.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام مهرشاد شفائی؛ راهت ادامه داره عزیزم

مهرشاد شفائی در ساوه به دنیا آمد و همان‌جا بزرگ شد؛ پسری زادهٔ تابستان، باهوش، خنده‌رو و سرشار از شور زندگی. از نخستین سال‌های مدرسه تا پایان دورهٔ راهنمایی در شمار دانش‌آموزان تیزهوش بود، اما وقتی نوبت انتخاب مسیر تحصیلی رسید، به خواست خودش هنرستان را انتخاب کرد. از همان نوجوانی می‌دانست چه می‌خواهد و برای رسیدن به خواسته‌هایش کوتاه نمی‌آمد. شوخ‌طبعی بخشی جدانشدنی از شخصیتش بود؛ هر جا می‌رفت، خنده و سرزندگی را هم با خود می‌برد و حتی در سخت‌ترین روزها، راهی برای خنداندن اطرافیانش پیدا می‌کرد. سال‌های نوجوانی مهرشاد با بیماری طولانی پدرش گره خورده بود. پدر سال‌ها با سرطان خون دست‌وپنجه نرم کرد و سرانجام در سال ۱۴۰۱ از دنیا رفت. پس از او، مهرشاد مسئولیت خانه را بر دوش گرفت؛ جوانی که هنوز خودش در آغاز راه زندگی بود، اما باید جای خالی پدر را هم تاب می‌آورد. دانشجوی ترم پنجم حسابداری بود و هم‌زمان به‌عنوان ویزیتور کار می‌کرد. به‌تازگی ماشینی خریده بود و در کنار درس و کار، بوکس را هم دنبال می‌کرد. ورزش برایش چیزی فراتر از تمرین و مسابقه بود. هر وقت حرف‌هایی داشت که نمی‌توانست به زبان بیاورد، به ورزش پناه می‌برد و می‌گفت: «ورزش حالم را خوب می‌کند.» در میان همهٔ دلبستگی‌هایش، مادر جای دیگری داشت. مهرشاد عاشق مادرش بود و هیچ شبی بدون بوسیدن او به خواب نمی‌رفت. پس از مرگ پدر، این پیوند عمیق‌تر شده بود؛ مادر و پسر در خانه‌ای که جای یک عزیز خالی مانده بود، پناه یکدیگر بودند. شاید هیچ‌کدام تصور نمی‌کردند روزی برسد که مادر، برای بوسیدن پسرش، دیگر نتواند درِ اتاق او را باز کند. هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، مردم بسیاری در شهرهای ایران به خیابان آمده بودند. مهرشاد نیز تصمیم گرفت به آن‌ها بپیوندد. ساعت هفت شب، مادرش را در آغوش گرفت و بوسید؛ همان بوسهٔ آشنای همیشگی، بی‌آنکه مادر بداند این آخرین‌بار است که گرمای آغوش پسرش را احساس می‌کند. ساعت هفت‌ونیم شب، خانواده با او تماس گرفتند. مهرشاد گفت: «مامان، این‌جا جنگه.» او همیشه اهل شوخی بود، به همین خاطر، خانواده این بار هم حرفش را چندان جدی نگرفتند. ساوه در تصورشان شهری کوچک و آرام بود؛ باور نمی‌کردند خیابان‌های آشنای شهرشان به چنین صحنه‌ای تبدیل شده باشد. ساعت هشت‌ و ربع دوباره تماس گرفتند. صدای مهرشاد بر اثر گاز اشک‌آور گرفته بود. خانواده می‌خواستند به کمکش بروند، اما مخالفت کرد و گفت: «اوضاع خوب نیست، نیایید.» ساعت نه‌ و ربع، بار دیگر صدایش را شنیدند. این بار گفت: «تا یه ربع دیگه میام خونه.» فقط یک ربع. همین اندازه فاصله میان انتظار خانواده و بازگشت پسری بود که هر شب به خانه می‌آمد و پیش از خواب مادرش را می‌بوسید. اما آن یک ربع گذشت و مهرشاد نیامد. تماس‌های بعدی بی‌پاسخ ماند و سرانجام تلفنش از دسترس خارج شد. ساعت ده شب، تلفن خانه زنگ خورد. این بار صدای مهرشاد نبود. از بیمارستان تماس می‌گرفتند. خانواده سراسیمه خود را به بیمارستان رساندند. هنوز امید داشتند او را زنده پیدا کنند، اما مهرشاد پیش از رسیدن آن‌ها جانش را از دست داده بود. پیکر جوانش بر برانکارد قرار داشت، زیر پارچه‌ای سفید؛ همان پسری که چند ساعت پیش مادرش را در آغوش گرفته و قول داده بود به خانه برگردد. آنچه از واپسین لحظات مهرشاد به دست آمده، حکایت از آن دارد که پس از آخرین تماس، به‌سمت خودروی خود در خیابان طالقانی ۳ می‌رفت. در راه، چشمش به فردی مجروح افتاد و برای کمک به او نزدیک شد که در همان لحظات، هدف شلیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلوله‌ها به ناحیهٔ قلبش اصابت کردند و دیگر فرصتی برای بازگشت به خانه باقی نماند. کاپشنی که آن شب بر تن داشت، از داخل پاره شده بود. خانواده هرگز به‌درستی نفهمیدند این پارگی چگونه ایجاد شده است؛ آیا مهرشاد برای بستن زخم آن فرد مجروح از لباسش استفاده کرده بود یا هنگام جابه‌جایی روی زمین، کاپشنش پاره شده بود؟ پرسشی که در میان ابهام‌های آن شب بی‌پاسخ ماند. حتی پس از آنکه خانواده مهرشاد را از دست دادند، برای به خاک سپردنش نیز با مانع روبه‌رو شدند. برای تحویل پیکرش با سخت‌گیری‌ها و اتهام‌هایی مواجه شدند. یک‌بار او را به موساد نسبت دادند و بار دیگر به داعش. پیکر مهرشاد را روزها به خانواده تحویل ندادند و سرانجام، پس از گرفتن تعهدات سخت، اجازهٔ خاکسپاری صادر شد. حتی فرصت آخرین وداع، دیدن دوبارهٔ چهره و در آغوش کشیدن پسرشان را از خانواده گرفتند. مهرشاد را در ۲۴ دی‌ماه ۱۴۰۴، دور از جمع دوستان و آشنایان، در سکوت و غریبانه، به خاک سپردند. اما زندگی برای مادر مهرشاد، پس از آن شب، دیگر به روزهای پیش از هجدهم دی‌ماه بازنگشت. تقویم، رسیدن بهار را نشان می‌دهد. سالی تازه آغاز شده، اما مادر مهرشاد هنوز در زمستانی ایستاده است که با رفتن پسر بیست‌ویک‌ساله‌اش آغاز شد. بر سر مزار او خم شده، دست می‌زند و رو به سنگی که نام پسرش بر آن نشسته، سال نو را تبریک می‌گوید؛ گویی مهرشاد روبه‌رویش ایستاده و صدای مادر را می‌شنود: «سال نو مبارک… مبارک عزیز دلم… مبارک شجاع وطن… مبارک عزیز میهن… مبارک فرزند ایران…» و بعد، از میان همهٔ تبریک‌ها، حسرتی بیرون می‌ریزد که هیچ مادری نباید بر مزار فرزندش به زبان بیاورد: «فدات بشه مادر، کاش مادر جات می‌رفت…» مادر هنوز رو به مهرشاد دارد. هنوز با او حرف می‌زند. هنوز پسرش را مخاطب قرار می‌دهد: «راهت ادامه داره عزیزم… راهت ادامه داره.»

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۳/۳۰ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Mehrshad Shafaei
Photo: IranTrial

Part of these events

What we know

Age
22
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Saveh, Markazi
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
محمد (in Persian) ↗
Born
lunedì 5 luglio 2004 ↗
Occupation
دانشجوی حسابداری (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
بهشت رضوان ساوه
Section
10
Row
4

Do you know this person?

If you knew Mehrshad Shafaei, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mehrshad Shafaei — 2026-01-08
iranvictims.com Mehrshad Shafaei Saveh 2026-01-08
IranTrial مهرشاد شفائی Unidentified ۱۸ دی ۱۴۰۴
Narrata مهرشاد شفائی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (1)

1 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VD780897
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mehrshad Shafaei. Messages appear after moderation.

Write a message for Mehrshad Shafaei…

Leave a few words in memory of Mehrshad Shafaei. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.